خانه 90 ساله محله شیخهادی پاتوق فرهنگی شد
قهوه و کتاب در منوی «مهین الملک»
مریم شریفی| خبرنگار:
منطقه 11
تصورش را هم نمیکنیم پشت آن سردر زیبای کاشیکاری شده در یکی از کوچههای فرعی خیابان شیخ هادی، چنین غافلگیری در انتظارمان باشد. همین که بعد از گذر از چند پله و یک راهروی نه چندان بلند از یک حیاط دلگشا سردرمیآوریم، انگار وارد یک تونل زمان شدهایم که میبردمان به کوچهپسکوچههای عودلاجان و سنگلج و چال میدان؛ به محلههای باصفای تهران سال1320. منظره چشمنواز آجرهای خشتی کف، دیوارهای کاشیکاری شده، حوض آبی رنگ با تلنبه دستی کنارش، شیشههای عرقیات گیاهی پشت هره پنجرهها و چرخ طوافی گوشه حیاط به جای خود اما در اندرونی و اتاقهای زیبای خانه که هرکدام نام یکی از محلههای تهران قدیم را بر پیشانی دارند، دنیای دیگری پیش رویمان است؛ گوشه دنجی که برای عاشقان کتاب و اهل مطالعه آماده شده، آن هم با گنجینهای از نابترین کتابهای ایرانی و خارجی و کمیابترین مجموعههای چاپی در حوزههای تاریخی، ادبیات، سیاست، علوم دینی، مطبوعات قدیمی و... که میتواند همه آنچه یک محقق نیاز دارد، یکجا در اختیارش قرار دهد. اینجا کافه کتاب «دارالخلافه» است که چند روزی از افتتاحش در خانه موقوفه «مهین الملک»(داماد مظفرالدین شاه) میگذرد. ماجرای این خانه زیبا اما فراتر از چیزی است که از یک کافه کتاب در ذهن داریم؛ اینجا نخستین «کافه کتابخانه» تهران است.
2طبقه کافه کتاب دارالخلافه، تصویری از حال و هوای محلههای تهران قدیم را پیش روی مراجعان قرار میدهد. صرفنظر از طاقچههای گچی و ردیف کتابهای چیده شده روی آن که ویژگی مشترک همه اتاقهاست، وسایل قدیمی و تزیینات اتاقهای دو طبقه اما با مجموعهای زیبا و چشمنواز از چراغهای والور، سماور، ترازو، فانوس، نسل اولیه رادیو و تلویزیون و دوربینها، جام و شمعدانهای برنجی و شیشهای، نقشههای قدیمی دارالخلافه تهران و عکسهای قدیمی بعضاً دیده نشده، یادآور فاصله سطح زندگی میان محلههای اعیان نشین(عودلاجان، سنگلج و ارگ) با سایر محلههای تهران قدیم(چال میدان و بازار) است.
این طراحی دقیق و زیبا مدیون اطلاعات دقیق «بهزاد یعقوبی» مدیر انتشارات دارالخلافه و مؤسس کافه کتاب دارالخلافه است؛ کسی که این مجموعه تماشایی، محصول علاقه وافرش به هویت تاریخی تهران و عشقش به کتاب و کتابخوانی است. او درباره چرایی راهاندازی کافه کتاب و انتخاب این مکان میگوید: «کافه کتاب در تهران زیاد داریم اما اینجا در واقع، کافه کتابخانه است و نیت اصلی ما آشتی دادن شهروندان تهرانی با کتاب است. علت انتخاب منطقه11 برای راهاندازی این کافه کتابخانه هم کمبودی بود که این منطقه در زمینه کتابخانه دارد. این منطقه تا دلتان بخواهد بیمارستان و مرکز تجاری دارد اما من هرچه جستوجو کردم، در این منطقه کتابخانه پیدا نکردم.»

