• چهار شنبه 13 آبان 1405
  • ٢٤ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Nov 04
چهار شنبه 13 آبان 1405
کد مطلب : 284179
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/2vDVP
+
-

برادرخاص آقای قهرمان

گفت‌وگو با دانیال سهرابی درباره عشق به برادرش که توانست توجه مردم را به مشکلات کودکان اتیسم جلب کند

گزارش
برادرخاص آقای قهرمان

 رابعه تیموری | روزنامه‌نگار 

  حسین از دنیای کشتی قهرمانی و دشواری‌هایش سردرنمی آورد و نمی‌داند در روز‌هایی که دانیال کنار آنها نبوده، در شهر آستانه قزاقستان با چه حریفان قدر و چغری روی تشک کشتی دست‌و‌پنجه نرم کرده تا یک مدال طلای خوشرنگ برای او هدیه بیاورد. حسین تنها برادر دانیال سهرابی، کشتی‌گیر پرافتخار کشورمان است که روز‌ها و لحظه‌هایش را با مشکلات و دشواری‌های طیف اتیسم سپری می‌کند. عشق و علاقه دانیال به برادرش باعث شده او سفیر کودکان اتیسم شود و هر بار که کلکسیون افتخاراتش را در رشته کشتی فرنگی با مدالی خوشرنگ پر و پیمان‌تر می‌کند، عنوان قهرمانی و مدالش را به برادرش هدیه می‌دهد. در روزهایی که او در مسابقات جهانی کشتی فرنگی ٢٠٢٦ قزاقستان، مدال طلای وزن ۷۲کیلوگرم را به گردن آویخت، ویدئوی جشن قهرمانی خاص او و بوسه‌هایی که روی تشک قهرمانی بر قاب عکس حسین می‌نشاند، در فضای مجازی پربازدید شد و هنوز هم بسیاری از این سفیر جامعه اتیسم حرف می‌زنند.

یک قول برادرانه
قولی که دانیال به حسین داده بود، باعث شد در مسابقات کشتی فرنگی ٢٠٢٦ قزاقستان، همه رقبایش را با قاطعیت کنار بزند و طلای وزن ٧٢ کیلوگرم را با سربلندی دشت کند. سنگینی این قول از سال گذشته و رقابت‌های جهانی کرواسی روی قلب او سنگینی می‌کرد. دانیال سهرابی در گفت‌وگو با همشهری می‌گوید: «پارسال به حسین قول دادم از مسابقات کرواسی برایش مدال طلا بیاورم، ولی وقتی با ابراهیم غانم فرانسوی روی تشک رفتم، با ضربات ناجوانمردانه او به سر‌و‌صورتم، مصدوم شدم و داوران به جرم خونریزی ابرو من را بازنده عنوان کردند. اگر چه با سر تراشیده و گوش و صورت باندپیچی شده در رقابت بازنده‌ها شرکت کردم و مدال برنز را به‌دست آوردم، ولی از اینکه نتوانستم به قولم عمل کنم، ناراحت بودم. امسال با انگیزه بیشتری به مسابقات قزاقستان رفتم و توانستم مدال طلا را برای خوشحال کردن حسین بگیرم.» حسین نوجوان نمی‌داند به تنها برادر پهلوانش چه گذشته تا مدالی خوش‌رنگ برای او سوغات بیاورد، ولی شادی و ناراحتی او را خوب می‌فهمد: «حسین خیلی چیز‌ها را می‌فهمد، ولی نمی‌تواند حرف‌هایش را خوب به زبان بیاورد و منظورش را به دیگران برساند. حسین وقتی دید همه ما خوشحال هستیم، فهمید که مسابقات را برده‌ام و روز برگشتم او ساعت‌ها می‌رقصید وهیچ‌کس نمی‌توانست جلوی جیغ‌و‌داد و شادی او را بگیرد.»

یک حقیقت تلخ
حسین نوجوانی ١۵‌ساله است و خانواده‌اش شرایط او را پذیرفته‌اند، اما روز اولی که دانیال و پدر و مادرش فهمیدند که حسین به طیف اتیسم تعلق دارد، لحظات تلخی را گذراندند: «حسین از وقتی زبان باز کرده بود، نشانه‌های طیف اتیسم و رفتار‌هایی مثل جیغ زدن بی‌دلیل و خیره‌شدن به دیوار را داشت، ولی چون عکس‌العمل‌های مغزش از انسان‌های عادی ٢ ثانیه هم جلو‌تر بود و مشکل عقب‌ماندگی ذهنی نداشت، هیچ‌یک از پزشکان نتوانسته بودند از بیماری او سردرآورند. تا اینکه در 5-4‌سالگی یکی‌از پزشکان تشخیص داد که برادرم جزو طیف اتیسم است و این رفتار‌ها و علائم اتیسم هیچ‌وقت از او دور نمی‌شوند. آن روز برای من و خانواده‌ام خیلی تلخ گذشت و به‌سختی توانستیم قبول کنیم تنها برادرم هیچ‌وقت نمی‌تواند زندگی عادی داشته باشد.»  سیددانیال از سال گذشته سفیر کودکان اتیسم شده و سعی می‌کند در مناسبت‌های مختلف توجه‌ها را به سمت زندگی دشوار کودکان طیف اتیسم جلب کند. او از همان زمانی که با این واقعیت تلخ روبه‌رو شد به‌خودش قول داد که نگذارد برادرش هیچ‌وقت غصه‌دار و غمگین باشد: «حسین مثل سایر کودکان اتیسم زندگی‌اش را با بی‌قراری و جیغ زدن و ساعت‌ها خیره شدن به دیوار می‌گذراند و فقط وقت‌هایی که کنار هم هستیم با دیدن خوشحالی من شاد می‌شود.»

