ناخوشآوازی به بانگ بلند قرآن همی خواند. صاحبدلی بر او بگذشت، گفت: «تو را مشاهره چند است؟» گفت: «هیچ» گفت: «پس این زحمت خود چندین چرا همی دهی؟» گفت: «از بهر خدا میخوانم.» گفت: «از بهر خدا مخوان.» گلستان سعدی