• چهار شنبه 28 مهر 1400
  • الأرْبِعَاء 13 ربیع الاول 1443
  • 2021 Oct 20
سه شنبه 16 دی 1399
کد مطلب : 120933
+
-

یک محله بود و یک عارف نامدار

یک محله بود و یک عارف نامدار

مژگاه مهرابی

حاج «محمد اسماعیل دولابی» عارف بزرگی که اغلب تهرانی‌ها او را می‌شناسند و محبوب اهالی محله دولاب است. این‌طور که دولابی‌ها روایت می‌کنند، «محمود، پدر حاج اسماعیل دولابی از ملاک‌های نامی دولاب بوده است. او اخلاق خاصی داشته و برای اینکه روزی‌اش حلال باشد، همپای رعیت‌هایش در زمین‌های زراعی کشاورزی می‌کرده است. اما ماجرای محمد اسماعیل و داستان عارف شدنش خواندنی است. طبق روایت دوستان و آشنایان این مرد بزرگ، محمد اسماعیل در سن جوانی همراه پدرش راهی سفر عتبات عالیات می‌شود، از آنجاکه دوست داشته درس حوزوی بخواند و در نجف بماند، خواسته‌اش را با پدر مطرح کرده اما حاج محمود اجازه این کار را به او نداده و حاج اسماعیل هم با شنیدن جواب منفی از پدر راهی حرم امیرالمؤمنین(ع) و در آنجا بعد از تضرع زیاد تحولی در او ایجاد شده است. به گونه‌ای که بعد از بازگشت به تهران، دیگر آن جوان کشاورز نبوده و به عارفی فرزانه تبدیل ‌شده، از مهم‌ترین ویژگی‌های او، سفره‌دار بودن و مهمان‌نوازی است که هنوز هم ورد زبان اهالی دولاب است. از قرار معلوم پاتوق همیشگی‌اش حسینیه تکیه چال بوده و بعد از ساخت حسینیه مکتب‌الزهرا(س) در سرآسیاب نمازش را آنجا می‌خوانده است. این عارف نامدار بعد از فوت همسر اولش، با خواهر آیت‌الله ‌نجفی ازدواج می‌کند و ثمره زندگی‌اش 2 پسر به نام‌های محمود و محمد است. او در سال 1381 در سن 100 سالگی‌دار فانی را وداع گفت. مزارش در صحن و سرای حضرت فاطمه معصومه(ع) است. حاج اسماعیلی دولابی با زبان خاص با مردم حرف می‌زد خیلی ساده و خودمانی برای همین از جایگاه بالایی نزد اهالی برخوردار بود. از سفارش‌های این مرد عارف، می‌توان به جمله «با شمشیر محبت، سرها را ببرید. در جامعه‌ای که با محبت رفتار کنند آن جامعه به سمت خیر و خوبی پیش می‌رود. محبت باید علاوه بر اینکه زبانی است باید قلبی هم باشد. محبت خیلی اثرگذار است.» یاد کرد. 

این خبر را به اشتراک بگذارید