خانواده جوانی که 8سال پیش در درگیری به قتل رسیده بود قاتل را بخشیدند
استاد دانشگاه چطور از قصاص گریخت؟
الهه فراهانی | روزنامهنگار
استاد دانشگاهی که به اتهام قتل به قصاص محکوم شده بود، در زندان شروع کرد به نوشتن درباره کنترل خشم تا نوشتههایش بعدها تبدیل به کتاب و درس عبرتی برای جوانان شود، اما همین نوشتهها در نهایت باعث نجاتش از مرگ شد.
به گزارش همشهری، ماجرا در یکی از روزهای سرد زمستانی سال۹۷ در یکی از شهرهای استان فارس رقم خورد. وقتی گزارش یک درگیری خونین به مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ اعلام شد، مأموران کلانتری و اورژانس خود را به محل حادثه رساندند و با پیکر خونآلود جوانی ۳۰ساله روبهرو شدند که از ناحیه قفسه سینه هدف ضربه چاقو قرار گرفته بود. بررسیهای اولیه حاکی از آن بود که درگیری میان 2راننده، یکی سوار بر خودروی پاترول و دیگری سوار بر اچسیکراس رخ داده است. ماجرا از این قرار بود که خودروها پشت چراغ قرمز متوقف شده بودند؛ راننده ۳۰ساله پاترول بهدلیل کندی حرکت خودروی جلویی، دستش را روی بوق گذاشت. همین بوق ممتد عصبانیت شدید راننده اچسیکراس را بهدنبال داشت. درگیری لفظی اولیه میان 2راننده با مداخله سایر رانندگان عبوری پایان یافت، اما هنوز خشم آنها فروکش نکرده بود. کمی جلوتر، هر دو راننده خودروهای خود را در حاشیه بزرگراه متوقف کردند و پیاده شدند. در جریان نزاع دوم، راننده پاترول با مشت بهصورت راننده اچسیکراس زد و در مقابل، راننده اچسیکراس با چاقو ضربهای به طرف مقابل وارد کرد و گریخت.
در تعقیب قاتل
مرد مجروح به بیمارستان منتقل شد، اما بر اثر شدت خونریزی جان باخت. تحقیقات برای دستگیری قاتل از همان زمان آغاز شد، اما او ساعاتی بعد به کلانتری رفت و خود را تسلیم کرد. متهم به قتل جوانی ۳۵ساله، دارای مدرک تحصیلی فوقلیسانس و استاد دانشگاه بود. او در بازجوییها ابراز ندامت کرد و درباره جزئیات قتلی که ناخواسته مرتکب شده بود گفت: اصلا قصد کشتن او را نداشتم. وقتی دعوایمان شد و مقتول با مشت به صورتم زد، یک لحظه کنترلم را از دست دادم. به سمت داشبورد رفتم و چشمم افتاد به چاقویی که دوستم چند سال پیش به من یادگاری داده بود. ایکاش چاقو را نمیدیدم. آن را برداشتم و ضربهای به پسر جوان زدم و وقتی او را خونآلود دیدم، تازه فهمیدم چه اشتباه بزرگی مرتکب شدهام و عذاب وجدان به سراغم آمد.
سایه سنگین قصاص
متهم پس از اقرار به جنایت روانه زندان شد. سپس پرونده با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان فرستاده شد. مرد تحصیلکرده پس از محاکمه در دادگاه به قصاص محکوم شد و این حکم در دیوان عالی کشور نیز تأیید شد. در این شرایط پرونده به شعبه اجرای احکام ارجاع و شمارش معکوس برای قصاص قاتل آغاز شد.
پای چوبه دار
قاتل پس از سالها حبس در زندان، سرانجام پای چوبه دار رفت. همهچیز برای اجرای حکم آماده بود، اما با پادرمیانی سفیران صلح و تلاشهای واحد صلح و سازش، اولیای دم در آخرین لحظات به قاتل مهلت دادند و حکم را اجرا نکردند. به این ترتیب، قاتل که تا یکقدمی مرگ پیش رفته بود، فرصت زندگی دوباره یافت و به زندان بازگشت.
تحول در زندان
مهلت اولیای دم به قاتل نقطه عطفی در دوران حبس او بود. مرد تحصیلکرده که از مرگ فاصله گرفته بود، تصمیم گرفت از این فرصت برای توبه و جبران گذشته استفاده کند. او در داخل زندان شروع به نوشتن دستنوشتههایی درباره کنترل خشم و پیامدهای آن کرد. هدفش این بود که تجربیات تلخ خود را مکتوب کند تا شاید بهدست جوانان دیگر برسد و مانع از وقوع چنین حوادث تلخی شود. علاوه بر این، او سعی کرد به روشهای مختلف به زندانیان دیگر کمک کند. او حتی ماشینش را فروخت و مبلغ آن را صرف پرداخت دیه یک زندانی نیازمند کرد تا از بند رهایی یابد. این اخبار به گوش اولیای دم رسید و مسیر پرونده را تغییر داد.
مکث
شرط بخشش
خانواده مقتول که از طریق مسئول زندان باخبر شده بودند قاتل پسرشان چطور متحول شده و توبه کرده است، چند روز پیش،تصمیم نهایی و سخت خود را گرفتند. آنها با حضور در دادگستری قاتل پسرشان را با تعیین 2شرط بخشیدند. پدر و مادر مقتول اعلام کردند که قاتل باید به تعداد سالهای عمر مقتول، ۳۰زندانی را که بهدلیل بدهی در حبس به سر میبرند، از زندان آزاد کند. همچنین قاتل پس از آزادی از زندان باید بهمدت ۱۰سال هر هفته در آسایشگاه معلولان حضور یابد و خالصانه به خدمترسانی به معلولان مشغول شود. به این ترتیب، استاد دانشگاهی که 8سال پیش مرتکب جنایت شده بود با پذیرش این شروط از مجازات قصاص گریخت و فرصت زندگی دوباره یافت.