پناه به همان رفیق قدیمی
در سکوت شب، زیر نورهای سبز و سفید مسجد جمکران یک زوج آرام قدم برمیدارند، با ساکی کوچک، پتوهایی ساده و دلی که انگار سنگینتر از بار دستهایشان است. آنها راهی اعتکاف میشوند تا در میان هیاهوی بیتوقف جهان لحظهای مکث کنند. آنسوتر، دنیا با همه تندیها و بحرانهایش جریان دارد؛ از تنشهای جهانی تا اضطرابهای ریز و درشت زندگی روزمره. اما اینجا اعتکاف شبیه پناه بردن و بازگشت به همان رفیق همیشگی است؛ همان رفیقی که بارها زیر لب گفتهایم و دوباره تکرار میشود: «یا رفیق من لا رفیق له.» گویی این راه رفتن، گفتوگویی بیصدا با امید است؛ امیدی که هنوز خاموش نشده است.
در همینه زمینه :