چطور یخچال مشهور جنوب تهران از رونق افتاد؟
یادگار 200ساله در جعفرآباد جنگل
الناز عباسیان| خبرنگار:
این روزها گرمای هوا سنگ تمام گذاشته و تشنگی رفیق بیدعوت لبها شده است. تنها یک لیوان آب خنک و گواراست که جان تازهای به ما میدهد. آبی خنکی که به راحتی میتوان از یخچال خانه یا آبسردکن محل کار تأمین کرد. اما این خنکا تا چند دهه پیش به این راحتی هم فراهم نبود. تا پیش از دهه40 در خانهها یخچالی نبود که آب خنک و یخ برای نگهداری مواد غذایی فراهم باشد. به همین دلیل قدیمیهای تهران هم مثل ساکنان شهرهای گرمسیر ایران به ساخت یخچالهای گلی رو آوردند. یخچالهایی که در معماری خود منحصربهفرد بود حالا بعد از گذشت سالها تبدیل به میراث فرهنگی شهرمان شدهاند. یکی از این یخچالها در روستای «جعفرآباد جنگل» در منطقه19 در حاشیه بزرگراه خلیجفارس واقع شده است؛ آبادیای که در مسیر حرم مطهر امام خمینی(ره) و بهشت زهرا(س) قرار دارد. برای اطلاع از کارکرد و معماری این یخچال و دردسرهای نوشیدن آب خنک در گذشته، این گزارش را بخوانید.
بیانصافی است که جعفرآباد جنگل را تنها به خاطر آثار باستانی برجا مانده از دوره قاجار یاد کنیم. این روستا که در دل حریم منطقه19 قرار گرفته به مردم باصفا و متحدش هم معروف است. چون کوچ به دیار شهرنشینی هنوز در این روستا مرسوم نبوده و ساکناش در کنار طبیعت بکر با کشاورزی و دامداری روزگارشان را سپری میکنند. شاید یکی از علتهای متروکه نماندن این روستا را بتوان همسایگی با مجموعهای از سازههای معماری و خدماتی در کنار یکدیگر و به فاصله بسیار نزدیک دانست. این سازههای معماری شامل آسیاب، منبع آب و یخچال هستند که قدمت آنها به دوره قاجار برمیگردد. اهالی برای خنک کردن آب و خوراکیهای خود از یخچال گلی، استفاده و با این شیوه سنتی از فاسدشدن موادغذایی جلوگیری میکردند. پرسوجو برای قدمت این یخچال چندان ثمری ندارد. زیرا هرکسی عددی را بهعنوان قدمت این آثار نام میبرد. اما میتوان حدس زد با توجه به اینکه قاجاریان بین سالهای 1174 تا 1304 در کشور حکمرانی میکردند قدمت این یخچال هم نزدیک به 200سال است.
اهالی خیابان یخچال
جالب است بدانید اینجا در انتهاییترین نقطه شهر تهران یک خیابان دیگر به نام «یخچال» نامگذاری شده و اهالی آن تعصب زیادی به نام کویشان دارند. «محمد باقری» از قدیمیهای این روستا درباره یخچال قدیمی روستایشان میگوید: «در گذشته قنات پرآبی از کنار روستای ما عبور میکرد. اهالی ده بخشی از آب این قنات را به سمت یخچال گلی هدایت کرده بودند تا در فصل سرما یخ بزند. بخشی از آب قنات هم به سمت آسیاب آبی میرفت که متأسفانه اکنون از بین رفته است. علاوه بر اهالی روستا که یخ مورد نیازشان را از یخچال تأمین میکردند بخشی از یخهای اضافه هم توسط یخفروشان به تهران فرستاده میشد. البته بیش از 25سال است که دیگر استفادهای از این یخچال نمیشود. بر اثر گذشت زمان و بارندگیهای شدید بخشی از بنای این یخچال تخریب شد و چند سالی هم مخروبه باقی ماند. تااینکه چند سال پیش چندنفر از سازمان میراث فرهنگی به روستای ما آمدند و شروع به بازسازی بنای یخچال و یک تابلو هم نصب کردند تا گردشگران با پیشینه این بنای تاریخی آشنا شوند.»
یخسازی از آبهای رودخانه کن
«علی بغدادی» از کشاورزان قدیمی روستای جعفرآباد هنوز هم خانه و محل کارش در همینجا قرار دارد. او از روزگاری که روستای جعفرآباد شکل گرفت تعریف میکند: «زمینهای اینجا متعلق به فردی به نام جعفر بود. در دوران قاجار اقوام مختلفی برای زندگی در زمینهای جعفرخان به اینجا آمدند که با کشاورزی و دامداری در زمینهای او روزگار میگذراندند. با رونق کشاورزی مهاجران در زمینهای کدخدا جعفر، اینجا دیگر سوت و کور نبود و زندگی در آن جریان پیدا کرده بود. همین عامل باعث شد برخی افراد قطعه زمینهایی از او بخرند و خانههای کاهگلی در کنار زمینهای کشاورزی بسازند. بعدها بقیه زمینها هم به رعایا فروخته شد تا زمینهایی برای کشت محصولات خود داشته باشند.» بغدادی از تغییر وضع یخچال گلی در گذر زمان میگوید: «رودخانه کن از اطراف روستای ما عبور میکرد که هنوز هم آثار آن در اطراف بهشت زهرا(س) دیده میشود. کشاورزان و روستاییان از آب همین رودخانه برای آبیاری زمینها و آشامیدن استفاده میکردند. بخشی از آب رودخانه و بخشی از آب قناتهای محلی به داخل یخچال هدایت میشد. دلیل رونق کشاورزی هم سیراب شدن مزارع و باغها با آب رودخانه کن بود. اما به مرور زمان آب این رودخانه خشک شد و کشاورزی از رونق افتاد. به علت همین خشکسالی دیگر آبی نبود که وارد دالان یخچال شود و به مرور کارکرد خود را از دست داد.»
معماری منحصربهفرد
«نصرالله حدادی» تهرانشناس درباره دلیل استفاده یخچالها میگوید: «فصول در تهران قدیم با این روزها متفاوت بود. سالها پیش تهرانیها ماههای اسفند، فروردین و اردیبهشت را بهار و خرداد، تیر و مرداد را تابستان، شهریور، مهر و آبان را پاییز و آذر، دی و بهمن را سردترین فصل سال یعنی زمستان میدانستند. آنها اعتقاد داشتند بیشترین سرما در قوس (آذرماه) احساس میشود. زیرا از اول آذرماه تا 45، 55 روز بعد (15 تا 25 بهمن) هوا بسیار سرد میشد و بهترین فرصت برای یخ درست کردن از آبها بود. قبل از فراگیر شدن یخ و تهیه یخ به شیوه مصنوعی، یخها بهصورت چالشدنی تهیه میشدند. در جنوب تهران هم مهمترین منبع تأمین آب، رودخانه کن بود.» روستاییان این یخچال کاهگلی را با طاق گنبدی شکلی ساختهاند.
دیوار گودالهای این یخچال از سنگ و آجر با اندود کاهگل ساخته شده بود و پشت آن با مصالح عایقی مثل خاکه زغال پوشیده شده بود. از آنجا که رطوبت و آب حاصل از ذوب یخها میتوانست در پایه یخچال، نفوذ و آن را خراب کند برای پیشگیری از این فرسایش، چاهی در بیرون از یخچال حفر شده بود که به وسیله مجاری باریکی که در کف گودالهای یخ تعبیه کرده بودند آب حاصل از ذوب یخ را به این چاهها هدایت میکردند. خشت و گل، مهمترین مصالح ساختمانی این یخچال را تشکیل میداد. نه تنها به آسانی تهیه میشد و در دسترس بود بلکه بهترین عایق گرما از بیرون به درون و سرما از درون به بیرون محسوب میشد. از طرف دیگر کاهگل عایق بسیار خوبی برای جلوگیری از نفوذ رطوبت حاصل از برف و باران به حساب میآمد و رنگ خاکی آن از انعکاس نور شدید و تند آفتاب میکاست.
سنگ و آجر هم از مصالح ساختمانی مهمی بود که به دلیل استحکام، در دسترس بودن و ارزان بودن در بنای این یخچال به کار رفته است. از سنگ در پایه و از آجر در طاقها استفاده شده است. دیوارههای گودال یخ را هم با سنگ و آجر ساخته و با کاهگل اندود کرده بودند. البته این شیوه یخسازی معایبی هم داشت که حدادی به آنها گریزی میزند و میگوید: «گاهی هنگام ذخیرهسازی آبها، جانوران موذی و زبالههای زیرزمینی وارد یخها میشدند و آنها را آلوده میکرد. این آلودگی یخها، افراد بسیاری را بیمار میکرد و حتی تا مرز مرگ میبرد. این یخسازیها در جنوب تهران به بدترین شکل ممکن بود و آلودگی بسیاری همراه آن بود. زیرا در این محدوده از آبهای روباز و سطحی و احیاناً با زبالههای داخل آن، استفاده و یخهای غیربهداشتی تهیه میشد. هر ساله تعداد زیادی از تهرانیها به علت آلودگی آب و یخ موجود در آن مبتلا به بیماریهای کشندهای مثل وبا، حصبه، تیفوس و... میشدند.