• یکشنبه 3 آبان 1405
  • ١٤ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 25
چهار شنبه 13 تیر 1397
کد مطلب : 22030
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/WjKJ
+
-

تکین حمزه‌لو، نویسنده ساکن شهرک غرب:

سوژه‌های رمان‌هایم را از محله می‌گیرم

دریچه
سوژه‌های رمان‌هایم را از محله می‌گیرم

علی‌الله ‌سلیمی| خبرنگار:

«تکین حمزه‌لو» داستان‌نویس ساکن محله شهرک غرب است که دوره‌های مختلف زندگی خود را در این محله سپری کرده است. سال 1356 به دنیا آمده و نویسنده رمان‌های پرمخاطب اجتماعی است که برخی از آنها بیش از 20 بار تجدید چاپ شده‌اند. نخستین کتاب او به نام «افسون سبز» در سال ۱۳۸۰ منتشر شد و در کمتر از 2 ماه به چاپ دوم رسید. این کتاب تا به حال 22 بار تجدید چاپ شده است. پس از موفقیت کتاب «افسون سبز»، او تصمیم به ادامه رمان‌نویسی گرفت. تکین حمزه‌لو تاکنون 18عنوان رمان اجتماعی تألیف کرده است. مضمون اغلب کتاب‌های این نویسنده معضلات اجتماعی و بررسی آثار و عواقب آن در زندگی شهروندانی از قشرهای گوناگون با موقعیت‌های فرهنگی و اجتماعی مختلف است. در یکی از نخستین روزهای داغ تابستان سراغ این نویسنده ساکن محله شهرک غرب رفتیم تا از زندگی در این محله و چگونگی شکل‌گیری و نگارش رمان‌هایش بگوید. 

در اغلب رمان‌های شما، وقایع شهر تهران و ردپای آنها در محله‌های مختلف این شهر دیده می‌شود. به‌عنوان مثال، در رمان«مهر و مهتاب» که از آثار موفق و پر مخاطب شماست یکی از شخصیت‌ها، حسین ایزدی، از رزمندگان دوران دفاع‌مقدس است که در موشکباران تهران در سال 1366، خانواده‌اش را از دست داده است. او بعد‌ها خانه پدری‌اش را در خیابان گرگان می‌فروشد و خانه 80 متری در فاز 6 شهرک قدس می‌خرد، بنابراین سرگذشت این شخصیت به نوعی بخشی از سرگذشت برخی از محله‌ها هم محسوب می‌شود. آیا این مسئله تعمدی بوده است؟ 

سرنوشت شخصیت‌های این داستان با بخشی از سرگذشت برخی از محله‌های شهر تهران گره خورده است. رمان «مهر و مهتاب» سرگذشت یک زوج جوان است که در بستر وقایع بعد از جنگ تحمیلی زندگی مشترکی را در تهران شروع می‌کنند. زندگی آنها فراز و نشیب‌هایی دارد که باعث می‌شود پرده‌هایی از زندگی در برخی محله‌های تهران در آن زمان هم نشان داده شود. رمان مهر و مهتاب، یک اثر داستانی با پس زمینه‌های زندگی شهری در تهران دهه 70 است که تصویری کلی از حال و هوای زندگی در تهران آن روزها را به خواننده منتقل می‌کند. 

با توجه به اینکه شما سال‌ها در شهرک غرب زندگی کرده‌اید از کدامیک از بخش‌های این محله خاطره دارید و در داستان‌هایتان هم از آنها استفاده می‌کنید؟ 

برای من در این محله، خیابان خوارزم خاطره‌انگیز است. سال‌ها در این بخش از محله زندگی کرده‌ام. من و خانواده‌ام از واحدهای فرهنگی و اجتماعی و خدماتی مستقر در این خیابان استفاده می‌کنیم. اتقافا محل زندگی یکی از شخصیت‌های داستانی رمان، «مهر و مهتاب» در خیابان خوارزم است. شخصیت پسر جوان رمان در این خیابان زندگی می‌کند. چون زندگی در این بخش از محله را تجربه کرده‌ام و گوشه و کنارهای آن را تا حدود زیادی می‌شناسم، ترجیح دادم قهرمان داستانم هم در این خیابان زندگی کند و وقایع داستان پیرامون این خیابان اتفاق بیفتد. 

