• شنبه 9 آبان 1405
  • ٢٠ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 31
شنبه 9 آبان 1405
کد مطلب : 283998
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/voL0r
+
-

روایت خبر

خیابان‌های اسرائیل در انتظار ائتلافی که نتانیاهو را کنار بزند
خیابان‌های اسرائیل صحنه مطالبه‌ای تازه شده‌اند؛ صدها نفر در قدس اشغالی، تل‌آویو و حیفا به خیابان آمده‌اند تا خواستار تشکیل کابینه‌ای مشترک میان یهودیان و اعراب شوند. پلاکاردها پیام روشنی دارند: «آزادی برای همه، از رود تا دریا» و «آری به دولت یهودی-عربی». در بلوار روتشیلد تل‌آویو نیز معترضان با این شعار که «ما پیروز شده‌ایم» از رهبران سیاسی خواسته‌اند نتیجه انتخابات را به ائتلافی برای کنار زدن نتانیاهو تبدیل کنند.
بلوک نتانیاهو ۵۳کرسی، اردوگاه گادی آیزنکوت ۴۸کرسی و احزاب عرب ۱۹کرسی دارند. هیچ‌ کدام از 2بلوک اصلی به حدنصاب ۶۱کرسی برای تشکیل کابینه نرسیده‌اند. همین وضعیت احزاب عرب را به بازیگری تعیین‌کننده در مذاکرات ائتلافی تبدیل کرده است. گزارش معاریو از تمایل بیشتر اردوگاه آیزنکوت به همکاری با احزاب عرب حکایت دارد، به‌ویژه آنکه هر دوطرف با تشکیل دولتی به رهبری نتانیاهو مخالفت می‌کنند. یوسف جبارین، رهبر احزاب عرب عضویت در ائتلاف را با توجه به جنگ غزه و شهرک‌سازی‌ها دشوار می‌داند، اما احتمال حمایت از دولت جایگزین از بیرون ائتلاف را رد نمی‌کند. منصور عباس نیز هدف را کنار زدن نتانیاهو برای 4سال آینده دانسته و احمد الطیبی از تلاش برای جلوگیری از ریاست او بر دولت انتقالی سخن گفته است. اکنون مسئله فقط تقسیم کرسی‌ها نیست؛ احزاب عرب باید تصمیم بگیرند تا چه اندازه حاضرند برای تغییر دولت، وارد معادلات ائتلافی شوند. از سوی دیگر، اردوگاه آیزنکوت نیز برای تشکیل کابینه بدون نتانیاهو به همین حمایت نیاز دارد.

دومینوی شکست متحدان ترامپ؛ از برزیل و صربستان تا اسرائیل
ترامپ که ادعا می‌کرد عالم و آدم دنباله‌رو او هستند و روی هر کسی که دست می‌گذارد از خاک به عرش می‌رسد، حالا با کابوس شکست متحدانش در عرصه سیاسی روبه‌روست. در برزیل، فلاویو بولسونارو، چهره نزدیک به ترامپ و وارث سیاسی پدرش در رقابت ریاست‌جمهوری در برابر لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا شکست خورد. لولا با کسب 8/51درصد آرا پیروز شد؛ نتیجه‌ای که تلاش جریان نزدیک به ترامپ برای بازگشت به قدرت در بزرگ‌ترین اقتصاد آمریکای لاتین را ناکام گذاشت. در صربستان، ضربه سیاسی حتی آشکارتر بود. جنبش دانشجویی مخالف دولت، پس از ماه‌ها اعتراض و مطالبه مقابله با فساد، توانست حزب حاکم به رهبری الکساندر ووچیچ را شکست دهد. فهرست مورد حمایت دانشجویان حدود 7/52درصد آرا و ۱۳۹کرسی پارلمان را به‌ دست آورد، درحالی‌که ائتلاف حزب پیشرو صربستان به حدود 2/39درصد آرا و ۹۷کرسی رسید. ووچیچ نیز شکست را پذیرفت. حالا نگاه‌ها به اسرائیل دوخته شده است؛ جایی که بنیامین نتانیاهو، متحد نزدیک ترامپ که مردم اسرائیل را به رأی دادن به او فراخوانده بودند با از دست رفتن اکثریت بلوک سیاسی خود روبه‌رو شده است. نتایج نهایی ۵۳کرسی برای بلوک نتانیاهو، ۴۸کرسی برای مخالفان و ۱۹کرسی برای احزاب عرب ثبت کرده‌اند. این اتفاق یعنی تشکیل دولت ائتلافی و همین‌ که نتانیاهو پیروز قطعی نشده، به مفهوم شکست ترامپ است. این سه انتخابات با وجود تفاوت‌های سیاسی و اجتماعی، یک وجه مشترک قابل بررسی دارند: چهره‌ها و جریان‌های نزدیک به ترامپ در چند میدان انتخاباتی با شکست یا تضعیف موقعیت روبه‌رو شده‌اند. حمایت واشنگتن نه‌تنها پیروزی همپیمانانش را تضمین نمی‌کند، بلکه آنها را به خاک سیاه هم می‌نشاند.