بازسازی دارالخلافه در کافه کتاب
«یک روز بعد از جلسهای درباره بازارچه عودلاجان، علیمحمد سعادتی، مدیر بافت تاریخی شهرداری تهران که بهطور جدی پیگیر حفظ و احیای خانههای تاریخی است و اعتقاد دارد باید بخش خصوصی وارد این کار شود، بر اساس شناختی که از دغدغههای من داشت، گفت: چرا طرح احیای یکی از خانههای اوقافی قدیمی را شروع نمیکنی؟ با تلنگر ایشان، جرقه راهاندازی این کافه کتاب در ذهنم ایجاد شد.» یعقوبی گریزی هم به جنبه تاریخی این انتخاب میزند و میافزاید: «شروع به جستوجو در میان خانههای اوقافی مناطق 11و12(محدوده دارالخلافه تهران) کردم. وقتی این خانه به من پیشنهاد شد، برایم عجیب بود که با وجود 4سال همکاری با سازمان اوقاف، تا آن زمان این خانه را ندیده بودم. اطمینان پیدا کردم حکمتی در این موضوع است. جالب است که دارالخلافه تهران 6محله داشت. وقتی به این خانه(در محدوده محله قدیمی «دولت») آمدم، دیدم 5اتاق در حیاط پشتی و یک اتاق در قسمت جلو خانه دارد. این تناسب نظرم را جلب کرد و این ملک را انتخاب کردم و تصمیم گرفتم هر اتاقش را به نام یکی از محلههای 6گانه دارالخلافه نامگذاری کنم.»

بفرمایید منوی غذای روح!
منوی کافه کتاب دارالخلافه هم برای خود حکایتی دارد. یعقوبی در اینباره میگوید: «منو را در قالب تقدیرنامه طراحی کردهایم به این معنا که ما از مراجعهکنندهای که این کافه را انتخاب کرده، تقدیر میکنیم. طرح داخلی منو هم طرح وقف نامه است که اشاره به موقوفه بودن این ملک دارد. در گوشهای از منو هم چند خط درباره چگونگی دارالخلافه و پایتخت شدن تهران در زمان آغامحمد خان قاجار نوشتهایم تا مراجعهکننده در همان فرصت کوتاه سفارش دادن هم گذری بر تاریخ داشته باشد. اما جالبتر اینکه ما همراه این منو، یک منوی کتاب هم به او میدهیم؛ یعنی این غذای جسمت بود، برای روحت چه غذایی میخواهی؟» در این کافه، هیچ اجباری برای سفارش دادن خوراکی نیست: «افراد میتوانند بدون پرداخت هیچگونه هزینهای کتاب مورد نظرشان را از کتابخانه تحویل گرفته و در فضای کافه مطالعه کنند. اگر دوست داشتند، میتوانند برای حمایت از کافه کتاب، خوراکی هم سفارش دهند، اما اجباری در این کار نیست. اما از آن طرف، تخفیفهای کافه ما بر اساس میزان کتابخوانی افراد است. اگر کسی اصلاً کتاب نخواند، تخفیفی دریافت نمیکند، اما کتابخوانها مشمول تخفیف در هزینه سفارشهایشان میشوند.»
دعوت به گنجینه کتابهای کمیاب
اتاق کتابخانه را باید قلب تپنده کافه کتاب دارالخلافه دانست؛ جایی که با وجود فضای محدود، حدود 3هزار و 500 جلد کتاب ارزشمند، کمیاب و بعضاً نایاب را در خود جا داده است و بیشتر ما را با مفهوم «کافه کتابخانه» آشنا میکند. یعقوبی با اشاره به جلد دوم «سالارنامه ناصرالدین شاه» میگوید: «ما در این کتابخانه مجموعهای از کتابهای چاپ سنگی داریم که گردآوری آنها سالها طول کشیده است. سالارنامه(چاپ سال1290 قمری)، خاطرات احتشامالسلطنه و سفرنامه اوژن، از جمله این کتابهاست.» لغتنامهها و دایرهالمعارفهای مهم از جمله نخستین نسخه چاپی لغتنامه دهخدا در سال1325، کتابهای ارزشمند مذهبی از جمله مجموعههای تفسیر قرآن مانند تفسیر «پرتوی از قرآن» اثر مرحوم آیتالله طالقانی در دهه40، کتابهای سیاسی، کتابهای مرجع در زمینه شکلگیری نظمیه در ایران، کتابهای ادبی از جمله نسخههای متنوع شاهنامه و کتابهای تخصصی حوزه سینما مانند مجموعه کامل سینمای ایران از سال1309 تا سال1385، بخش دیگری از گنجینه ارزشمند این کافه کتاب است.
