• سه شنبه 26 خرداد 1405
  • ٣٠ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 Jun 16
دو شنبه 2 مهر 1397
کد مطلب : 31574
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/WKpE
+
-

امیدی تهرانی شاعر

شرح احوال عالمان و شاعران تهران غالباً در پیوند با مشاهیر ری آمده است. مثل «مولانا امیدی‌تهرانی» شاعر عصر صفوی که پدرش، خواجه علی، کدخدای تهران و از اعیان‌زادگان بود؛ تهرانی که آن زمان قریه‌ای در نزدیکی ری به شمار می‌آمد و هنوز خبری از پایتخت شدنش نبود.  امیدی تهرانی با نام کامل «مسعود ارجاسب» هم عصر شاه عباس صفوی است. در روزگار جوانی از زادگاهش تهران به شیراز رفت و نزد مولانا جلال‌الدین محمد دوانی، شاگردی کرد و فقه و طب آموخت. در اواخر عمر به تهران بازگشت و مثل پدرش کدخدایی کرد و بین مردم محترم شمرده شد. او که در شعر و شاعری هم دست داشت و تخلص امیدی را برای خود برگزیده بود، در تهران باغی ساخت به نام باغ امید. بر سر آب باغ نزاع درگرفت و به تحریک شاه قوام‌الدین نوربخش (پیشوای نوربخشیان) و به دست جمعی از نوربخشیه (پیروان میرقوام‌الدین نوربخش) در کشاکش درگیری زخم برداشت و کشته و در طرشت دفن شد. فقط ۱۷ قصیده و ۳ غزل و ۱۵ رباعی و یک ساقی نامه از مجموعه اشعار او باقی مانده است.  قصیده‌ای درباره مولای متقیان دارد که یک بیت آن بسیار معروف است: «کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست/ که‌تر کنی سرانگشت و صفحه بشماری». از دیگر اشعار او این است: «شب قصه هجران جگرسوز کنم / روز آرزوی وصل دل افروز کنم/ القصه که من بی‌تو به صد خون جگر / روزی به شب آرم و شبی روز کنم». «افضل نامی» از دیگر شاعران تهرانی درباره امیدی تهرانی چنین سرود: «افسوس که تهران طرب‌انگیز نماند/ گلزار امید ری دل آویز نماند/ از ری بگریز نامی از ری بگریز/ ری بود و همین امیدی آن نیز نماند». 

این خبر را به اشتراک بگذارید