ضیافت 14 ساله
حمایت اعضای مؤسسه خیریه «مدداندیشان جوان» از 200 خانواده محروم
زهرا بلندی| خبرنگار:
منطقه 14
سومین سال از دهه 80، نخستین قدم را برای حمایت از محرومان برداشتند و آغاز این مسیر را با پهن کردن نخستین سفره افطار جشن گرفتند. قدمی که حاصل یک ازدواج بود و نتیجهاش حمایت از یک خانواده بزرگ. صحبت از اعضای مؤسسه خیریه مدداندیشان جوان است. مؤسسهای که فعالیتش را با سرپرستی «سپیده کلهر» بانوی دندانپزشک و همسر مهندسش، «عباس شاه قلیان»، برای ارائه خدمات حمایتی به خانوادههای محروم آغاز کرد. برای آشنایی با فعالیتهای این مؤسسه در حالیکه چهاردهمین جشن رمضان را امسال با پهن کردن سفره افطار برای 200 خانواده نیازمند برگزار میکنند. سری به این خیریه زدیم.

دفتر یا محیط کار ثابتی ندارند و هر سال با حمایت یکی از مراکز فرهنگی، مراسم افطاری را در فضایی مناسب در یکی از مناطق شهر تهران برگزار میکنند. امسال در آمفیتئاتر کوثر منطقه 14 دور هم جمع شدهاند. اینجا تحصیلات و سطح اجتماعی هیچ معنایی ندارد، از پزشک گرفته تا مهندس و روانشناس و معلم همه پابهپای هم برای برگزاری هرچه بهتر مراسم تلاش میکنند. وقتی دنبال شخصی برای توضیح جزئیات فعالیت این مؤسسه میگردیم، همه ما را به سمت خانم دکتر و همسرش ارجاع میدهند. «سپیده کلهر» پزشک 39 ساله، با اشاره به اینکه زمزمههای شکلگیری مؤسسه خیریه مدد اندیشان جوان، به سال 79 برمیگردد، میگوید: «آن روزها من دانشجو بودم و همسرم سرباز نظام وظیفه. هردو حین فعالیت در یک مؤسسه خیریه با هم آشنا شدیم و بعد از ازدواج تصمیم گرفتیم با تلاش یکدیگر و دوستان مشترکمان، مؤسسهای با همان هدف اما با روشی متفاوتتر در آموزش و توانمندسازی راهاندازی کنیم.»
وی ادامه میدهد: «فعالیتهای خیرخواهانه ما از سال 83 با شناسایی افراد نیازمند در محله باغ آذری منطقه 16 آغاز شد. سال 84 این مؤسسه را در سازمان ملی جوانان ثبت کردیم و با شناسایی تعداد محرومان بیشتر در مناطق دیگری همچون 12، 13، 14 و 15 فعالیتهایمان گستردهتر شد.» او با اشاره به سفره افطاری که نقطه آغاز فعالیتشان بوده است، میگوید: «این سفره نخستین بار با حمایت 5 خیّر برای 10 خانواده محروم پهن شد و اکنون با دستهای یاریگر 40 جوان خیّر، آماده پذیرایی از 200 خانواده است.»

برگزاری دورههای کسب و کار اینترنتی در تابستان
این مؤسسه با فعالیت گروه 40 نفرهای از قشر تحصیلکرده شکل گرفته است که هریک در حیطه شغل خود به افرادِ تحت پوشش خدمات ارائه میکنند. «عباس شاه قلیان»، سرپرست 40 ساله گروه، در اینباره میگوید: «3 پزشک عمومی، 3 دندانپزشک، 3 کارشناس مامایی، 3 روانشناس، 2 دکترا و یک کارشناس حسابداری، 3 مهندس، 3 وکیل، 3 مهندس کاریابی، یک پرستار، 10 معلم و... از اعضای اصلی این گروه هستند و افرادی بهعنوان ناظر و نیازسنج در هریک از محدودههای تحت پوشش به شناسایی دقیق نیازمندان میپردازند.»
