زندهسوزاندن 2بسیجی
یکی از تکاندهندهترین روایتهای کشتهسازی منتشرشده در روزهای اخیر، مربوط به ماجرای 2بسیجی است که در جریان آتشزدن مسجد سیدالشهدا(ع) پاکدشت زندهزنده سوزانده شدند و به شهادت رسیدند. علیاکبر زارعی و طاها عزیزیخواه که در این مسجد حضور داشتهاند، هدف حمله گروهی از اغتشاشگران قرار میگیرند و با اقدام برنامهریزیشده، سوزانده میشوند. براساس گزارشها و روایتهای میدانی، مهاجمان با وجود اطلاع از حضور این دو شهید در داخل مسجد، بهصورت سازمانیافته مانع خروج آنها میشوند و سپس با پرتاب کوکتل مولوتوف به داخل مسجد، آتشسوزی عمدی به راه میاندازند؛ اقدامی جنایتکارانه که سبب سوختن و شهادت این دو بسیجی میشود.
سنگی که جان جوان گیلانغربی را گرفت
جوانی کارگرزاده از منطقه گیلانغرب که حسابی درسخوان هم بوده، یک روز به همراه دوستش هوای قدمزدن در منطقه تجریش تهران میکند.
حین قدمزدن، یکباره سروکله عدهای اغتشاشگر پیدا میشود و شروع به سنگزدن به سمت نیروهای انتظامی میکنند. شدت سنگزدن اغتشاشگران به حدی بوده که این جوان رعنا و دوستش را مجبور میکند تا در یک نقطه امن پناه بگیرند. گویا یک لحظه شدت سنگزدنها کم میشود و برای همین این جوان و دوستش تصمیم میگیرند از آن نقطه بیرون بیایند. همین که بیرون میزنند، سنگی از بالای یک ساختمان به سر شاگرد اول قصه ما برخورد میکند و موجب جانباختنش میشود.

شهادت کودک 3ساله در آغوش پدر
ملینا اسدی، کودک 3ساله کرمانشاهی یکی از قربانیان راهبرد کشتهسازی تروریستها در روزهای اخیر بودهاست که پیکرش صبح یکشنبه با حضور خیل عظیمی از مردم کرمانشاه تشییع و به خاک سپرده شد. ملینا و پدرش پنجشنبهشب هفته گذشته برای تهیه دارو به داروخانهای در کرمانشاه مراجعه کرده بودند که ازسوی تروریستها محاصره میشوند و دختربچه 3ساله در آغوش پدرش به شهادت میرسد. براساس روایت مادربزرگ ملینا، پدر گمان میکند دخترش از ترس صدای تیراندازیها بیهوش شدهاست و بهسرعت او را به خانه میبرد، اما آنجا متوجه میشود کودک 3سالهاش تیر خورده و به شهادت رسیده است.
سوزاندن دختران جوان در فروشگاه
یکی از جنایتهای داعشصفتانه تروریستها در روزهای اخیر، در یک فروشگاه زنجیرهای در شرق تهران رقم خورد؛ ماجرایی که طی روزهای اخیر ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیتملی مجلس از آن پرده برداشت و بازتاب گستردهای در رسانهها و افکارعمومی داشت. ماجرا از جایی آغاز میشود که بهدنبال حمله اغتشاشگران و تروریستها به یک فروشگاه زنجیرهای در شرق تهران، 3دختر کارمند این فروشگاه با بستن درهای فروشگاه، در داخل پناه میگیرند، اما اغتشاشگران با شکستن شیشهها و پرتاب کوکتلمولوتف، فروشگاه را به آتش میکشند؛ اقدامی که سبب سوختن و شهادت این دختران جوان میشود.

یک جنایت هولناک در قزوین
18دیماه1404 جنایت هولناک دیگری ازسوی تروریستها در قزوین رقم خورد و طی آن، افشین حقشناس، جوان مدافع امنیت به طرز فجیعی ازسوی تروریستها به شهادت رسید.
بهگفته شاهدان عینی، تروریستها پس از اینکه این شهید را محاصره میکنند، با آلت قتالهای شبیه تبر به سر او ضربه میزنند و یک دست او را از بدنش جدا میکنند. شاهدان عینی تأکید کردهاند که تروریستها قصد داشتهاند پیکر افشین حقشناس را به آتش بکشند، اما با ورود مردم موفق به این کار نشده و از صحنه جنایت متواری شدهاند.
فکر کردند مردهام، رهایم کردند
روایت یکی از مدافعان امنیت از اقدامهای جنایتکارانه تروریستها نیز پرده دیگری از قساوت آنان بود. این جوان در گفتوگویی تشریح میکند که چگونه اغتشاشگران او را محاصره کرده و سپس با هر وسیلهای که در اختیارشان بود، از مشت و لگد گرفته تا چوب و چاقو، به قصد کشتن، به او ضربه میزنند.
تروریستها پس از اینکه این مدافع امنیت بیهوش میشود، با وارد آوردن چندین ضربه چاقو به او، به گمان اینکه وی کشته شدهاست، رهایش میکنند و از صحنه متواری میشوند.

شلیک به سر از فاصله نزدیک
گفته میشود در اغتشاشات روزهای گذشته تعداد شهدای حافظ امنیت و مردم نسبت به هلاکت تروریستها و اغتشاشگران،
یک به۱۰ بوده است؛ یعنی یک تروریست یا اغتشاشگر در مقابل ۱۰نفر از مردم و پلیس.
این یعنی اغتشاشگران خیلی خوب از سوی صهیونیستها و منافقین، به سلاح گرم مجهز بودهاند. یکی از جنایات اغتشاشگران، شلیک به سر از فاصله نزدیک بوده.
مثالش یک نیروی بسیجی که در یکی از بیمارستانهای تهران در حال انتقال به اتاق عمل بوده که ناگهان مغزش بهخاطر شدت جراحات، به زمین ریخته و متلاشی شده است. این حادثه آنقدر دردناک بوده که پرسنل این بیمارستان گفتهاند تاکنون چنین اتفاقی را از نزدیک ندیده بودند.
پرستاری که در آتش سوخت
این روزها و شبها، شهر رشت هم از اغتشاشگری تروریستها در امان نبوده است.
به آتشکشیدن و تخریب اموالعمومی ازجمله دهها باجه عابربانک فقط گوشهای از خساراتی بود که اغتشاشگران به شهر وارد کردند.
اما یک اتفاق، بیشتر از بقیه وجدان رشتیها را آزرده کرد؛
حمله و به آتش کشیدن درمانگاه امام سجاد(ع) که طی آن یک پرستار به نام «مرضیه نبوی نیا»
زنده زنده در آتش سوخت.
زنی که مادر یک کودک 3 ساله بود و تا لحظه آخر و با وجود تهدید تروریستها، پای مأموریتش در درمانگاه ایستاد.
این شهادت، روی وجدان عمومی اهالی رشت
تأثیر عمیقی گذاشت بهنحوی که یک شاعره به اسم «نجمه پورملکی» را وادار به نوشتن کرد.
در بخشی از شعر خانم پورملکی آمده است:
«چه میخواهند از مردم؟ چه میخواهند از کشور؟
تمام شهر دارد از غم بدخواه میسوزد
کنار پرچم آتش گرفته، باز میرقصند
ولی از پرچم ایران مگر «الله» میسوزد»

گزارش تصویری
در همینه زمینه :