زمین‌خورده حسینم
سیددانیال در مورد زندگی پرگره کودکان اتیسم می‌گوید: «خانواده‌هایی که کودک مبتلا به اتیسم دارند با مشکلات بسیاری روبه‌رو هستند که برخورد جامعه با این کودکان از مهم‌ترین آنهاست. من و پدر و مادرم به‌دلیل اینکه ممکن است کسی حسین را با برچسب‌های بدی صدا بزند یا برخورد و رفتار ناراحت کننده‌ای با او داشته باشد، خودمان را از مسافرت و گردش و هواخوری محروم کرده‌ایم.» آقای قهرمان با آنکه روی تشک کشتی، پشت حریفان قدر بسیاری را به خاک رسانده، اما به قول خودش «زمین‌خورده» حسین است و روی تشک هم برای او لنگ می‌اندازد: «فن‌های کول‌انداز و فن کمر را به حسین یاد داده‌ام و وقتی او را با خودم سر تشک می‌برم، این فن‌ها را به خوبی روی من اجرا می‌کند.» دانیال همه برد‌ها و موفقیت‌هایش را مدیون دعا‌های دل پاک حسین می‌داند: «هر وقت حسین سرش را به آسمان می‌گیرد و می‌گوید خدا کمک داداش دانیال بکن! انرژی و انگیزه‌ام چندبرابر می‌شود.»

غیرت برادرانه
کمتر کسی عصبانیت و بد‌اخلاقی قهرمان خونگرم خوزستانی را دیده، اما اگر کسی با حسین نا‌مهربانی کند، غیرت برادرانه‌اش به جوش می‌آید: «یک‌بار که همراه حسین بیرون رفته بودم، حسین زودتر از من از ماشین پیاده شد و وقتی رسیدم دیدم مردی با لحنی بسیار بد‌ سر حسین داد می‌زند. آن موقع من نتوانستم عصبانیتم را کنترل کنم و حسابی با هم جروبحث کردیم.» البته اگر چنین اتفاقاتی پیش آید، حسین هم ساکت نمی‌ماند و از خجالت کسانی که خانواده‌اش را ناراحت کنند خوب درمی‌آید: «حسین اگر احساس کند کسی باعث ناراحتی من یا سایر اعضای خانواده‌ام شده، با روش خودش از ما دفاع می‌کند! از همه بیشتر هم روی مادرم حساسیت دارد و نمی‌گذارد کسی حتی از روی شوخی با او اخم و تخم کند.»

از تشک کشتی تا سفیر انجمن اتیسم ایران


فعالیت سیددانیال سهرابی به‌عنوان سفیر اتیسم، در افزایش آگاهی مردم نسبت به این طیف نقش قابل توجهی داشته است.
نیلوفر انسان، کارشناس واحد آگاهی‌بخشی انجمن اتیسم ایران در‌این‌باره به همشهری می‌گوید: «تجربه شخصی دانیال سهرابی باعث شد مهرماه سال گذشته به‌عنوان سفیر انجمن معرفی شود و در قامت یک ورزشکار شناخته شده درباره اتیسم با مردم حرف بزند و به بیشتر دیده شدن این موضوع کمک کند.» 
او درباره فعالیت سفیران اتیسم توضیح می‌دهد: «هرکدام از سفیران اتیسم ممکن است به شیوه‌ای متفاوت آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی را انجام ‌دهند؛ یک هنرمند ممکن است در یک برنامه تلویزیونی درباره اتیسم صحبت کند، یک ورزشکار می‌تواند در گفت‌وگویی کوتاه از تجربه شخصی‌اش بگوید یا یک چهره شناخته‌شده در فضای مجازی با انتشار یک پیام، توجه مخاطبانش را به اتیسم جلب کند.»
او به وجه تمایز سهرابی با سایر سفیران اتیسم اشاره می‌کند و می‌گوید: «سفیر قرار نیست متخصص اتیسم باشد یا درباره مسائل درمانی و تخصصی اظهارنظر کند، بلکه باید به‌عنوان یک چهره اجتماعی، توجه مردم را به موضوعی جلب کند که هنوز درباره آن اطلاعات نادرست و برداشت‌های اشتباه زیادی وجود دارد. اما دانیال سهرابی یک تفاوت مهم با بسیاری از چهره‌هایی دارد که در چنین فعالیت‌هایی حضور پیدا می‌کنند. او اتیسم را از نزدیک می‌شناسد و نه از جایگاه یک متخصص، بلکه به‌عنوان یک برادر به این مسئله نگاه می‌کند. دیده‌شدن اتیسم در رسانه‌ها اهمیت دارد، اما وقتی این موضوع از زبان کسی مطرح می‌شود که خودش در خانواده‌اش با آن زندگی کرده، ماجرا شکل دیگری پیدا می‌کند.»

 

این خبر را به اشتراک بگذارید