برگرفته از کتاب فرهنگ بروبچه های ترون
نوشته مرتضی احمدی
سر پل خرگیری: موقع جواب پس دادن، وقت حساب کتاب و تصفیه حساب.
سرطاس: ظرفی از آهن سفید یا برنج برای برداشتن حبوبات، برنج و شکر از کیسه.
شاوزوزک: وراج، پرحرف.
شِلپ شِلپ: صدای دست و پا زدن آدم شناگر مبتدی در آب.
عَبد و عبید: مطیع، گوش به فرمان، در اختیار.
عمله اکره: غلامان، خدمتگزاران.
غربتی: دهاتی، غریبه، کولی، هرزهگرد، بیوطن.
غیه کشیدن: نوعی آواز، فریاد بلند و از ته گلو توأم با شادی، هلهله.
فنافله: از بین رفته، تلف شده، نیست و نابود، ناپدید شده.
فی فی: سبک، جلف، بیپروا.
قاسمکوری: دروغ، اصطلاحی بوده بین مردم.
قدم میرپنجی: قدم آهسته، قدم شمرده، سلانه سلانه.
کاکتول: پوشال، برگهای ریز و خشکشده.
کُرکُری: کری خواندن، منممنم زدن، از خود گفتن و رجزخوانی کردن.
فرهنگ بر و بچههای ترون
در همینه زمینه :