تهران، سکانس ۱۳۳۵
وقتی ماریو دِبیازی، عکاس برجسته و جسور ایتالیایی، در سال ۱۳۳۵ دوربینش را در خیابانهای تهران کاشت، شاید نمیدانست در حال ثبت شناسنامهای تصویری از یک دورانگذار است. دِبیازی که در دنیای عکاسی خبری بهخاطر نترس بودن در ثبت وقایع جنگی و بلایای طبیعی به «ایتالیایی دیوانه» شهرت داشت، این بار لنز دوربینش را نه به سمت بحرانها، بلکه به سمت «زندگی روزمره» چرخاند.

حاصل این سفر، کپسول زمانی بینظیری است که امروز، پس از گذشت نزدیک به هفت دهه، ما را به تماشای تهرانی متفاوت دعوت میکند. تصاویر او صرفاعکس های یادگاری نیستند؛ بلکه روایتی مستند و «نئورئالیستی» از تهرانی هستند که میان سنت و مدرنیته در نوسان بود.

در قابهای دبیازی، زندگی بدون رتوش جریان دارد. از هرمِ سماورهای زغالی و بوی نان تازه در بساط های خیابانی گرفته تا هندوانههای چیده شده تا سقف در دکانهای میوهفروشی. او با نگاهی تیزبین، تقابل جذاب کلاههای شاپو و کتوشلوارهای اتوکشیده را در کنار چادرهای خالدار و عباهای سنتی در پیادهروهای شلوغ شهر ثبت کرده است. این عکسها که مربوط به حوالی خیابانهای نادری و لالهزار بوده، ویترینی از زیست اجتماعی مردم آن زمان است؛ جایی که دیوار مغازهها با تصاویر مذهبی و سیاسی تزیین شده و دستفروشان در حاشیه خیابان، بخت و اقبال میفروشند. دبیازی با استادی تمام، روح «تهران قدیم» را منجمد کرده است تا امروز ما بتوانیم از دریچه نگاه یک غریبه به تماشای خاطرات پدران و مادرانمان بنشینیم.
