کتابی که زندگی را عوض کرد
مرجان آقبلاغی
گاهی یک کتاب، درست در لحظهای که تصور میکنیم هیچ راه تازهای پیش رو نداریم، دریچهای به جهانی دیگر باز میکند؛ جهانی که شاید مسیر زندگیمان را برای همیشه تغییر دهد.آدمها گاهی با یک جمله، یک شخصیت یا حتی یک صفحه از کتابی روبهرو میشوند که نگاهشان را به زندگی تغییر میدهد. کتابها همیشه قرار نیست پاسخ پرسشهای بزرگ ما را بدهند؛ گاهی فقط کمک میکنند پرسشهای درستتری مطرح کنیم. شاید به همین دلیل است که بسیاری از آدمها در روایت تجربههای شخصی خود، از کتابی نام میبرند که در نقطهای حساس از زندگی، برایشان به یک نقطه عطف تبدیل شده است.برای بعضیها، این نقطه عطف با خواندن «انسان در جستوجوی معنا» اثر ویکتور فرانکل رقم خورده است. فرانکل در این کتاب از تجربههای دشوار خود در اردوگاههای کار اجباری و اهمیت یافتن معنا در زندگی سخن میگوید. بسیاری از خوانندگان، مواجهه با این اثر را فرصتی برای بازنگری در اولویتها، انتخابها و معنای زندگی دانستهاند.برای گروهی دیگر، «کیمیاگر» پائولو کوئیلو همان کتابی است که آنها را بهدنبال کردن رویاهای فراموششدهشان ترغیب کرده است. گاهی کتابی درباره روانشناسی، به او کمک میکند روابطش را بهتر بشناسد و گاهی یک زندگینامه، جرأت آغاز تجربهای تازه را در او زنده میکند.اما چرا یک کتاب میتواند چنین قدرتی داشته باشد؟ شاید پاسخ را باید در آمادگی ذهنی خواننده جستوجو کرد. کتابی که برای یک نفر اثری معمولی است، ممکن است برای دیگری درست در زمانی خوانده شود که بهدنبال راهی برای عبور از یک بنبست فکری یا عاطفی است. در واقع، کتاب بهتنهایی معجزه نمیکند؛ این مواجهه میان متن و تجربه زیسته خواننده است که میتواند زمینهساز تغییر شود.
منابع: ویکتور فرانکل، انسان در جستوجوی معنا؛ پائولو کوئیلو، کیمیاگر؛ یونسکو، گزارشهای ترویج کتابخوانی.