• پنج شنبه 9 بهمن 1404
  • الْخَمِيس 10 شعبان 1447
  • 2026 Jan 29
پنج شنبه 18 دی 1404
کد مطلب : 270547
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/l573r
+
-

اینکه گذشت... اما امان از مظلومیت جمهوری اسلامی

یادداشت
اینکه گذشت... اما امان از مظلومیت جمهوری اسلامی

محسن مهدیان؛  مدیرمسئول

این ماجرا هم تمام می‌شود و ته‌مانده‌اش هم جمع خواهد شد و غبارش می‌خوابد، اما مظلومیت جمهوری اسلامی می‌ماند.
و چه‌بسا این تصاویر هم فراموش می‌شود...
  تصویر جوانکی که در حال پرتاب نارنجک به سمت پلیس است؛ نارنجک در دست خودش منفجر می‌شود و همان پلیسی که هدف حمله بوده، نخستین کسی است که به دادش می‌رسد.
  علی دایی در یک فقره که تازه افشا شده، ۱۵میلیارد تومان رانت خرید عینک از پتروشیمی می‌گیرد، سال‌ها با انواع تسهیلات و مجوزها کار می‌کند، بعد از «خاصه‌تراشی جمهوری اسلامی» می‌گوید و طلبکار هم می‌شود.
  شریفی‌زارچی درخواستش را محرمانه به نام آیت‌الله خامنه‌ای ثبت می‌کند، امتیازش را می‌گیرد، بعد علنی می‌نویسد: «رهبر من نیست».
  بازاری بی‌نوا می‌خواهد به گرانی و فشار معیشت اعتراض کند. هنوز دهانش را باز نکرده، یکی کنار گوشش می‌ایستد و شعار «نه غزه، نه لبنان» می‌دهد تا اعتراضش مصادره شود.
می‌خواهد دکانش را باز کند وکاسبی کند، با قمه تهدیدش می‌کنند.
  جوان بسیجی در جنگ 12‌روزه، صبح تا شب ایست بازرسی می‌دهد تا خانه‌های خالی مردم غارت نشود؛ امروز همان جوان زیر دست‌وپای اوباش ایلام کتک می‌خورد.
  همایون شجریان، از بالا تا پایین نظام، احترام می‌بیند، مجوز می‌گیرد، کنسرت برگزار می‌کند، پول به جیب می‌زند؛ بعد می‌رود و می‌گوید: «در اعتراض به کشتار مردم،‌ کنسرت را لغو می‌کنم.»
  هرکس بخواهد در فضای مجازی از جمهوری اسلامی دفاع کند، با یک سازوکار نانوشته روبه‌رو می‌شود؛ اینستاگرام محدودش می‌کند، دسترسی‌اش را می‌بندد، دیده‌شدنش را کم می‌کند و همزمان ترول‌ها می‌ریزند سرش؛ فحش، حمله، تهدید، ریپورت، فشار روانی.
  پلیس بی‌نوا وسط خیابان جمهوری، مقابل چشم مردم، در محاصره اوباش کتک می‌خورد، فحش می‌شنود، ناسزا می‌شنود، زمین می‌خورد، دوره‌اش می‌کنند، اما صبوری می‌کند و همه از او انتظار دارند در هر شرایطی خون بدهد، مجروح شود، حتی کشته شود اما از سلاحش استفاده نکند.
  آن رسانه‌ای که در جنگ 12‌روزه عضو ثابت اتاق جنگ صهیونیست‌ها بوده است، حالا ژست دلسوزی برای ملت ایران می‌گیرد.
  آنکه با تحریم اجازه نمی‌دهد نفت ایران فروخته شود،  آنکه راه بازگشت ارز را می‌بندد،  آنکه با فشار سیاسی و دستکاری روانی بازار قیمت دلار را بالا می‌برد،  حالا دم از حمایت از معترضان می‌زند و نام مردم را خرج خود می‌کند.
  خانمی چادری، نخبه و استاد دانشگاه، تنها میان جماعت اوباش می‌ایستد و در دفاع از انقلاب شعار می‌دهد؛نه سلاحی دارد، نه حفاظی، نه پشتوانه‌ای.
در همان لحظه، عده‌ای که مدعی «زن، زندگی، آزادی» هستند، با مشت و لگد به او حمله می‌کنند، هتک حرمتش می‌کنند.
  پیرمرد کف سبزه میدان؛ همان که سال‌ها پیشرو در دفاع از این خاک و مردم بوده است، فریاد می‌زند حیا کنید و بازار را ترک کنید و چند لحظه بعد تصویر زمین‌‌زدن پیرمرد وسط بازار مخابره می‌شود.
  و حالا آن مردک پست، آنکه اجدادش خاک ایران را فروختند، آنکه به اعتراف خودشان دختران این سرزمین را پیشکش پادشاهان عرب می‌کردند، آنکه سال‌هاست با پول دزدی از ملت ایران فرار کرده و در ناز و نعمت خوشگذرانی می‌کند،  امروز شده منجی ایران و مدعی بازگشت... و جهاد تبیین سطحش آنقدر نازل شده که باید بگوید این همان ملعون است؛ باور نکنید.
  جمهوری اسلامی همان اندازه که مقتدر است، بلکه عمیق‌تر و بیشتر مظلوم است و مظلوم.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید