• پنج شنبه 31 خرداد 1403
  • الْخَمِيس 13 ذی الحجه 1445
  • 2024 Jun 20
یکشنبه 16 اردیبهشت 1403
کد مطلب : 224228
+
-

گفت‌وگو با سارا عرفانی، نویسنده، مؤسس و مدیر باشگاه ادبی بانوی فرهنگ

تیم زنان نویسنده را ساختیم

چطور بر چالش‌های نویسندگی و مادری غلبه کنیم؟

گزارش
تیم زنان نویسنده را ساختیم

علی‌الله سلیمی- روزنامه‌نگار

چند سال پیش تعدادی از بانوان نویسنده با هدف هم‌افزایی و تولید آثار ادبی قوی‌تر، ماندگار و تأثیرگذار دور هم جمع شدند تا در حوزه ادبیات گام جدی‌تری بردارند. البته آنها در ابتدا با فعالیت‌های ساده و ابتدایی کارشان را شروع کردند؛ هر‌ ماه دور هم جمع می‌شدند و درباره ادبیات و داستان‌نویسی گفت‌وگو می‌کردند. پیش از آن، هریک از آنها به تنهایی کارهایی انجام می‌دادند؛ برخی کلاس‌های داستان‌نویسی و شاگردان داستان‌نویس داشتند و برخی هم اهل مطالعه و نوشتن بودند و کلا عشق به کتاب و ادبیات داشتند. این جمع که در ابتدا تعدادشان به انگشتان یک دست می‌رسید، امروز دامنه فعالیتشان در سطح کشور گسترده شده است. بیش از 200بانوی اهل قلم عضو این باشگاه ادبی هستند و انواع کلاس‌ها و کارگاه‌ها در طول سال توسط کارگروه‌های این باشگاه برگزار می‌شود. سارا عرفانی، نویسنده، مؤسس و مدیر این باشگاه ادبی است. با او درباره ایده شکل‌گیری، گام‌های اولیه و در نهایت اوج و گسترش این باشگاه ادبی و فرهنگی ویژه بانوان نویسنده گفت‌وگو کرده‌ایم.

 ایده اولیه باشگاه چگونه شکل گرفت و چه مراحلی طی شد تا به‌عنوان یک تشکل فرهنگی و ادبی در جامعه مطرح شود؟
ایده اولیه شکل‌گیری باشگاه ادبی بانوی فرهنگ به این شکل بود که من و چند نفر از دوستان نویسنده‌ هر کدام داشتیم به‌تنهایی یک کارهایی را در حوزه فرهنگ و ادبیات پیگیری می‌کردیم. به‌عنوان مثال، کتاب‌های دوستان را می‌خواندیم و بررسی می‌کردیم. اگر ناشری را می‌شناختیم، آثار برتر را معرفی می‌کردیم. هرکدام شخصا این کارها را به‌تنهایی انجام می‌دادیم. بعد گفتیم بیاییم جمع شویم و یک گروه تشکیل دهیم که این فعالیت‌های پراکنده را آنجا انجام دهیم؛ یعنی آنجا به همدیگر ضریب بدهیم و بتوانیم هم‌افزایی کنیم و در کنار هم بالاخره جمع شویم تا کارها چند پله جلوتر پیش برود. من به این باور بودم و این اتفاق واقعا افتاد. اولش در فرهنگسرای انقلاب اسلامی این کار را انجام می‌دادیم؛ در کتابخانه فرهنگسرا یا کلاس‌هایی که برگزار می‌کردیم. آنجا جمع می‌شدیم و نقد و بررسی داستان و کتاب داشتیم. در ابتدا جلسات کوچک و جمع‌وجور و خودمانی تشکیل می‌دادیم. دور هم گپ و گفت داشتیم تا اینکه بالاخره هم تعدادمان بیشتر شد و هم فعالیت‌ها کمی جدی‌تر. از برگزاری کلاس‌ها و کارگاه‌ها گرفته تا ارتباط با ناشرها و تولید اثر و تربیت نویسنده که کم‌کم فعالیت‌ها جدی‌تر هم شد. چند سالی فرهنگسرا بودیم و بعد مستقل شدیم. کارها را مستقل پیش بردیم و الان با همکاری حوزه هنری این کارها را پیش می‌بریم. در بعضی موارد حوزه هنری حمایت می‌کند و در بعضی موارد هم مستقل هستیم.
علاوه بر خود شما به‌عنوان مؤسس و مسئول باشگاه، چه کسانی از ابتدا همراه شما بودند؟
همراهان من در ابتدا خانم‌های نویسنده وجیهه سامانی، مریم راهی، زینب عرفانیان، فاطمه سلیمانی بودند که الان هم خانم‌ها فاطمه سلیمانی و زینب عرفانیان هستند و خیلی از دوستان دیگر که در این سال‌ها به باشگاه بانوی فرهنگ پیوسته‌اند .همچنین خانم‌ها نیلوفر مالک، مرضیه نفری، فاطمه نفری،  مریم دوست‌محمدیان، آمنه اسماعیلی هستند و خانم معصومه امیرزاده هم مدتی همراه ما بودند. بعضی از دوستان به فراخور محدودیت‌ها و شرایطی که دارند در مقطعی به باشگاه می‌پیوندند و تأثیرات خوبی می‌گذارند و مسیری را باز می‌کنند و بعد از مدتی به‌خاطر دلایل و شرایط خاصی که خودشان دارند، ممکن است نتوانند به‌طور منظم و پیوسته همراه ما باشند. با این حال ما سعی می‌کنیم از حضور دوستان نویسنده خصوصا خانم‌های نویسنده استفاده کنیم. در حال حاضر خانم‌های نویسنده دیگری هم همراه ما هستند؛ خانم مریم مطهری‌راد، فرشته امیری، سمانه خاکبازان، فائزه غفارحدادی و بقیه دوستان نویسنده که هرازگاهی ما را همراهی می‌کنند.
 الان باشگاه چند نفر عضو دارد و تقسیم کار در باشگاه به چه شکلی است؟
باشگاه ادبی بانوی فرهنگ الان حدود 200نفر عضو دارد که این تعداد به‌طور جدی فعالیت‌های باشگاه را پیگیری و دنبال می‌کنند. گاهی در بعضی از کلاس‌ها و کارگاه‌های باشگاه تعداد بیشتری از علاقه‌مندان هم شرکت می‌کنند و آمار افراد به 250نفر هم می‌رسد. تقسیم کار در باشگاه هم به این صورت است که ما 6بخش در باشگاه ادبی بانوی فرهنگ داریم که هر کدام کارگروه‌های خاص خود را دارند. بخش‌های شش‌گانه، داستان، ناداستان، داستان کودک، داستان نوجوان، داستان‌های مینی‎مالیستی که ما می‌گوییم داستان‌های کوچک و همچنین یک گروه هم داریم از خود نوجوانان. در هر بخش مسئول کارگروه، فعالیت‌های آن بخش را مدیریت می‌کند و براساس استعداد و توانایی دوستان با آنها کار می‌کنیم، تکلیف و تمرین می‌دهیم تا کار کنند و قوی‌تر شوند.
 با توجه به اینکه اعضای باشگاه بانوان هستند و مسئولیت خانواده و فرزند را برعهده دارند، آیا این موضوع محدودیتی برای فعالیت اعضا ایجاد نمی‌کند؟
چرا، به هر حال مادری، همسری و کلا مسئولیت خانواده ممکن است یک محدودیتی برای خانم‌ها ایجاد کند و ما سعی می‌کنیم با وجود محدودیت‌ها به فعالیت‌های خود ادامه دهیم. کلاس‌ها و کارگاه‌ها را جوری برنامه‌ریزی و اجرا می‌کنیم که با خانم‌هایی که برای حضور در برنامه‌ها محدودیت دارند، راه بیاییم. در کنار این مسئله، خیلی از اعضای باشگاه ساکن تهران نیستند و در شهرهای دیگر ساکن هستند. پس شرایطی را فراهم می‌کنیم که این افراد و کلا خانم‌هایی که برای شرکت و حضور در برنامه‌ها محدودیت دارند، به شکل مجازی برخط و برون‌خط در کلاس‌ها شرکت کنند. بعضی از اعضای تهرانی هم که وظایف مادری برخی محدودیت‌ها را برایشان ایجاد می‎کند می‌توانند از این طریق در برنامه‌های باشگاه شرکت کنند. این نوع محدودیت‌ها برای ما قابل درک است. با وجود این شرایط و محدودیت‌ها ما سعی می‌کنیم با این خانم‌ها همراهی کنیم.
برنامه‌های اصلی و جانبی باشگاه شامل چه فعالیت‌هایی است؟
ما یک‌سری کلاس‌ها و کارگاه‌هایی را در هر کدام از بخش‌های شش‌گانه فعالیت‌های باشگاه داریم که هر کدام مخاطبان خاص خود را دارند؛ به‌عنوان مثال کلاس‌های عناصر داستان مقدماتی، متوسطه و پیشرفته از برنامه‌های اصلی و ثابت باشگاه است که برای اعضا برگزار می‎کنیم که معمولا با استقبال اعضا مواجه می‌شود. دوره درست‌نویسی هم داریم و برخی دوره‌های دیگر مثل نقد کتاب یا مکاتب ادبی که پارسال داشتیم. همچنین دوره کهن الگوها را داشتیم برای دوستانی که علاقه‌مند به شرکت در این دوره‌ها هستند. برای دوستانی هم که به‌تازگی به باشگاه می‌پیوندند منابع این دوره‌ها قابل دسترسی است. می‌توانند از طریق سایت باشگاه ادبی بانوی فرهنگ به این منابع دسترسی داشته باشند. البته غیر از اعضا، سایر علاقه‌مندان هم می‌توانند از این دروس استفاده کنند.
شاخص‌ترین برنامه‌هایتان در این مدت چه بود؟
یکی از شاخص‌ترین برنامه‌های باشگاه در بخش «داستان‌های کوتاه‌کوتاه» است که در قالب سوگواره عاشورایی برگزار می‌شود. این برنامه با عنوان«سوگواره داستان کوتاه عاشورایی دَه» به‌کار ویژه باشگاه ادبی بانوی فرهنگ تبدیل شده است و سابقه چند دوره برگزاری موفق را دارد. هر سال فراخوان این سوگواره منتشر می‌شود و آثار رسیده داوری و در نهایت انتخاب می‌شوند. چند کتاب هم از آثار برگزیده تا به حال منتشر شده است. البته در یک دوره عنوان این سوگواره، «کلمات روضه‌خوان» بود، اما در 3دوره دیگر با همان عنوان «سوگواره داستان کوتاه عاشورایی دَه» برگزار شد و مخاطبان بیشتر با این عنوان آن را می‌شناسند. یک کار مهم دیگر، تولید رمان در باشگاه است. دوستانی که در کلاس‌های آموزشی باشگاه در سال‌های قبل شرکت کرده‌اند، طرح رمان خود را ارائه داده‌‌اند، طرح‌ها بررسی شده و آن طرح‌هایی که قبول شده وارد مرحله نگارش شده است. در برنامه سالگرد تأسیس باشگاه از چند رمان تولیدی در این بخش رونمایی شد و از چند رمان دیگر هم در آینده نزدیک رونمایی خواهد شد.
جایگاه باشگاه در میان بانوان نویسنده را چگونه می‌بینید؟
تلاش ما این است که بتوانیم به دوستان نویسنده کمک کنیم برای چاپ آثار قوی اقدام کنند؛ حتی به دوستانی که از قبل کتاب دارند کمک می‌کنیم کتاب‌های بعدی خود را به‌مراتب قوی‌تر منتشر کنند و حتی شرایطی را فراهم می‌کنیم برای افرادی که استعداد لازم را دارند، کارشناس در نظر گرفته شود تا با بهره‌گیری از کمک کارشناسان خبره آثار قوی‌تری خلق شود.
چه تصمیمات و برنامه‌هایی برای آینده دارید؟
تصمیم ما برای آینده این است که‌ از نویسنده‌های خوب کشورمان مخصوصا خانم‌ها کمک بگیریم. یعنی جامعه نویسندگان خانم را دور هم جمع کنیم و اجتماعی تشکیل دهیم از نویسندگان خانم. به‌خاطر اینکه ما معتقدیم در کنار هم می‌توانیم کارهای بزرگ‌تر، ماندگارتر و اثرگذاری‌تری انجام دهیم. من واقعا معتقدم ما می‌توانیم تمدن‌ساز باشیم. اگر کنار هم باشیم می‌توانیم کارهای بزرگ تمدنی انجام دهیم و همدیگر را تقویت و هم‌افزایی کنیم. اگر هر کدام به تنهایی در کنج خانه خودمان بنشینیم و حالا چند تا کتاب هم بنویسیم و 2تا کلاس هم برگزار کنیم آن اتفاق بزرگ را نمی‌توانیم رقم بزنیم، اما در کنار همدیگر و تقویت همدیگر می‌توانیم حتما کارهای بزرگ‌تری را انجام دهیم.
    جایگاه و وظایف بانوان نویسنده را در شرایط کنونی چگونه می‌بینید؟
من فکر می‌کنم ما باید خیلی کارهای بزرگ‌تری انجام دهیم. نویسندگان ما، مخصوصا خانم‌های نویسنده باید بتوانند کارهای خیلی جدی‌تری خلق کنند؛ یعنی به کم راضی نباشند. حس من این است که ما با آثار قوی، ماندگار و اثرگذاری که خلق می‌کنیم باید بتوانیم دنیا را تکان دهیم و دنیا را متحول کنیم. در نهایت وظیفه نویسندگان این است که کار اثرگذار و ماندگاری خلق کنند. البته تحقق این امر، مستلزم این است که مخاطب جهانی و سلیقه او را بشناسیم و بدانیم چه حرفی نیاز و گمشده این روزهای مردم جهان است و با شناخت درست در این راه  گام برداریم.


ما معتقدیم در کنار هم می‌توانیم کارهای بزرگ‌تر،ماندگارتر و اثرگذار‌تری انجام دهیم. ما می‌توانیم تمدن‌ساز باشیم، می‌توانیم کارهای بزرگ تمدنی انجام دهیم؛ به شرطی که کنار هم باشیم و همدیگر را تقویت و هم‌افزایی کنیم

 

این خبر را به اشتراک بگذارید