دیگر محله‌های شهر تهران تا چه اندازه در رمان‌های شما به‌عنوان بستر وقایع داستان‌هایتان انتخاب شده‌اند؟ 

این مسئله بستگی به نوع وقایع و جایگاه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شخصیت‌های داستانی دارد. تعداد رمان‌های منتشر شده من به 18 عنوان می‌رسد و طبعاً وقایع هریک از آنها در یک گوشه از شهر اتفاق افتاده است. با این حال، محله‌هایی مانند«یوسف‌آباد»، «سعادت‌آباد» و «شهرک غرب» از محل‌های اصلی وقوع حوادث داستان‌های من هستند. البته نوع وقایع قصه یک رمان معمولاً به گونه‌ای نیست که فقط در یک محله اتفاق افتاده باشد، بنابراین وقایع برخی رمان‌ها در چند محله از شهر تهران اتفاق می‌افتد و با این حساب ردپای بسیاری از محله‌های شهر تهران در رمان‌های من وجود دارد. 

با توجه به روند رو به رشد نوسازی بافت‌های قدیمی تهران، آیا خاطره‌ای هم از بناهای قدیمی شهر در یادتان مانده است؟ 

بله، خانه پدربزرگم در یکی از کوچه‌های میدان سپاه با همان معماری قدیمی هنوز پا برجاست. 
بعد از فوت پدر بزرگم، عموی مادرم آن خانه را به همان شکل قدیمی حفظ کرده است. حوض وسط حیاط، اتاق‌های دورتادور حیاط و درخت‌های توت و خرمالو در آنجا دست نخورده باقی مانده و هر زمان که به آن محله و خانه می‌روم خاطرات تهران قدیم با آن معماری خاطره انگیزش برایم زنده می‌شود. از فضا و معماری این خانه در قسمت‌هایی از رمان«مهر و مهتاب» استفاده کرده‌ام، آنجا که قرار بود گوشه‌هایی از نشانه‌های زندگی در تهران قدیم را نشان بدهم. 

اگر بخواهید زشتی‌ها و زیبایی‌های شهر تهران را در رمان‌هایتان نشان بدهید، کدام موارد برایتان اولویت دارد؟ 

ترافیک و آلودگی هوا از نکات منفی در شهر تهران است که به نوعی همه ساکنان شهر را درگیر خود کرده است. من هم مانند بقیه شهروندان طبعاً از این دو معضل جدی در شهر تهران در امان نیستم. گاهی ترافیک معابر اطراف محل زندگی‌ام در شهرک غرب به گونه‌ای است که دلم نمی‌خواهد از شهرک بیرون بیایم. از بس خیابان‌های اطراف ترافیک است، به‌ویژه بزرگراه شهید همت. آلودگی هوا هم که در بعضی روزها واقعاً نگران‌کننده است. با این حال، تهران زیبایی‌هایی هم دارد که به نظرم تعداد این زیبایی‌ها کم نیست. بخشی از زیبایی‌های تهران در پارک‌ها و کافه‌ها خلاصه می‌شود.  به نظرم، تهران شهری است که خواب ندارد. تا صبح چراغ‌های شهر روشن است و زیبایی‌های آن معمولاً خیره‌کننده است. 

شکل جدید زندگی در تهران امروز بخشی از شیوه‌های زندگی گذشته در تهران را دستخوش تغییر کرده است. این مسئله برای شما هم ملموس بوده است؟ 

بله، برای من سردی و بی‌تفاوتی در روابط همسایگی چندان خوشایند نیست. این روزها همسایه‌ها کمتر همدیگر را می‌بینند و می‌شناسند. در حالی که در گذشته همسایه‌ها از حال همدیگر بیشتر باخبر بودند. حتی بچه‌ها هم در محله و کوچه‌ها دیده نمی‌شوند. یک زمانی پسرهای من و همسایه‌ها در کوچه فوتبال بازی می‌کردند. آنها از دوستان‌شان در این کوچه خاطره داشتند. حالا بچه‌ها هم با کوچه‌ها غریبه شده‌اند. خاطرات آنها از محل زندگی‌شان روز به روز کمتر می‌شود و این به نظر من اصلاً خوشایند نیست. 

این خبر را به اشتراک بگذارید