وی ادامه میدهد: «ارائه خدمات پزشکی و دندانپزشکی رایگان و قسطی، مشاورههای روانشناسی و حقوقی، برگزاری کلاسهای کمک درسی و مشاورههای تحصیلی، برپایی اردوهای سالانه زیارتی، برگزاری مراسم افطاری، توزیع سبدهای کالا و ارائه وام و... از جمله خدمات این مؤسسه است.» او با اشاره به اینکه هدف اصلی این گروه، توانمندسازی این افراد است، میگوید: «خوشبختانه تاکنون فضای اشتغال در محیطی مناسب را برای 40 بانو و فعالیت 10 آقا را هم در یک کارگاه تولیدی مبل فراهم کردهایم.» وی ادامه میدهد: «قرار است در فصل تابستان هم یک دوره کسب و کار اینترنتی برای نوجوانان و جوانان تحت پوشش برگزار کنیم.»
راهاندازی مهدکودک و شهربازی در روستای زلزلهزده
این مؤسسه علاوه بر حمایت از 5 منطقه از مناطق شهر تهران، بخشی از شهرستان رباطکریم، اسلامشهر و مریوان، را هم تحت پوشش دارد و در ارائه خدمات به زلزلهزدگان کرمانشاه نیز نقش داشته است. «عباس شاه قلیان» با بیان این موضوع، میگوید: «بعد از وقوع زلزله سرپل ذهاب، ضمن شناسایی و تحویل 100 وسایل گرمایشی به 3 روستا، وظیفه برقکشی، نصب و راهاندازی آنها را هم متقبل شدیم.» شاه قلیان با اشاره به اینکه برای حصول نتیجه بهتر، فعالیتهایشان را روی یک روستا به نام روستای «شیخ صالح» متمرکز کردهاند، ادامه میدهد: «یکی از فعالیتهای مهم ما اقدام برای درمان برخی بیماران این روستا و راهاندازی یک مهدکودک و شهربازی سرپوشیده برای کودکان این روستا بود که قرار است روز عید فطر از آن رونمایی شود.»
با حمایت این مؤسسه توانمند شدیم
در ادامه گزارش سراغ برخی از افراد تحت پوشش میرویم تا از حمایتهای این مؤسسه برایمان حرف بزنند. «معصومه» چادرش را با گوشه لب و دندان نگه داشته، برای کمک به خیّران، انتهای سفره را میگیرد و میگوید: «خدا خیرشان بدهد! اعتیاد همسرم امانم را بریده بود. با وجود 3 فرزند نه راه پیش داشتم و نه راه پس. اما آشنایی با این خانواده زندگیام را تغییر داد.» این بانوی 46 ساله که از 8 سال پیش با این مؤسسه آشنا شده. با اشاره به اینکه از 7 سال پیش با کمکهای خانم دکتر و همسرش صاحب شغل است، میگوید: «باوجودیکه این مؤسسه برای ترک اعتیاد همسرم هم حامی ما بود و او را برای درمان به کمپ معرفی کرد اما متأسفانه او تلاشی نکرد.» معصومه در ادامه میگوید: «هرچقدر خودم و فرزندانم تلاشمان را بیشتر کردیم، حمایتهای این گروه هم از ما بیشتر شد و خداروشکر حالا ما آدمهای توانمندی هستیم که خودمان از پس مشکلات زندگیمان بر میآییم.»
«زهرا» دختر 17 ساله در حال گفتوگو با اعضای گروه است که سراغش میرویم. بیماری قلبی پدر و عدم تواناییاش برای اشتغال را دلیل حمایت این مؤسسه یاد کرده و با قدردانی از حمایتهای این مؤسسه میگوید: «این مؤسسه برای ما حکم یک خانواده را دارد. با کمکهای این خانواده مادرم بهعنوان آبدارچی در یک مدرسه مشغول به کار شده است، من و خواهرم با معرفی خانم دکتر، توانستیم ارتودنسی دندانمان را بهصورت قسطی انجام دهیم.» او در آخر میگوید: «تمام تلاشم این است که من هم در آیندهای نزدیک بهعنوان یک حامی در این گروه عضو باشم و از افرادی که شرایطی همچون گذشته من دارند، حمایت کنم.»