 پاکسازی در پنتاگون دوباره جنجالی شد
درحالی‌که دونالد ترامپ احتمال ازسرگیری حملات علیه ایران را بررسی می‌کند، موج برکناری‌ها و کناره‌گیری‌ها در ساختار نظامی آمریکا ادامه دارد. تازه‌ترین قربانی سپهبد برت سیلویا، مدیر برنامه‌ریزی راهبردی ستاد ارتش است؛ مقامی که بدون دریافت توضیح رسمی برکنار شد و مشخصاتش نیز از وبگاه پنتاگون حذف شد. او دومین مدیر این بخش است که در دوره پیت هگست کنار گذاشته می‌شود. این اتفاق در امتداد سلسله‌ای از تغییرات کم‌سابقه در رأس ارتش آمریکا رخ می‌دهد؛ فهرستی که از رئیس ستاد مشترک آغاز می‌شود و تا فرماندهان عملیاتی و مدیران غیرنظامی پنتاگون ادامه دارد.
  چارلز براون، رئیس ستاد مشترک ارتش ـ فوریه ۲۰۲۵؛ برکناری به تصمیم ترامپ، بدون ارائه دلیل مشخص
  لیزا فرانچتی، فرمانده عملیات نیروی دریایی ـ فوریه ۲۰۲۵؛ برکناری بدون توضیح رسمی
  جیمز اسلایف، جانشین فرمانده نیروی هوایی ـ فوریه ۲۰۲۵؛ کنارگذاری همزمان با برکناری براون
  جوزف برگر، دادستان کل ارتش ـ فوریه ۲۰۲۵؛ برکناری در چارچوب تغییر ساختار حقوقی ارتش
  چارلز پلامر، دادستان کل نیروی هوایی ـ فوریه ۲۰۲۵؛ برکناری با هدف جایگزینی مدیران حقوقی
  جفری کروز، رئیس آژانس اطلاعات دفاعی ـ اوت ۲۰۲۵؛ پس از انتشار ارزیابی درباره میزان خسارات حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران
  آلوین هولزی، فرماندهی جنوبی آمریکا را برعهده داشت؛ خروج زودهنگام از سمت
  رندی جورج، رئیس ستاد نیروی زمینی ـ آوریل ۲۰۲۶؛ بازنشستگی اجباری بدون توضیح رسمی
  دیوید هودنه و ویلیام گرین، فرمانده تحول ارتش و رئیس سپاه روحانیون ـ آوریل ۲۰۲۶؛ برکناری بدون اعلام علت
  جان فلان، وزیر نیروی دریایی ـ آوریل ۲۰۲۶؛ اختلاف بر سر مدیریت و برنامه کشتی‌سازی
  کریستوفر دوناهو، فرمانده نیروهای ارتش در اروپا و آفریقا ـ ژوئن ۲۰۲۶؛ جلوگیری از تمدید دوره خدمت
  دن دریسکول، وزیر نیروی زمینی ـ اوت ۲۰۲۶؛ استعفا پس از اختلاف با هگست بر سر تغییرات ارتش

