
فاطمهسادات نوابصفوی، فرزند شهید سیدمجتبی نواب صفوی در عملیات آزادسازی خرمشهر در سال61 بهعنوان زن رزمنده دوشادوش مردان به مبارزه پرداخت. در خاطراتی که از جانباز ایرانخواه منتشر شده است در مورد حضور فاطمهسادات در عملیات بیتالمقدس چنین آمده است: «خانم فاطمه نوابصفوی، فرزند شهید نواب صفوی، بهعنوان دیدبان به طرف بهمنشیر رفته بود. او با اطلاعات مؤثر و مفیدی که از موقعیت دشمن میداد، در موفقیت عملیات نقش تعیینکنندهای را ایفا کرد. در آخرین دیدار او را در حالی دیدم که پیکر شهیدی را با خود حمل میکرد. معلوم شد که از یک عملیات موفق چریکی بازمیگردد».
از کوکتل مولوتف تا اسلحه
اولین مسئولیتی که زنان در دفاعمقدس، بهصورت خودجوش و همپای مردان برعهده گرفتند، جنگیدن با دشمن بعثی در جنوب و مزدوران داخلی در کردستان بود. حتی آنان، کوکتل مولوتف ساختند تا به جنگ تانکهای عراقی بروند که قصد داشتند از مرز شلمچه بگذرند. تهیه و بهکاربردن کوکتل مولوتف، ابتداییترین کار رزمی خواهران و زنان به شمار میآمد، بعدها آنها خود را به سلاح مجهز کردند تا مردانه با دشمن بجنگند. در روایتی از روزهای بمباران خرمشهر آمده است: «در قبرستان خرمشهر زن ۶۵ سالهای را دیدم که تفنگ ام یک بر دوش داشت. گفتم: مادر چه میکنی؟ گفت: پسر و دخترم آنقدر جنگیدند تا شهید شدند و اینجا خفتهاند. میروم راهشان را ادامه دهم، هر چه او را منع کردم، نپذیرفت و گفت: باید از دینم دفاع کنم. این تنها وظیفه شما پسرانم نیست بلکه وظیفه من هم هست، جنگید و سرانجام با ترکش خمپاره شهید شد. زنان رزمنده در خرمشهر، کارهای دیگری را نیز برعهده داشتند که مراقبت از تسلیحات، تسلیح رزمندگان، نگهبانی از پیکر شهدا و توزیع سلاح بین رزمندگان از آن جمله بوده است.
روایت شجاعت زنان سوسنگردی
سوسنگرد ازجمله شهرهایی بود که جنگ در آن غوغا به پا کرد. زن و مرد و پیر و جوان همه در کنار هم ایستادند و از شهر و خاکشان دفاع کردند. در روایتهای منتشرشده از این رشادتها یک زن سوسنگردی با آرد مسموم نان پخت و با آن تعدادی از عراقیها را از پای درآورد. در روایتی دیگر در این شهر مادر شهید الحانی، 11سرباز عراقی را به خانهاش دعوت میکند، به آنها غذا میدهد، و زمانی که آنها به استراحت پرداختند و به خواب رفتند، در اتاق را قفل میکند و بسیجیها را با خبر میسازد و خود او هم با چوبدستی به جان بعثیها افتاد. داستان این زن شجاع اینگونه نقل شده است که در سوسنگرد خانم عرب مُسنی زندگی میکرد که همسرش نابینا بود. او با وجود اینکه 50-40 سال داشت، خیلی شجاعانه و در حقیقت مردوار از شهر دفاع میکرد. معروف بود که با چوبدستی، چند سرباز عراقی را از پا انداخته است.

جمعآوری کمکهای مردمی
یکی دیگر از فعالیتهای خودجوش زنان در دوران دفاعمقدس جمعآوری کمکهای مردمی و تلاش در جهت تهیه اقلام پرمصرف و ضروری و سایر مایحتاج جبههها بود. برخی زنان با ارتباطیافتن با خیرین بازار پارچهفروشان تهران، اقدام به گردآوری و تهیه پارچه، دوک نخریسی، مبلغی وجه نقد و... میکردند و با یاری سایر بانوانی که غالباً از شرکتکنندگان در کلاسهای قرآن و احکام مساجد بودند با کار شبانهروزی زیرچادرهای برزنتی در حیاط مساجد، اقدام به تهیه البسه، آجیل، پسته، نان لواش، شکلات، شیرینی و.. کرده و با کامیون به مناطق جنگی میفرستادند.
برخی از گزارشها از جمعآوری مقادیر زیادی میوه، رب گوجهفرنگی، نان، حلبهای خیارشور و... توسط زنان حکایت دارد و در ایام محرم بسیاری از بانوان با پخت حلوا آنها را به خطمقدم میفرستادند. در استان ایلام و جبهه غرب و کردستان خواهران عضو گروه انصار المجاهدین- که غالباً از قشر فرهنگی بودند - با تشکیل پایگاههایی اقدام به جمعآوری کمکهای مردمی برای جبهه میکردند.
سنگرسازی و محافظت از مهمات
در پارهای از مواقع نیز بانوان در جابهجایی، نگهداری، نگهبانی و حفاظت از مهمات رزمندگان نقشی فعال داشتهاند. خواهران ذخیره سپاه خرمشهر در مسجد امامصادق(ع) درحالیکه خود مسلح بودند، کارحفاظت از مهمات را بهصورت پستهای نگهبانی دوساعته برعهده داشتند و نیز در بعضی از مواقع کار توزیع سلاح بین نیروهای داوطلب و مردمی توسط زنان صورت میگرفت.
تمیزکردن سلاح رزمندگان، خشابگذاری، خالیکردن بار مهمات از کامیونها و.. نیز از زمره فعالیتهای تدارکاتی زنان برای جبهههای جنگ بود و در مسجد جامع خرمشهر زنان جهت پشتیبانی رزمندگان به نگهبانی از انبار مهمات و تعمیر اسلحه و گلولهگذاری خشابها میپرداختند. در مسجد سیدالشهدای خرمشهر نیز زنان به نگهبانی از مهمات میپرداختند. برخی از زنان در شرایط حساس بمبارانهای هوایی دشمن کامیونهای مهمات را از منطقه خطر و تیررس به محل امن منتقل میکردند. یکی دیگر از اقدامات زنان در آغازین روزهای جنگ تحمیلی، ساختن سنگر و پناهگاه بود. برپایه گزارشهای برخی از بانوانی که در مقاومت سلحشورانه خرمشهر حضورداشتهاند، زنان در چیدن دیوار جهت مدافعان پل خرمشهر پیشقدم شدند و همچنین با پرکردن گونیهای شنی و ساخت سنگرهای خیابانی و مجهز کردن آنها به کوکتل مولوتف در پی جلوگیری از سقوط شهر بهدست دشمن بعثی برآمدند. در سایر مناطق جنگی نیز زنان در پرکردن گونیها برای ساخت سنگر و تهیه کوکتل مولوتف فعال بودند.

دفاع بدون توقف
صحنههای رزم زنان، اگرچه اندک بود ولی تا پایان دفاعمقدس کم و بیش ادامه یافت و تأثیر عمیقی بر روحیه رزمندگان داشت. به علاوه، زنان نقشهای اطلاعات رزمی فراوانی را انجام دادند. سکینه حورسی از مدافعان خرمشهر در اینباره در کتاب خاطراتش آمده است: «ما از آن لحظهای که به نیروهای شناسایی ملحق شدیم، کار شناسایی دشمن، خنثیکردن بمب، شناسایی ضدانقلاب و پیداکردن رد پای آنها در شهر و روستاها را دنبال کردیم. نوع دیگری از کار اطلاعاتی و امنیتی را خواهران بسیجی انجام میدادند. مثلا آنها در لباس امدادگر و پرستار به شناسایی منافقینی دست میزدند که بهصورت ناشناس در بیمارستانها تحت درمان بودند یا ماموریتی برعهده داشتند.»
روایتهای کوتاه/ تنها زن حاضر در عملیات
در همینه زمینه :