نقشه شوم خواستگار اینستاگرامی برای سرقت 3کیلو طلا
نجات دختر گمشده از زندان زیرزمینی
الهه فراهانی | روزنامهنگار
دختری 20ساله که فریب خواستگار اینستاگرامی خود را خورده بود، پس از سرقت 3کیلو طلا از خانوادهاش، در رویای شروع یک زندگی تازه از خانه فرار کرد اما یک هفته بعد دست و پا بسته در زیرزمین یک خانهباغ پیدا شد.
به گزارش همشهری، پانزدهم مهرماه، خانوادهای آشفته و نگران با مراجعه به اداره پلیس، خبر از گم شدن دختر ۲۰ساله خود به نام آیدا دادند. آنطور که خانواده دختر میگفتند، او در حالی ناپدید شده بود که 3کیلو طلا از خانهشان با خودش برده بود.
با ثبت این شکایت، تیمی از مأموران پلیس آگاهی وارد عمل شدند و در نخستین گام، فرضیه فرار از خانه و سرقت خانوادگی مطرح شد. با این حال، هیچ ردپایی از دختر جوان در دست نبود و تلفن همراه وی نیز خاموش شده بود. پلیس در حال رصد اطلاعاتی و بررسی دوربینهای مداربسته بود که یک پیامک، مسیر پرونده را تغییر داد.
درخواست میلیاردی
پیامک از گوشی آیدا ارسال شده بود با این مضمون که« من قصد مهاجرت دارم؛ 10میلیارد تومان پول به حسابم واریز کنید». وقتی پلیس در جریان این پیامک قرار گرفت، به تحقیقات خود ادامه داد تا اینکه پس از یک هفته، راز هولناک ناپدید شدن دختر جوان فاش شد.
صدای گریه از زیرزمین
چند روز قبل (بیست و سوم مهرماه) مرد میانسالی، باغ خانوادگی خود در اطراف تهران را به خانوادهای اجاره داد. خانواده مهمان وارد باغ شدند اما ناگهان متوجه صداهای عجیبی از زیرزمین شدند. آنها به سمت در زیرزمین رفتند و متوجه شدند که صدای نالههای یک دختر است. آنها قفل در زیرزمین را باز کردند و با ورود به آنجا دختری رنگپریده و وحشتزده را دیدند که دستوپا بسته در زیرزمین زندانی شده بود.
پلیس وارد میشود
با گزارش ماجرا به پلیس، مأموران راهی باغ شدند. در ادامه مشخص شد که گروگان همان آیدا، دختر گمشدهای است که خانوادهاش یک هفته قبل، گزارش ناپدید شدن او را اعلام کرده بودند. دختر جوان میگفت که در همه این مدت در زیرزمین زندانی بوده است. او توضیح داد: از طریق اینستاگرام با پسری به نام فریدون آشنا شدم. او میگفت که تاجر است و آنقدر خوب حرف میزد که عاشقش شدم. برای همین به پیشنهاد ازدواجش جواب مثبت دادم اما میدانستم که خانوادهام مخالفت خواهند کرد، چون انتظار داشتند من با فرد دیگری ازدواج کنم. من هم به پیشنهاد فریدون طلاهای مادرم را برداشتم و به باغ پدری او در اطراف تهران رفتم.
وی ادامه داد: 2روز اول، فریدون با من خوب رفتار میکرد و قرارمان این بود که به خارج از کشور برویم و زندگی تازهای شروع کنیم اما رفته رفته، متوجه شدم که او با دختران زیادی رابطه دارد؛ حتی بسیاری از آنها را فریب داده و به بهانه سرمایهگذاری طلاهایشان را گرفته بود. او طلاهایم را گرفت و مرا در زیرزمین زندانی کرد و حتی قصد داشت از خانوادهام 10میلیارد تومان اخاذی کند تا اینکه پدرش بیخبر از همه جا باغ را به خانوادهای اجاره داد و من نجات پیدا کردم.
مجرم سابقهدار
با این اطلاعات، دستور بازداشت فریدون صادر شد. تحقیقات نشان میداد این جوان 35ساله یک مجرم حرفهای و سابقهدار است که پیش از این نیز چندین فقره سابقه سرقت و زورگیری در پرونده خود داشته است. فریدون در یک عملیات ضربتی دستگیر شد و در بازجوییها به فریب دختر جوان، سرقت طلاهای او، گروگانگیری و اخاذی10میلیاردی اعتراف کرد. تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.
گفت و گو
خواستگار فریبکار
متهم پیش از این هم با معرفی خود بهعنوان خواستگار، چند دختر را فریب داده بود. گفتوگو با او را بخوانید.
انگیزهات از فریب دختر جوان چه بود؟
فقط پول، چون بیکار بودم و میخواستم خرج زندگیام تامین شود. پدرم با اینکه وضع مالی نسبتا خوبی دارد خسیس است و به من پولی نمیدهد.
چطور دختر جوان را فریب دادی؟
در اینستاگرام با او آشنا شدم. وقتی فهمیدم خانواده پولداری دارد، تصمیم گرفتم فریبش دهم. به او گفتم عاشقش هستم و میخواهم با او ازدواج کنم؛ او هم باور کرد. اما انگیزه اصلیام این بود که او طلاهای خانوادهاش را بردارد و از خانه بزند بیرون.
تا کی میخواستی آیدا را زندانی کنی؟
اولش فقط قصد داشتم طلاهایش را سرقت و بعد رهایش کنم اما احساس کردم خانوادهاش خیلی بیشتر از اینها سرمایه دارند؛ به همین دلیل وسوسه شدم که از آنها اخاذی هم کنم.
یعنی قصد کشتن او را نداشتی؟
نه اصلا. مجازات قتل، قصاص است. من اینها را میدانم؛ میخواستم رهایش کنم اما اشتباه کردم.
چند نفر را با این شگرد فریب دادهای؟
همین یک دختر بود.
اما شاکی میگوید که به بهانههای مختلف، طلاهای دختران دیگر را به سرقت بردهای؟
نه. خودشان، طلاهایشان را برای سرمایهگذاری به من دادند. من جرمی مرتکب نشدهام. اینبار هم دختر جوان خودش خواست از خانه فرار کند و طلاهای مادرش را بردارد.
از سابقه قبلیات بگو؟
شگردم این بود که با لباسهای شیک و ادعای ثروتمند بودن، دخترها را فریب میدادم. حتی گاهی با آبمیوه بیهوششان میکردم و طلاهایشان را میبردم اما بابت اینها حبس کشیدم و الان هم جرمی مرتکب نشدهام! چون آیدا خودش همه این کارها را انجام داد.