نماد تهران امکانات اندکی برای دورهمیهای خانوادگی دارد
شبنشینیهای کوتاه در حلقه «آزادی»
حمیدرضا بوجاریان | خبرنگار:
منطقه 9
روزهای تابستان گرم است و شبهایش خنک. از اینرو شهروندان ترجیح میدهند شبها همراه با جمع دوستان یا اعضای خانواده سری به تفرجگاهها، بوستانها و مراکز دیدنی بزنند و از بودن در کنار هم لذت ببرند. «برج آزادی» که نماد ملی و نوستالژی تاریخی کشور است در لیست گردشگری پایتخت قرار دارد و عدهای از مردم دورهمیهای خود را کنار آن برپا و با گرفتن عکس یادگاری خاطرات یک روز خوش را در تقویم زندگیشان ثبت میکنند. نورافشانی برج آزادی در شب، زیبایی و درخشش این نماد ملی را دو چندان کرده و موجب شده هر شب صدها نفر راهی تکه نهم پایتخت شوند.
ساعت از 9 شب گذشته است. عدهای جوان روی چمنها دراز کشیده و نگاهشان را به آسمان دوختهاند و هرازگاهی هم درگوشی حرفی میزنند و صدای خندهشان بلند میشود. کمی آن طرفتر، زن و شوهری جوان نشستهاند و بازی کودکانشان را کنار فوارههای رنگی تماشا میکنند. دویدن بچهها همراه با بزرگترها به دنبال توپ و بادکنکهای رنگی زیر رنگینکمان آزادی نیز تماشایی است و هر رهگذری را به وجد میآورد و غم از دلها میزداید. چهار ستون برج آزادی در قرق مردم است و از هر جا صدای صحبت و گفتوگو خنده به گوش میرسد.
«احسان رحیمی» همراه با دوستش برای تماشای برج آمده اما با درهای بسته روبهرو شده است. هرچند از این اتفاق آزرده خاطره شده اما میگوید: «توفیقی شد تا بعد از 10 سال برج آزادی را ببینم.» او ساکن تهران است و به دلیل مشغلههای زیادی که دارد، وقتی برای تماشای برج آزادی نداشته است. او همراه با دوستانش گشتی در اطراف برج آزاد زده و به گفته خودش از این همه تغییر شگفتزده شده است: «قبلاً جایی برای نشستن نبود اما امروز شاهد تغییراتی هستم که به نظر موجب جذابیت بیشتر برج آزادی شده است.» او میگوید که برج آزادی یک قطب گردشگری تهران است اما بنا به دلایلی مانند محدود بودن ساعت بازدید از امکانات داخل برج سبب شده، شهروندان تمایل کمتری برای آمدن و بازدید آن داشته باشند.
«راضیه محبی» همراه با همسر و فرزندش از لرستان به تهران آمده و مهمان خواهرش هستند. او که محو تماشای زیبایی و نورافشانی برج آزادی است میگوید: «همیشه تصویر برج آزادی را در تلویزیون دیده بودم و وقتی تصمیم گرفتیم به تهران سفر کنیم، تماشای برج و بازدید از بخشهای مختلف آن را در اولویت برنامههایمان قرار دادیم. ما مهمان خانه خواهرم هستیم و امشب همگی آمدهایم تا هم از هوای خنک تابستان لذت ببریم و هم سفره شام را زیر برج آزادی و کنار نور زیبای آن پهن کنیم.» علاوه بر خانواده محبی، «حسین» و «محمود» هم چند ساعتی است که از قزوین وارد تهران شدهاند و قبل از اینکه به خانه قوم و خویشاوندشان بروند، آمدهاند تا برج آزادی و زیبایی آن را تماشا کنند: «اینجا عکس یادگاری هم گرفتیم تا وقتی به قزوین برگشتیم به دوستانمان نشان بدهیم.» او پلاستیک زبالهها را نشانمان میدهد و با اشاره به کمبود سطل زباله میگوید: «در میدان آزادی که به زیبایی هم طراحی شده است، سطل زباله به تعداد کافی وجود ندارد و همین امر ممکن است بهانهای شود تا شهروندان زبالههایشان را در میدان رها کنند.»
مهجوریت آزادی
برج آزادی در گذشته مرکز توجه بود اما این روزها کمتر کسی سراغی از آن میگیرد. به گفته «مرتضی احمدی» این نماد ملی در میان پایتختنشینان مهجور مانده است: «بیش از 20 سال است که ساکن تهران هستم و فکر میکنم فقط 2 بار برای تماشای آن آمدهام. این برج به لحاظ معماری و طراحی منحصربهفرد است و چشم هر بینندهای را خیره میکند، اما تهرانیها مانند گذشته خیلی تمایلی به تماشای آن ندارند.» البته اضافه میکند شاید مهجوریت به نفع برج آزادی باشد و صحبتهایش را اینگونه کامل میکند: «برخی از مردم که تعدادشان کم است، به پیشینه تاریخی این نماد توجهی ندارند و با مخدوش کردن پایههای برج سبب تخریب هویت ملی میشوند.» منظور «محمدی» نوشتن یادگاری و کشیدن نقوش مختلف روی پایههای برج آزادی است.
استقبال کم به دلیل کمبود امکانات
برج آزادی به لحاظ بصری، زیباسازی شده است اما شهروندانی که برای شبنشینی آمدهاند این حجم از کارهای انجام شده را کافی نمیدانند و میگویند نیاز به امکانات رفاهی بیشتری است. «زهرا عابدی» پسرش «یزدان» را آورده تا علاوه بر گذراندن اوقات فراغت، او را با نماد ملی آشنا کند. عابدی از چشمان پسرش به کمبود امکانات نگاه میکند و میگوید: «اینجا برای کودکان امکانات و وسایل بازی وجود ندارد و به همین دلیل برای آنها جذابیتی ندارد.» برج آزادی ورودی غربی پایتخت است و از شاهراههای اصلی تهران محسوب میشود. تردد انواع خودروهای شخصی، عمومی، سبک و سنگین زیاد است و وجود پارکینگ امری ضروری به نظر میآید اما به گفته «اکبر عابدی» جای پارک مناسبی در محدوده برج وجود ندارد و پارکینگ ضلع شرقی نیز به پیمانکار واگذار شده است. نبود بوفه هم کمبودی است که مادر «مینو» کوچولو به آن اشاره میکند: «همراه با همسر و دخترم برای قدم زدن آمدیم اما دخترم تشنه شده و بوفهای نیست تا برایش یک بطری آب تهیه کنیم.» سرویس بهداشتی و آبخوریهای مناسب و روشنایی کم و بسته بودن درهای برج هم کمبودها و مشکلاتی هستند که اهالی به آنها اشاره میکنند و هریک از آنها را دلیلی برای غریب ماندن برج آزادی در بین پایتختنشینان میدانند.
رفع کمبودها در طراحی جدید
کمبودها و رفع آنها از مطالبات اهالی و بازدیدکنندگان است. برای پیگیری سراغ «سید علی مفاخریان» شهردار منطقه 9 میرویم و او در گفتوگو با خبرنگار همشهری محله میگوید: «میدان آزادی یک طراحی عمومی دارد و تا جایی که ممکن بوده، تلاش کردیم در آن امکانات رفاهی را برای شهروندان فراهم کنیم. البته این کار را به گونهای انجام دادیم که نشان آزادی و زیبایی بصری برج تحتالشعاع قرار نگیرد.» به گفته شهردار منطقه، کمبود آبخوری نکته مهمی است که شهروندان هم درست به آن اشاره کردهاند. او میگوید: «در طراحی و زیباسازی آینده میدان آزادی به این مورد توجه میکنیم و تلاش خواهیم کرد برخی از کمبودها رفع شوند.» مفاخریان کمبود پارکینگ را قبول ندارد و میگوید: «در تپههای مجاور میدان آزادی، 3 پارکینگ عمومی وجود دارد که شهروندان میتوانند از آنها استفاده کنند.» شهردار منطقه تأکید میکند که برج آزادی دارای نورپردازی زیبایی است و بیشتر مردم هم برای دیدن زیبایی بصری شبانه به میدان آزادی میآیند: «وجود نورهای اطراف، جلوه نورپردازی برج آزادی را کم میکند، برای همین محیطهای اطراف کم نورتر هستند.»