• دو شنبه 8 تیر 1405
  • ١٣ محرم ١٤٤٨
  • 2026 Jun 29
یکشنبه 7 تیر 1405
کد مطلب : 278009
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/rRMGp
+
-

آرایشگران نخل

درباره رسم آرایش نخل‌ها و کارگران خوشه‌بندی که این روزها فصل کارشان است

گزارش
آرایشگران نخل

سحر جعفریان عصر | روزنامه‌نگار

هنگام گرگ و میش، بیش از 30کارگر به ابتدای جاده ۷۰ کیلومتری و نخلستانی شهر آبپخش می‌رسند. هر یک وسیله‌ای به دوش دارد؛ حلقه‌های طناب، داس و کیسه چاشت. میان خود، قول و قرار کرده‌اند تا بعضی‌شان نخل‌های شمالی و بعضی دیگرشان نخل‌های جنوبی جاده را بیارایند. کارگران خوشه‌بند نخلند و حالا هم فصل کارشان (ابتدای خرداد تا پایان تیرماه). آمده‌اند دستی به سر و زلف نخل‌ها بکشند و با هرس شاخ و برگ‌های خشک و هرز و کنِه زدن (جاگذاری خوشه‌های خرما میان شاخه‌های گره زده) آراسته‌شان کنند. کارگران خوشه‌بند، خوب می‌دانند نخل‌های هر نخلستان را چطور آرایش کنند؛ در بم، نخل‌ها فاصله را دوست دارند، پس شاخه‌های اضافه بیشتری از آنها می‌کنند. نخل‌های جیرفت صبورند، پس برای بزکشان حوصله به خرج می‌دهند و نخل‌های بوشهر را نیز در جهت وزش بادهای موسمی می‌آرایند و شوآرون (کنه‌زدن به زبان محلی) می‌کنند تا نشکنند. این گزارش در گفت‌وگو با کارگران خوشه‌بند، تهیه شده است.
هر تابستان، هزاران کارگر خوشه‌بند در نخلستان‌های ایران از نخل‌هایی تا ۲۵ متر ارتفاع بالا می‌روند؛ کاری که هم برای کیفیت محصول خرما ضروری است و هم یکی از پرخطرترین مشاغل فصلی کشاورزی محسوب می‌شود.

اقلیم کم‌آب؛ سرخاب و سفیداب نخل 
در نیمی از نخلستان‌های جنوب شرق ایران، جایی حوالی سیستان و بلوچستان (نیک‌شهر-ایرانشهر)، کم‌آبی، بین نخل‌ها فاصله انداخته است؛ نخل‌ها در فواصل یک تا یک و نیم‌متر از هم کاشته‌شده و بالا رفته‌اند. «آب که کم باشه نخلا برای سیرابی به رقابت می‌افتن. نخل زرنگ می‌دونه چطوری سیراب شه.» این را اردشیر فضلی، کارگر خوشه‌بند می‌گوید که هر تابستان به وقت آرایش نخل‌ها، رد داس به دستانش پینه می‌اندازد: «سی همینه که اینجا خرمای رَبی زیاده؛ خرمای مقاوم...»  بیشتر از 20سال است که نان سفره خود و اهل و عیالش را از داس و طناب و نخل درمی‌آورد: «فکر نکنی، نخلستون ندارم؛ نه. دارم اما خوشه‌بند هم هستم. خوشه‌بند حرفه‌ای که همه نخلستون‌دارا و نخلای این دور‌و‌بَر، منو می‌شناسن... نخلستونی نیست که نرفته باشم و نخلی هم نیست که ازش بالا نرفته باشم...». داود، وردست اردشیر است و حرف‌های او را تأیید می‌کند: «چشم‌بسته، شاخ و برگ خشک و هرز رو می‌زنه... اونم تو کمترین زمان...». دستمزدشان، معمولا هفتگی محاسبه می‌شود؛ از 10تا 15میلیون‌تومان؛ با توجه به مساحت نخلستان و تعداد نخل‌ها.

اقلیم نَم‌دار؛ خطر سقوط از نخل 
آرایش نخل در نخلستان‌های نزدیک‌تر به دریا، مانند میناب و قشم و حتی بوشهر، کمی متفاوت‌تر است که صابر از علت این تفاوت می‌گوید: «نخلای همسایه دریا، یاد گرفتن برای رفع عطش بیشتر خم شن... شاخ و برگاشون رو نگا؛ به سمت پایین باز شدن. برای همین آرایششون یه کم راحت‌تره.» صابر، گاهی علاوه بر دستمزد، کیسه‌ای پُر از خرمای نارس خاصویی و مرداسنگ هم از نخلستان‌دارها انعام می‌گیرد. داسش را هر شب با سنگ سمباده، تیز می‌کند تا آرایش نخل‌ها را با کمترین ضرب و زور انجام دهد: «صبح زود باید رفت وگرنه آفتاب جنوب، عرق از هفت‌بند تنت راه می‌ندازه و نمی‌ذاره کار کنی.» روایت آرایش نخل در نخلستان‌های هرمزگان نیز متفاوت است. هر سال، یکی دو‌ماه که از خرماچینی نخلستان‌های حاجی‌آباد هرمزگان می‌گذرد، خالواحمد کمی پیارم می‌فرستد درِ خانه عباس عرب‌زاده که پیش‌تر، نخل‌هایش را آرایش داده بود. عباس، وانت سفیدی دارد و کار اصلی‌اش، رساندن محصول خرمای هرمزگان به شهرهای مرکزی و شمالی کشور است: «خرداد و تیر‌ماه به خوشه‌بندی مشغولم... سخت است و اگر ناشی باشی، خطرناک، چون ممکن است اگر طناب را درست نبسته باشی از ارتفاع 10تا 25متری نخل سقوط کنی.» عباس یک‌بار که جوان‌تر بوده، سقوط از نخل را تجربه کرده‌است.

اقلیم بادهای موسمی؛ آرایش بادپسند
مریم، همراه حسن (همسرش) آمده خوشه‌بندی نخل‌های نخلستان پدری‌اش. حسن، پاشنه کتانی کهنه‌اش را ورمی‌کشد و به سفارش مریم، دست‌هایش را در دستکش ضخیم فرو می‌برد: «تو بوشهر، هم صیادا و هم نخلستون‌دارا حواسشون به بادهای محلی مثل باد لِهمیر هست... بیشتر نخلستونای بوشهر طوری کاشته شدن که جریان بادهای موسمی از وسطشون بدون آسیب بگذره...» از این روست که کارگران خوشه‌بند نخل‌ها نیز اینجا، زبان بادها را می‌دانند و آرایش نخلی‌شان فوت و فن‌هایی دارد: «نباید با لهمیر لَج کرد... شاخ و برگای پایینی رو کوتاه می‌کنیم و توی دُم برگای سالم، کنِه (فرورفتگی کوچک) می‌ندازیم و بعدش یکی از خوشه‌ها رو به دور کنِه، گره می‌زنیم.» مریم خوب می‌داند چطور از شاخ و برگ‌های هرس شده، زیرانداز درست کند.

مکث
اقلیم گرم؛ آرایشگران بی‌رحم

در بم، آرایش نخل‌ها بر پایه فاصله است؛ فاصله‌هایی که اجازه دهند هوای داغ کویر از میان خوشه‌های هر نخل‌ها حرکت کند: «هوای داغ اگه بمونه وسطشون و راه رد شدن نداشته باشه، نخل رو خشک می‌کنه...»؛ این را علی می‌گوید که خوشه‌بند نخلستان کوچکش است: «پدربزرگم می‌گفت نخل باید نفس بکشه، وگرنه دلش می‌گیره، خفه می‌شه. اصلا برای همین بود که یادمون داد تو آرایش نخل به هیچ شاخه هرزی رحم نکنیم.» آخرین نخل که آرایش می‌شود، آفتاب درست وسط آسمان ایستاده است. علی آرام‌آرام، طناب را یکی به طرف چپ، یکی به طرف راست شل می‌کند و پایین می‌آید. داس را به شانه‌اش می‌اندازد و طوری می‌رود که پیداست تا سال بعد و فصل خوشه‌بندی بعد، کاری با نخل‌ها ندارد.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید