سعیدمروتی

روزگاری سینمافرهنگ قلب تپنده جشنواره بود. در دهه60، دفتر جشنواره در فرهنگ مستقر بود. سالن اصلی هم یک سال استقلال بود. یک سال صحرا و سالی دیگر آزادی. در آن سالها مسئلهای به نام کاخ یا خانه جشنواره اصلا مطرح نبود.
جشنواره فیلم فجر با استقبال گسترده مردم و سینماگران برگزار میشد و مهمترین سالنهای سینما هم در اختیارش بودند. سالهایی که تعداد مطبوعات و سینمایینویسان و منتقدان هم خیلی نبود و با اختصاص یکی دو ردیف در انتهای سینمافرهنگ یا بهمن میشد، کار را برای مطبوعاتیها درآورد. از سال۷۱ سینما شهرقصه شد سینمای اختصاصی مطبوعات و در سالهای بعد قدس، فلسطین و یک سال هم سالن حجاب میزبان اهالی رسانه شد.
سینماییها هم برای خودشان سینما داشتند. از همان دهه60 اما منتقدانی که به کن و برلین و ونیز میرفتند در گزارشهایشان به محلی به نام کاخ جشنواره اشاره میکردند. سالهایی که ناوگان سینمایی کشور متکی به سینماهایی بود که در دهههای
40 و 50 ساخته شده بودند. از دهه80، پردیسهای سینمایی احداث شدند. پردیسهای مدرن چندسالنه و باز هم خبری از خانهای برای جشنواره نشد. در دهه90، برج میلاد تهران میزبان اهالی سینما و مطبوعات شد و خانه جشنواره نام گرفت.
برجی که یکی از جذابیتهای گردشگری پایتخت بود، سالنی را در اختیار فیلم فجر گذاشت که اصلا برای نمایش فیلم طراحی و ساخته نشده بود پس طبیعی بود که در برخی قسمتهای بالکن سالن اصلی برج، نشود تمام پرده را دید و جالب اینکه عشاق فیلمدیدن در سالنی که مناسب کنسرت و همایش بود و نه اکران سینما، عموما مشکلی با این مسئله نداشتند.
در دهه90 بهنظر میرسید که برج میلاد هم برای جشنواره و مهمانانش کوچک است و برای میزبانی از اهالی مطبوعات و سینما و انبوه مهمانان دیگر، باید جایی با ظرفیت استادیومهای ورزشی تدارک دید. خبرنگار و سینمایینویس و سینماگر و مهمانانی بیربط و باربط در برج میلاد موج میزدند و همه هم همین جا را بهعنوان کاخ جشنواره بهرسمیت میشناختند. ماجرای احداث محلی بهعنوان خانه جشنوارهها اما به مرور به مسئله مدیران تبدیل شد و حالا وزیر ارشاد از خرید زمین و تأسیس محلی برای میزبانی از جشنوارهها خبر داده است. خانهای مثل شهر که میتواند مشکل خانهبهدوشی جشنوارههای فیلمفجر، سینماحقیقت و... را برای همیشه حل کند.
تیغ و ابریشم
خانهای مثل شهر
در همینه زمینه :