اما بخش کتابهای تاریخی را باید بخش ویژه این کتابخانه کافه کتاب دارالخلافه دانست، بخشی که در واقع کتابخانه شخصی بهزاد یعقوبی است: «کتابهای تاریخی این کتابخانه، کتابهای مرجع است؛ 78جلد کتاب و 10جلد مقالات معروف تاریخ معاصر داریم که میتواند بهترین منبع برای دانشجویان تاریخ باشد. نسخه اصلی برخی کتابهای تاریخی ارزشمند مانند مرآت البلدان هم بر غنای کتابخانه ما افزوده است.» یادتان باشد اگر گذرتان به این کافه کتاب افتاد، از بخش اسناد، غفلت نکنید چرا که مجموعهای منحصربهفرد است برخی اسناد وقفی قدیمی از جمله قدیمیترین وقفنامه تهران متعلق به «ملا محمد مقیما رازی» مربوط به سال1060هجری قمری و سندی به خط فتحعلی شاه در این کافه کتاب نگهداری میشود که حتی در آرشیو کتابخانه ملی موجود نیست. جالب است بدانید دارالخلافهایها حتی پیشبینی حضور مهمانان خارجی را هم در کافه کتابشان کرده اند: «470جلد از رمانهای معروف دنیا به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی و آلمانی را در این کتابخانه جمعآوری کردهایم تا اگر یک گردشگر هم گذرش به اینجا افتاد بتواند از کافه کتاب ما استفاده کند. برای گروه سنی کودکان هم کتابهایی به زبان انگلیسی داریم.»

با مطبوعات کهن؛ از وقایع اتفاقیه تا یغما
علاقهمندان تاریخ مطبوعات از آن دسته افرادی هستند که حتماً باید به این کافه کتاب نوظهور سر بزنند. مؤسس کافه کتاب دارالخلافه درباره تدارک ویژه برای این مخاطبان اینطور میگوید: «پژوهشگران عرصه مطبوعات میتوانند با حضور در کتابخانه ما به دوره کامل نخستین روزنامههای ایران از جمله دولت علیه ایران، وقایع اتفاقیه، صور اسرافیل، شرف، مرآتالسفر، تربیت و شرافت دسترسی پیدا کرده و برای تکمیل تحقیقات خود از آنها استفاده کنند. ما اینجا نه فقط نسخههای افست بلکه نسخههای اصل این روزنامههای قدیمی را هم گردآوری کردهایم که جذابیتهای خاص خود را دارد.» به گفته یعقوبی، نشریات ادبی و هنری هم جایگاه ویژهای در این کتابخانه دارند، مجلاتی کهگاه کلکسیونرها هم موفق به جمعآوری مجموعه کامل بعضی از آنها نمیشوند: «ما دوره کامل مجلههای هنر و مردم، سپید و سیاه(شامل 1268شماره در دهه 40و50)، یادگار، معارف اسلامی(نخستین مجله سازمان اوقاف) و مجله یغما (از سال1327 تا 1357) را برای مطالعه علاقهمندان در کتابـــــخانه گردآوری کردهایم. برخی از شمارههای مجلههای آدینه و ایرانشهر هم در این بخش عرضه شده است.»

کاربری فرهنگی، شرط کارمند ناسا برای اجاره ملک
یکی از ویژگیهای کافه کتاب دارالخلافه این است که در یک خانه موقوفه دایر شده است. یعقوبی که خود بهعنوان امین سازمان اوقاف در بازار تهران فعال است، میگوید: «ما کتابهای تخصصی در زمینه وقف را نیز در کتابخانهمان جمعآوری کردهایم. این خانه، موقوفه مهین الملک، داماد مظفرالدین شاه است و ما آن را با هزینه کاملاً شخصی از متولی آن اجاره کردهایم. خوب است بدانید متولی این ملک، دکتر اسلامی است که از سال1352 کارمند ناسا بوده و مدتی است توسط ترامپ ممنوع الورود شده است. دکتر اسلامی شرط کرده بود این ملک را نه به خانه میدهم و نه به رستوران. فقط به کسی میدهم که کار فرهنگی تاریخی کند.» او میافزاید: «با اینکه به لحاظ قانونی و شرعی هیچ دینی به گردن ما نبود که نامی از موقوفه در سردر کافه کتاب بیاوریم اما اخلاق حکم میکرد این موضوع را مراعات کنیم. بنابراین هم اسم مرحوم مهینالملک را در سردر قید و هم عکسش را در ورودی کافه نصب کردیم.»