خیاطخانه صدساله آبشار
زهرا اردشیری| خبرنگار:
خیابان شیرازی محله آبشار3ملک قدیمی وجود دارد. یکی مسجد قاجارها، دومی خیاطخانه جلیلی وآخری خانهای جنب خیاطخانه که حالا متروکه شده. قدمت هر3 نزدیک به صد سال است. 20، 30 قدم جلوتر از مسجد قدیمی، خیاطخانه قرار گرفته است. مغازهای با درهای چوبی و سقفی گنبدی شکل. این مغازه بارها لوکیشن فیلمهایی بوده که خیاطخانههای دهههای 30 یا 40 را نمایش داده است.
قسمتی از داستان زندگی استاد بهارلو را در همین خیاطخانه صد ساله ساختهاند. به همین دلیل این ملک در محله آبشار حسابی مرکز توجه سازمان میراث فرهنگی است و اجازه نمیدهد کلنگ ساختوساز تیشه به ریشه این بنای تاریخی بزند. گفتوگوی ما با «عباس جلیلی» خیاط و صاحب این مغازه قدیمی را بخوانید.
خیاطخانه به یک خانه قدیمی چسبیده. مشخص است روزگاری این خیاطی هم ملک همین خانه بوده. چون جنس درها و رنگ آنها هر دو یکی است؛ چوبی و سفید رنگ. نگاهی به دور و اطراف میاندازیم. جز این خانه و مغازه و مسجد محمدیه که روزی به مسجد قاجارها معروف بود و کمی جلوتر است، شکل و شمایل این محله مدرن شده. بقالیهای قدیمی تبدیل به سوپرمارکت شدهاند و تنها داروخانه محله یک دراگ استور پرزرق و برق است.
اما خیاطخانه شکل و شمایل قدیمیاش را حفظ کرده؛ یک چراغ علاءالدین وسط مغازه برای گرما، اتوی زغالی و در و دیوار با پوسترهای قدیمی. میزکاری که دستکم 40 سال از عمرش میگذرد و بوی خوش چای دارچینی. حاج عباس میگوید: «سال 1334 وارد کار خیاطی شدم. 2 سال پادو مغازه بودم. بعد شلواردوزی را شروع کردم. کمکم به کار علاقهمند شدم و رفتم در رسته مردانهدوزی. مردانهدوزها آن زمان بیشتر کت و شلوار میدوختند. من هم کت و شلواردوز شدم.»
میگوید که سابقه کارش در این حوزه به نیم قرن میرسد: «آن زمان فرقی نمیکرد فقیر و غنی، کت و شلوار میدوختند. پولدارها سالی 2دست و بیپولها هرچند سال یک بار. اما کت و شلوار باید دوخته میشد. کت و شلوار دوختن هم آداب خود را داشت. باید به لالهزار میرفتند. بورس پارچهفروشهای کت و شلواری در لالهزار بود. بعد که پارچه را برای دوخت میآوردند 3 بار باید برای پرو هم میآمدند. همیشه آرایشگاههای مردانه بساطشان را نزدیک خیاطخانهها پهن میکردند. چون رسم این بود که روز پرو نهایی اول میرفتند سر و صورتشان را اصلاح میکردند و بعد میآمدند کت و شلوار را تن میکردند.»
گفتهاند دست به ترکیب مغازه نزن
سال 1356 که ازدواج میکند با اصرار همسرش این مغازه را در محله آبشار میخرد. میگوید: «این مغازه به ملک کناریاش چسبیده بود. از اول هم خیاطخانه بود. الان خانه کناری مخروبه شده است. مغازهدارهای اطراف از آن بهعنوان انبار استفاده میکنند. این ملک اواخر قاجار ساخته شده است. اما نه سر و کله مالکانش پیدا میشود و نه میراث فرهنگی به اینجا سر و سامان میدهد. گرچه این مغازه و خانه در طرح عقبنشینی خیابان قرار دارد اما باتوجه به اینکه مراحل ثبت آن در فهرست آثار ملی در حال انجام است به دستور اداره میراث فرهنگی حق به هم زدن ترکیب آن را ندارم. البته خودم هم علاقهای به این کار ندارم. چون سالهاست که در آن زندگی کرده و به این شکل و شمایلش خو گرفتهام.»