• سه شنبه 12 آبان 1405
  • ٢٣ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Nov 03
سه شنبه 12 آبان 1405
کد مطلب : 284127
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/Q0gwq
+
-

میناب هنوز در شوک جنگ

مشکلات روحی در میناب ادامه دارد و برخی از لزوم تشکیل پرونده جانبازی اعصاب و روان می‌گویند

گزارش
میناب هنوز در شوک جنگ

 سحر جعفریان عصر | روزنامه‌نگار

 بازماندگان از انفجار 2موشک تاماهاوک میان مدرسه شجره‌طیبه میناب، 292نفرند، 283دانش‌آموز و 9معلم که هریک به‌نوعی زخمی و مجروح جنگ‌ تحمیلی سوم هستند. یکی مانند محمد پارسا، دانش‌آموز کلاس سوم که شکستگی استخوان پای راستش به‌تازگی رو به بهبود رفته یا زهرا کریمان کلاس4/3 که لِه‌شدگی عضله بازوی چپش با پروتز ترمیم شده و یا محمد شرفی دانش‌آموز کلاس دوم که درمان سوختگی پوست صورتش به جراحی‌های بیشتر نیاز دارد. به‌جز این زخم و جراحت‌های جسمی، روح و روان آنها نیز آسیب دیده‌است؛ ترس و استرس‌های شدید، اضطراب‌های کشنده پس از حادثه، اختلالات عصبی و رفتاری، پرخاشگری، شب‌ادراری و حتی در مواردی خودزنی. علاوه بر بازماندگان حمله موشکی به مدرسه شجره‌طیبه، خانواده‌های دانش‌آموزان و معلمان شهید نیز از جراحت‌های روحی و روانی رنج می‌برند. هرچند روانشناسان داوطلب و گروه‌های خدمات مشاوره‌ای جهادی، میدان میناب را از همان روزهای نخست خالی نگذاشته‌اند، اما به‌دلیل نبود ارائه خدمات هدفمند و مستمر، هنوز دردهای بسیاری در روح و روان میناب و آن 292بازمانده تیر می‌کشد.

هنوز در دلم رخت می‌شورند
دقایقی بعد از حمله موشکی دود غلیظ انفجار 2موشک هنوز در هوا پراکنده بود و گردوغبار آوار مدرسه هم هنوز به زمین ننشسته بود که اهالی میناب از هر طرف خود را رساندند به بلوار رسالت، سر خیابان نهم، جایی که کمی پیش‌تر ساختمان شجره‌طیبه میانش قرار داشت، اما فقط تلی از سیمان و پشته‌ای از تکه‌های بتونی به چشم می‌آمد. نگاه خیس مقداد رحمتی، پدر یکی از دانش‌آموزان در آن وانفسا افتاد به لنگه مچاله‌شده در آهنی مدرسه. یادش آمد، 3-2ساعت پیش، کنار همان در و شاید همان لنگه بود که از سلنا خداحافظی کرد: «دست کشیدم روی سرش و گفتم ظهر خودم میام دنبالت... لعنت به اون ظهر که هیچ‌وقت نیومد.» مقداد از فردای 9اسفند که نیم‌تنه تک‌فرزندش را لای کاور سیاه در سردخانه تیاب شناسایی کرد، دیگر مقداد سابق نبود تا امروز که گاهی به اصرار راضیه، همسرش پای صحبت‌های مشاور مرکز جامع مشاوره می‌نشیند، آن هم با همان نگاه خیس. اینها را راضیه با بغض در گفت‌وگو با همشهری می‌گوید: «داغمون خیلی سنگینه. هر گوشه‌شو یکی از آشنا و غریبه گرفته، اما بازم سنگینه.» راضیه خود نیز درگیر اضطراب‌های عصبی شده است. هر روز حدود ساعت11 همزمان با شنیدن خبر حمله موشکی به مدرسه، طوری مضطرب می‌شود و در دلش رخت می‌شویند که کارش به بیمارستان می‌کشد.

گرفتار در مرحله نخست سوگ
یک هفته بعد از حمله موشکی، میان جمعیت جهادگرانی که به میناب می‌آمدند، روانشناسان و مشاوران داوطلب نیز پرشمار بودند. منیره احمدوند، روانشناس بالینی، ساکن بندرعباس یکی از مشاوران جهادگری است که از روزهای نخست در میناب حضور داشته و همچنان نیز هر پنجشنبه زانوبه‌زانوی خانواده و بازماندگان شجره‌طیبه در گلزار شهدا می‌نشیند. او از کم‌وکیف حمایت‌های روانی انجام‌شده در بیش از 8‌ماه گذشته به همشهری می‌گوید: «روزای اول همه‌مون صبح تا شب پشت نوار زردی که دور آوار مدرسه کشیده بودن وایمیستادیم، به‌خاطر خونواده‌های داغدیده که از اونجا جنب نمی‌خورن تا بلکه یه تیکه از بدن بچه‌شون پیدا شه. کم‌کم تعداد روانشناسای داوطلب بیشتر شد، ولی خب فایده زیادی نداشت، چون خیلیاشون برای یکی، دو روز حضور داشتن.» احمدوند به زمان‌بربودن روان‌درمانی اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «2دسته از آسیب‌های روانی در زمان طولانی خوب می‌شن؛ یکی آسیب‌هایی که مزمن شده‌اند و یکی دیگه هم آسیب‌هایی که ناگهانی به‌وجود اومده‌اند. آسیب روانی واردشده به بازمانده‌های مدرسه میناب که پدر و مادرای شهدا هم جزوشون هستن، از دسته دومه. » به‌گفته او و تعدادی دیگر از روانشناسان حاضر در میناب، بیش از 60درصد بازماندگان حمله موشکی شجره‌طیبه همچنان در مرحله نخست سوگ یعنی شوک و انکار گرفتارند.