سناتور مورفی: ایران پساجنگ ایرانی قوی‌تر است
به ‌نظر می‌رسد ارزیابی‌ها در آمریکا درباره نتیجه تقابل نظامی با ایران با واقعیت‌های جدیدی روبه‌رو شده است. اخیرا کریس مورفی، سناتور دمکرات آمریکایی به‌صراحت گفته است که اگر تغییر نظام در ایران اتفاق نیفتد(که به باور او بعید به‌ نظر می‌رسد) ایران از این جنگ به‌مراتب قدرتمندتر خارج خواهد شد.
او حتی به کشورهای عربی منطقه توصیه کرده به‌جای تکیه بر واشنگتن، واقعیت قدرت ایران را بپذیرند و مستقیما با تهران مذاکره کنند. مورفی معتقد است جنگ اخیر اعتبار آمریکا به‌عنوان ضامن امنیت کشورهای منطقه را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار داده و حالا کشورهای عربی باید خودشان برای آینده امنیت خلیج‌فارس تصمیم بگیرند. این اظهارات در کنار صحبت‌های چند روز پیش باراک اوباما، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. او صراحتا گفته ایران حالا در تنگه هرمز «حق وتو» پیدا کرده و همین مسئله موقعیت راهبردی تهران را نسبت به قبل از جنگ تقویت کرده است. البته این ارزیابی‌ها صرفا به 2چهره سیاسی محدود نمی‌شود. در مقابل، تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های چانه‌زنی ایران تبدیل شده و کشورهای منطقه بیش از گذشته با این واقعیت مواجه شده‌اند که امنیت خلیج‌فارس را نمی‌توان صرفا با اتکا به قدرت نظامی آمریکا تأمین کرد. در همین زمینه، تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ترامپ در امور عراق و سوریه در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان با بیان اینکه کشورهای منطقه نگران خروج آمریکا از غرب آسیا و تنها ماندنشان با ایران هستند گفته است: «منطقه می‌گوید آمریکا در نهایت به خانه باز خواهد گشت... ما می‌دانیم که به خانه
بازخواهد گشت و ما با ایران، این شیر زخمی تنها خواهیم ماند.» بله، واقعیت قدرت ایران را این بار نه از دیدگاه جمهوری اسلامی، بلکه به روایت دشمنانش خواندید.

