• شنبه 2 آبان 1405
  • ١٣ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 24
سه شنبه 27 شهریور 1397
کد مطلب : 31014
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/z4Pr
+
-

گفت‌وگو با حمیدرضا شکارسری‌، شاعر آیینی

شور نواهای عاشورایی باید شور اندوه باشد

فرشاد شیرزادی|خبرنگار:


دهه اول محرم برای بسیاری از شاعران و نویسندگان فرصتی است تا به محله قدیمی خود بازگردند. حمیدرضا شکارسری‌، شاعر آیینی و سراینده دفتر «عاشقانه‌های تاریک روشن» و «چراغانی بی‌دلیل» به خیابان «گلشن» در منطقه 11 می‌رود و در آنجا تا نیمه‌های شب با دوستانش در مجالس عزاداری محله شرکت می‌کنند و مانند دوران نوجوانی و جوانی به رتق و فتق امور هیئت می‌پردازد. او معتقد است که غلو در شعر تاریخی‌ـ دینی با ژانرهای دیگر متفاوت است. با او درباره عاشورا در محله قدیمی زندگی‌اش صحبت کردیم و به آسیب‌‌شناسی شعر عاشورایی پرداختیم. 



  در کودکی و نوجوانی در کدامیک از محله‌های تهران از عاشورا و دهه اول محرم خاطره دارید؟ آن سال‌ها چگونه می‌گذشت؟ 

در کودکی و نوجوانی در خیابان «گلشن» در خیابان «آذربایجان» سکونت داشتیم و هرچه خاطره دارم مربوط به همان دوره و محله است. آنجا حدود سه چهار هیئت برپا بود. یک شب در این هیئت و شب دیگر در هیئتی دیگر حضور داشتیم. دنبال این بودیم که کدام هیئت شام بهتری می‌دهد یا کدام هیئت مداح بهتری دارد. تعدد این هیئت‌ها به ما این اجازه را می‌داد که انتخاب‌های لذت‌بخشی داشته باشیم. 20سال پیش، امکانات ورزشی در محله‌های تهران مثل امروز نبود و به همین دلیل در خیابان فوتبال هم بازی می‌کردیم. نه حاضر بودیم از هیئتمان به اصطلاح بزنیم و نه حتی راضی می‌شدیم که بساط فوتبالمان با توپ پلاستیکی به هم بخورد. از همین رو مدام با هیئت‌ها و صاحبانشان کش و قوس داشتیم، اما در عین حال احترامشان را هم حفظ می‌کردیم. برپایی هیئت‌های مختلف به دلیل برپایی چادر و ورودی‌هایی که داشتند، بخش قابل توجهی از خیابان را اشغال می‌کردند. اما ما در دهه اول محرم نیز از فوتبال دست نمی‌کشیدیم. 


 هنوز هم به خیابان «گلشن» می‌روید؟ 

بله. هنوز هم به آن محله سر می‌زنم. گرچه در حال حاضر ساکن منطقه 4 هستم اما همه 10 شب اول محرم برای دید و بازدید دوستان قدیمی و شرکت در مراسم به محله قدیمی‌ام می‌روم. به گمانم برخی تحولات شما را به‌طور کلی از زندگی قبلی‌تان جدا می‌کند. برای من دست‌کم چنین بوده است. اما 10 شب نخست محرم سعی می‌کنم به هیئت‌های خیابان «گلشن» بروم و آنجا تا نیمه‌های شب با دوستانم باشم و دیداری تازه کنم و مانند دوران کودکی و نوجوانی حتی کار نظافت هیئت را هم با دوستانم برعهده بگیرم. 


غلو در شعر عاشورایی تا چه حد مجاز است؟ 

غلو و اغراق یکی از تکنیک‌ها و شگردهای شعر فارسی است. اساساً ذات شعر به حساب می‌آید. غلو به‌عنوان یکی از عناصر تکنیکی و صور خیال شعر فارسی و حماسی مطرح و رایج است. اما وقتی از شعر تاریخی صحبت می‌کنیم که از سوی دیگر دینی نیز هست این غلو و اغراق متفاوت خواهد بود. غلو و اغراق در شعر تا حدودی محدودیت ایجاد می‌کند. اگر غلو و اغراق در شعر تاریخی‌ـ دینی زیاد باشد، آن را از شکل مستندش فراتر می‌برد و امکان دارد که با توجه به حد و مرزی که به چشم می‌خورد، به ساحت چهره‌های مقدس جسارتی وارد شود. بنابراین باید به این موضوع قائل بود که غلو در شعر تاریخی‌ـ دینی با دیگر ژانرها متفاوت است. شاعر در این ژانر مشخص و خاص باید به تاریخ و دین اشراف کافی داشته باشد تا شعر به وهن و وهم نزدیک نشود. در واقع باید حد و حدودی در عرف دینی در نظر گرفته شود. شاید بتوان گفت برخلاف شعرهای دیگر که در آنها غلبه با تخیل است، در این‌گونه شعرها باید تعادلی بین واقعیت و تخیل ایجاد شود. مرز بین این دو در شعر تاریخی‌ـ دینی مانند مرز بین سایه و نیم سایه است. در مجموع نمی‌توان حرفی زد و با یک جمله حکم نهایی داد تا تکلیف همه شعرهای عاشورایی روشن شود. باید به این موضوع باور داشت که شعر دینی و ادبیات دینی رمزهای خود و توجه ویژه خود را دارد. 


برخی از نواهای عاشورایی به موسیقی‌های مبتذل پهلو می‌زند. نظرتان درباره این نواها و شعرها چیست؟
 

اگر منشأ و مبدأ آن ابتذال را ندانیم در بسیاری موارد به چگونگی و چیستی آن ابتذال هم پی نخواهیم برد. شاید ذات آن ملودی و شعر مبتذل نباشد، بلکه حافظه و خاطره ما آن ابتذال را وارد شعر می‌کند. گاهی اوقات مداح و سراینده شعر، خودش را در معرض ریسک قرار می‌دهد و از یک ملودی لس‌آنجلسی تقلید می‌کند، باید بداند ملودی و ریتم آن، مختص مداحی نیست. اغلب این ریتم‌ها شادند و حسی به مخاطب می‌دهد که اندوهناک نیست. در عین حال محتوا و شعری که انتخاب می‌شود، باید اندوهناک باشد، اما سراینده و تهیه‌کننده آن شعر دقت کافی نداشته است. ما به مدد حافظه و خاطره‌مان آن نوا را مبتذل می‌شماریم. اینجاست که نواهای عاشورایی دقت بیشتر نوحه‌خوان‌ها را می‌طلبد. وقتی حافظه مخاطب به آن موسیقی لس‌آنجلسی آشناست مشکل پیدا می‌شود. وقتی ذات ملودی شاد و طرب‌انگیز است، ناسازه‌ای تولید می‌شود که برای مخاطب مبتذل به نظر می‌رسد و توی ذوق می‌زند. 


برخی شعرهای مثلاً «مجید بنی‌فاطمه» شورانگیز است. نظرتان درباره این نواها چیست؟ 

هر شوری حماسی نیست. هر شوری شور اندوه نیست. از سوی دیگر «شور» معنای گسترده‌ای دارد. شور نواهای عاشورایی باید شور اندوه باشد و با شور شادمانی کاملاً متفاوت است. این‌گونه نواها بسته به شوری که دارد باید بررسی شود و درباره آنها صحبت کرد. باید ملودی را گوش داد تا به‌طور مجموع کل آن بسته فرهنگی را مورد بررسی قرار دهیم. 

این خبر را به اشتراک بگذارید