• سه شنبه 29 مهر 1399
  • الثُّلاثَاء 3 ربیع الاول 1442
  • 2020 Oct 20
پنج شنبه 22 فروردین 1398
کد مطلب : 52042
+
-

داستان تکراری

علیرضا مجمع
روزنامه‌نگار

هنوز از سن جشنواره جام‌جم پایین نیامده بود که حکمش صادر شد. عادل را می گویم. مدیر شبکه سه همان ردیف اول نشسته بود؛ وقتی عادل برای جایزه بهترین برنامه تلویزیون از نگاه مردم روی صحنه رفت و بغضش ترکید و از بی معرفتی ها گله کرد، مدیر به خودش گرفت و اخراجش کرد. کمی بعد آقای سوپراستار رفت بالا. آمده بود که جایزه  بگیرد. اصلا در مراسمی که جایزه نگیرد نمی آید. ابتدا از طرفدارانش (کدام طرفدار؟!) تشکر کرد و بعد از مدیرش تعریف کرد. تعریفی مجیزگونه! (نمی گویم پاچه خوارانه) تفاوت عادل و سوپراستار در این است. عادل با بغض گله کرد و گلزار با خنده مجیز گفت. عطا (رضا عطاران) در «توفیق اجباری» به سوپراستار یک جمله می‌گوید: «مردم‌دار باش!»
* * * 
کل نوروزی که گذشت علاوه بر خبر سیل و مرگ، خبر عادل هم هر روز سرتیتر خبرها بود. آنچه نباید اتفاق بیفتد افتاد. آقای مدیر رأی مردم را وتو کرد و عادل را از خانه اش بیرون کرد. چرا؟ چون صاحبخانه عوض شده است و صاحبخانه جدید از عادل خوشش نمی‌آید. عادل نباید چوب لای چرخ سرمایه بگذارد. خوشش نمی آید که ته و توی درصدگیری بلیت‌فروشی استادیوم آزادی را رو کند و قرارداد ترکمانچای فدراسیون با سایت بلیت‌فروش را ببرد روی هوا. 
 عادل خوب است، به شرطی که ساکت باشد و حرف نزند. عادل خوب است، به شرطی که نخواهد سر در لانه مار کند. عادل خوب است، به شرطی که نباشد.
* * * 
قدیمی‌ترها حتما مجید وارث را می شناسند. ورزش و مردمی که افتاد دست خدابیامرز بهرام شفیع را ابتدا مجید وارث برندش کرد. اگر وارث را نمی شناسید فقط می‌توانم بهتان اینطوری آدرس بدهم که یکی بود مثل عادل، یک گزارشگر فوتبال (که البته کشتی و چندتای دیگر را هم گزارش می‌کرد) و یک برنامه‌ساز و تحلیلگر درجه‌یک. صدای خشدارش هنوز در گوش ما زنگ می زند بعد از این‌همه سال. صدای مردانه اش روی مستندی که در همان اوایل دهه60 برای جهان‌پهلوان تختی ساخته شد، تب او را که هنوز داغ رفتنش در جامعه آن سال‌ها وجود داشت، داغ تر کرد. وارث را در همان اوایل دهه60 از تلویزیون فراری دادند.می‌گویند برای یک کلمه در یک گزارش فوتبال. آن موقع اتاقی برای گزارشگران وجود نداشت و او کنار زمین استادیوم آزادی می ایستاد و گزارش می کرد. اما بعد از آن جمله دیگر مجید وارث را کنار زمین ندیدیم. احتمالا به یکی از دلایلی که عادل را نمی بینیم. بعد از وارث گزارشگری فوتبال و برنامه سازی در تلویزیون ادامه پیدا کرد، اما این ما بودیم که محروم شدیم از گزارش‌های وارث، این ما بودیم که محروم شدیم از لذت بردن بیشتر از فوتبال. این ماییم که رأی‌مان تأثیری در بودن یا نبودن ستاره‌هایمان ندارد. اگر داشت، وارث می ماند و عادل هم نودش را ادامه می داد. اگر داشت به‌جای اخراج عادل، یکی دیگر باید مرخص می‌شد به جرم کارنابلدی و پا گذاشتن روی رأی مردم. 
* * * 
حکایت غریبی است که ماجرای وارث و شفیع، به ماجرای عادل و میثاقی پهلو می زند؛ نه؟!

این خبر را به اشتراک بگذارید