هر جا سخن از بی‌وطنی است،
نام خاندان پهلوی می‌درخشد

اظهارات دنیل لوی، مذاکره‌کننده پیشین رژیم صهیونیستی در مذاکرات صلح با فلسطین و رئیس پروژه آمریکا و غرب آسیا(خاورمیانه) بار دیگر ابعاد تازه‌ای از اهداف تل‌آویو در قبال ایران را آشکار می‌کند؛ اظهاراتی که به‌ویژه از این نظر اهمیت دارد که نه از زبان یک مقام ایرانی، بلکه از سوی چهره‌ای مطرح می‌شود که سال‌ها در ساختار سیاسی و دیپلماتیک رژیم اشغالگر صهیونیستی حضور داشته است.
لوی معتقد است راهبرد اسرائیل در قبال ایران صرفا تغییر حکومت یا روی کار آمدن یک دولت همسو با تل‌آویو نیست، بلکه هدف اصلی‌اش فروپاشی ساختار دولت، ایجاد آشوب و در نهایت تجزیه ایران است. او پیش‌تر نیز در گفت‌وگو با شبکه الجزیره تأکید کرده بود که اسرائیل به‌دنبال فروپاشی دولت ایران و گسترش بی‌ثباتی در منطقه است، حتی اگر پیامدهای این وضعیت به کشورهای همسایه هم سرایت کند. در این چارچوب، اشاره به خاندان وابسته پهلوی نیز معنادار است. از نگاه لوی، جریان پهلوی می‌توانست به ابزاری برای پیشبرد سناریوی اسرائیل در داخل ایران تبدیل شود؛ سناریویی که قرار بود با تحریک شکاف‌های داخلی و امید بستن به فروپاشی از درون زمینه بی‌ثباتی و تجزیه کشور را فراهم کند.
اما مسئله مهم‌تر نتیجه این محاسبه است. به‌رغم تجاوز نظامی، فشارهای خارجی و تلاش برای فعال‌ کردن شکاف‌های داخلی سناریوی فروپاشی ایران به نتیجه نرسیده است.
این همان نقطه‌ای است که باید به آن توجه کرد: رژیم اشغالگر نه‌فقط با توان دفاعی و نظامی ایران، بلکه با واقعیت پیچیده جامعه و ساختار سیاسی این کشور روبه‌روست؛ واقعیتی که نمی‌توان آن را با چند چهره رسانه‌ای یا پروژه‌های سیاسی از بیرون تغییر داد.

چرا چین برای خرید نفت ایران ریسک می‌کند؟
خرید نفت ایران از سوی چین معمولا به تخفیف‌های ناشی از تحریم‌ها نسبت داده می‌شود؛ اما این توضیح برای درک تداوم همکاری دو کشور کافی نیست. مسئله فقط قیمت نفت نیست؛ نفت ایران می‌تواند بخشی از راهبرد امنیت انرژی چین در رقابت با آمریکا باشد. چین در سال ۲۰۲۴ روزانه حدود 1/11میلیون بشکه نفت خام وارد کرد. روسیه با سهم ۲۰درصدی، عربستان با ۱۴درصد، ایران با ۱۱درصد و عراق با ۱۰درصد، از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان نفت این کشور بودند. نکته مهم، وابستگی چین به منابع منطقه‌ای است. عربستان، عراق، عمان، امارات، کویت و قطر در مجموع حدود ۴۳درصد نفت وارداتی چین را تأمین می‌کنند؛ کشورهایی که روابط اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای با واشنگتن دارند. در شرایط تشدید رقابت چین و آمریکا، چنین وابستگی‌ای می‌تواند به یک آسیب‌پذیری راهبردی تبدیل شود. اینجاست که نفت ایران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. برآوردها نشان می‌دهد چین در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود 4/1میلیون بشکه نفت از ایران وارد کرده است؛ منبعی که خارج از ساختار امنیتی تحت رهبری آمریکا قرار دارد و می‌تواند به متنوع‌سازی سبد انرژی پکن کمک کند.
ارزش سالانه این صادرات با فرض قیمت ۷۰دلار برای هر بشکه، حدود ۳۶میلیارد دلار است؛ رقمی کمتر از 2/0درصد تولید ناخالص داخلی 5/19تریلیون دلاری چین در سال ۲۰۲۵. بنابراین، تخفیف نفت ایران به‌تنهایی نمی‌تواند پذیرش ریسک تحریم‌های آمریکا را توضیح دهد. برای تهران، چین بازاری مهم در شرایط تحریم است؛ برای پکن نیز ایران می‌تواند منبعی متفاوت در تأمین انرژی باشد. موقعیت جغرافیایی ایران و نقش آن در معادلات تنگه هرمز نیز به این رابطه بُعدی فراتر از تجارت می‌دهد. خرید نفت ایران نه لطفی بی‌حساب‌وکتاب است و نه صرفا معامله‌ای بر سر تخفیف، بلکه همکاری‌ای اقتصادی و راهبردی برای تأمین منافع دو طرف است.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید