• یکشنبه 17 فروردین 1404
  • الأحَد 7 شوال 1446
  • 2025 Apr 06
دو شنبه 18 فروردین 1404
کد مطلب : 252044
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/g5Bk6
+
-

زیر درخت انجیر

درباره درختی که در سایه‌سارش عشق، آموزش و حفظ محیط‌زیست معنا یافته است

زندگی
زیر درخت انجیر

سحر جعفریان‌عصر-  ‌روزنامه نگار

دوره سوم زمین‌شناسی تمام شده و تقریبا 40میلیون سال نیز از گشت‌و‌گذار آخرین دایناسورها و ماموت‌ها در جنگل‌های سبز و وسیع هیرکانی گذشته... . یکی از روزهای بهمن‌ماه 1362است که زوجی اکولوژیست جایی حوالی روستای سِمِسکنده‌عُلیای ساری، نخستین درخت میوه مزرعه گیاهان‌دارویی باغ طبیعت را می‌کارند. آن روز آنها ریشه‌های نهالِ انجیرِ سیاه‌رنگ را به قصد عشق و آگاهی در خاک فروبردند و کمتر تصور می‌کردند سال‌ها بعد پای نهال قد کشیده و شاخ و برگ گسترانده‌شان دانشجویان و دوستداران محیط‌زیست، مکرر وعده خواهند کرد به کتابخوانی، برگزاری کلاس درس، برپایی کارگاه‌های آموزشی از حمام جنگل یا شینرین‌یوکو (به آغوش کشیدن درخت) تا قرارهای عاشقانه و سور و بساط‌چینی‌های عصرانه. نصرالله صفاییان و مریم شکری همان زوج عاشق و گیاه‌شناسند که ویدئوی «قصه درخت انجیر»شان این روزها بسیار دیده و پسندیده شده ‌است.

یکی جوجه زعفرانی و یکی نشاندن درخت انجیر
هم آنها که از هیچ تعطیلی‌ یک تا چند روزه برای رفتن به شهرهای شمالی کشور نمی‌گذرند و «جاده مسدود است» یا «جاده یک طرفه است» اصلا برایشان بازدارنده محسوب نمی‌شود و هم آنها که فقط گاهی هوای مرطوب دریا به سرشان می‌زند تا پیچ و خم جاده را سوی شمالِ شلوغ چاک دهند، نام جنگل‌های هیرکانی و کاسپینی را بسیار شنیده‌اند و یا فراوان در آن، جوج‌های زعفرانی و چرب زده و قُل‌قُل قلیان راه انداخته‌اند... . نصرالله صفاییان که حالا نامش از «مازو»ی پیرسال (در زبان طبری یعنی درخت موز دار، بلندترین درخت جنگل‌های هیرکانی، بلوط) هم بلندبالاتر است و به‌عنوان عضو هیأت علمی دانشگاه‌های معتبر نیز فعالیت‌های مؤثر دارد در مصاحبه‌ای گفته:«دامنِ جنگل‌های هیرکانی، پُرچین است.» چین‌داری‌اش از گلستان در شرق و مازندران در میانه و گیلان در غرب و کمی هم در خاک کشور آذربایجان، پیداست.

کنار دریا، پای البرز، بعد ازعصر یخبندان
قصه‌ای شنیدنی‌ است اینکه چرا این زوج گیاه‌شناس از میان صدها گونه و هزاران زیرگونه گیاهی، نهال انجیر را انتخاب کرده‌اند برای درخت نشاندن آن هم وسط جنگل‌های‌سبز هیرکانی که مدتی را در عصر یخبندان از شدت برودت، بی‌بَر و کوچک شده‌ بود. صفاییان ابتدای قصه را چنین نقل می‌کند:« یکی از روزهای بهمن‌ماه سال 1362بود...حوالی تولد مریم‌خانم و نزدیک بهار...تصمیم گرفتیم نخستین درخت میوه مزرعه گیاهان دارویی طبیعت را بکاریم. اولین؛ چون پیش‌تر از این درخت که حال سایه‌گستر است، اینجا درخت میوه‌ای نبوده...فقط گیاهان دارویی منحصربه جنگل‌های هیرکانی.»انتخاب درخت انجیر که هردویمان بسیار میوه اش را دوست داشتیم و در آیین و ادیان مختلف به عنوان میوه ای مقدس شناخته می شود قصه جذابی بود.

انجیرهای مشهور برای کتابخوان‌ها
سَرِ این قصه را حالا مریم‌شکری دست می‌گیرد:«اینجا، روستای سِمِسکنده‌عُلیای ساری ا‌ست؛ جایی که برای من و نصرالله یادآور خاطرات خاصی ا‌ست...درخت انجیر کاشتیم چون مشهور است به شفا، صحت، ثمر، زاد و رزق... قرار گذاشتیم تا از بار این درخت، همه بهره ببرند از میوه‌اش که انجیرهایی سیاه و پرگوشت و خوشمزه‌اند، از سایه‌اش که سال‌هاست زیر آن دانشجویان، دوستداران طبیعت و حتی عاشقان، گِرد می‌شوند و دیدار می‌کنند.» پهنای سایه درخت انجیر راکه به وقت ظهر حسابی چشمگیر می‌شود، شکری چنین وصفش می‌کند:«به قدری سایه‌اش پهن است که بر سرِ جمعیت بیش از 50نفر گسترده می‌شد...همیشه هم نشست آموزشی و تخصصی نیست که افراد را سایه‌نشین درخت انجیر می‌کند. اغلب اوقات، زیر درخت انجیر سفره صبحانه یا بساط عصرانه باز می‌شود و گاهی هم جلسات کتابخوانی برقرار است.»




 

این خبر را به اشتراک بگذارید