هراس‌هایی که غیب نمی‌شوند
یک‌ماه بعد از حمله موشکی صدها روانشناس داوطلب و ده‌ها گروه خدمات مشاوره‌ای جهادی به میناب آمدند و رفتند. از میان آنها فقط تعداد انگشت‌شماری ماندند و همچنان نیز هستند. گروه روانشناسان جهادی شبکه ملی تام با بیش از 130روانشناس یکی از همان گروه‌هاست که حامد بخشی، مدرس دانشگاه علوم‌پزشکی مسئولیت آن را برعهده دارد.  مسئول گروه روانشناسان شبکه ملی تام از ناامیدی، غم و افسردگی جاری در فضای میناب و همچنین کاری‌بودن جراحت‌های روحی بازماندگان جنگ‌زده آن می‌گوید: «خیلی از مادرای شهدای دانش‌آموز هنوز نمی‌تونن از خونه یا حتی اتاقاشون بیرون بیان. یک‌مادر چند‌ماه از اتاق بیرون نیومد و حتی سرویس بهداشتی هم به‌سختی استفاده می‌کرد و ماجرا تا حدی بحرانی شد که به‌خاطر فشار به کلیه‌اش و عفونتی که ایجاد شد، کارش به دیالیز کشید. پدرا هم اوضاع روحی خوبی ندارن؛ همه‌شون افسرده و ناامیدن و حتی پدری هست که دیگه نمی‌تونه سرکار بره. » و اما دانش‌آموزان و معلمان بازمانده که بخشی درباره آنها نیز می‌گوید: «دانش‌آموزی بوده که چندین ساعت زیر آوار مونده و از یک طرف به‌خاطر ترس شدید از تاریکی و دیدن تکه‌های خونین چند پیکر که کنارش بوده و از طرف دیگه به خاطر کمبود اکسیژن، بیهوش شده، یا اون دانش‌آموز که هر شب کابوس اون لحظه رو می‌بینه؛ لحظه‌ای که دست‌به‌دست دوست صمیمیش تو نمازخونه پناه گرفته بود و بعد انفجار که از زیر آوار می‌کشنش بیرون، هنوز دست دوستش رو محکم گرفته بوده، اما از دوستش فقط همون یه دست مونده بود.» همدردی مردمی که به میناب می‌آیند یا اصحاب رسانه که مدام در پی بازتاب ابعاد گوناگون حمله موشکی شجره‌طیبه‌اند، گاهی زخم بازماندگان را باز و تازه می‌کند: «رسانه تا جایی که بتونه توی بازتاب اخبار، ملاحظات انسانی روایت رو رعایت می‌کنه، اما بلاگرایی داریم که مدام از بازمانده‌ها می‌خوان ماجرای صبح 9اسفند پارسال رو تعریف کنن، غافل از اینکه این یادآوری‌ها برای بازمانده‌هایی که روحشون مجروحه، اصلا خوب نیست.» 

از جراحت‌های روحی جنگ تا کارت جانبازی

به اعتقاد حامد بخشی، جراحت‌های روحی بازماندگان حمله موشکی میناب کم از جراحت‌های جسمی آنها نیست و همان اندازه که ارگان‌های متولی مانند بنیاد شهید و امور ایثارگران به ارائه خدمات پوشش بیمه‌ای مجروحان جسمی جنگ با توجه به درجه مجروحیت رسیدگی می‌کنند، نیاز است به شرایط درمانی مجروحان اعصاب و روان جنگ نیز بپردازند.  
قرارگرفتن افراد در دسته جانبازان اعصاب و روان موضوعی است که چندی پیش جلال کریمی، مدیرکل کمیسیون پزشکی بنیاد شهید به آن اشاره کرد و گفت که به‌دلیل تبعات اجتماعی شناسایی دانش‌آموزان در این دسته از جانبازی و همچنین احتمال بهبود در بازه زمانی 2ساله، ترجیح داده می‌شود که فعلا فردی با این عنوان جانبازی شناسایی نشود. کریمی این را هم گفت که «تعدادی از بچه‌ها هستند که دیگر چاره‌ای نداریم برای اینکه جانباز اعصاب روان شناخته شوند، چون وضعیت روحی‌شان واقعا مناسب نیست.»
در همین ارتباط با عطا ناوکی، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان هرمزگان به گفت‌وگو پرداختیم.  ناوکی تأیید کرد که درحال‌حاضر «تعدادی از پرونده‌ها مرتبط با جراحت‌های روحی و روانی بازماندگان است که آنها هم در حال بررسی است، هرچند رویکرد ما درمان و بهبود این گروه از مجروحان است، چراکه اغلب این جراحت‌ها قابل درمانند و چون ماندگار نیستند معمولا نیازی به صدور کارت جانبازی ندارند.» 

این خبر را به اشتراک بگذارید