برگرفته از کتاب فرهنگ بروبچه های ترون
نوشته مرتضی احمدی
اَدّ لَرش: درست به موقع، بجا، به مورد، سرضرب، سربزنگاه.
از اِهن و تلپ افتاده: اعتبارش را از دست داده، از باد و بود افتاده، از کیا و بیا دور شده.
باد و بروت/ باد و بود: به خود بالیدن، فخرفروشی، غره شدن.
باسو: بالیاقت، پرتلاش و فعال، با عرضه و کاری.
پامنبری: آدمی که پایین پله منبر در مسجد میایستد و قبل از آمدن واعظ مداحی میکند.
پُز ملوک: از خود راضی، بد برخورد، از خود متشکر، از خود رضا.
تَر و چسبون: بیدرنگ، سرضرب، فوری، بدون وقفه.
تِلِک تِلِک: سلّانه سلّانه، یواش یواش و سنگین و آرام قدم برداشتن.
فرهنگ بر و بچههای ترون
در همینه زمینه :