رؤیای آسیایی
علیرضا بیرانوند پس از ۷سال بار دیگر نامزد دریافت جایزه مرد سال قاره کهن شد
شبهای بانکوک در آستانه ۱۹ نوامبر، آبستن قصههایی است که شاید برای سالها در سینهکش تاریخ فوتبال آسیا باقی بماند. مراسم برترینهای قاره کهن در سال ۲۰۲۶، امسال برای فوتبال ایران روایتی متفاوت از یک تضاد باشکوه است؛ تقابل استعدادهای ناب فردی با سیستمهای ثروتمند و برنامهمحور. در یک سوی این قاب، علیرضا بیرانوندی ایستاده است که در ۳۴سالگی، قواعد فیزیک و زمان را به سخره گرفته. او که روزگاری در خیابانهای تهران رویای دستکشهای تیم ملی را میبافت، حالا باید در برابر ماشینهای گلزنی و دلارهای بیانتهای سعودی (سالم الدوساری از الهلال و فراس البریکان از الاهلی) برای فتح توپ طلا بجنگد. بیرو اینجا تنها نماینده یک باشگاه نیست؛ او نماد تمام استعدادهایی است که در دل کاستیها روییدهاند و خود را به قله رساندهاند. کمی آنطرفتر، مرضیه جعفری، بانوی تاریخساز فوتبال ایران، آماده میشود تا بار دیگر سقفهای شیشهای را بشکند. او که سال گذشته آسیا را فتح کرد، حالا در رقابتی نفسگیر با سرمربیان چین و کرهجنوبی، بهدنبال یک دبل افسانهای است تا ثابت کند نبوغ مربیگریاش اتفاقی نبوده است. روی پارکتها نیزحسین طیبی و سعید احمدعباسی همچنان پرچم تسلط بلامنازع تکنیک ایرانی را بر فراز قاره نگه داشتهاند.
اما این شب پرالتهاب، روی تاریک و تأملبرانگیزی هم دارد. غیبت تلخ نامهایی چون مهدی طارمی و سردار آزمون در میان بهترین لژیونرها، در کنار نامزدی عجیب و طنزآمیز فدراسیون ایران در بخش توسعه فوتبال پایه (آنهم در تقابل با ماشینهای بازیکنسازی ژاپن و استرالیا) زنگ خطری جدی است. این تضاد نشان میدهد که فوتبال ما همچنان روی کاکل ستارههای گلخانهایاش میچرخد و خبری از یک سیستم پایدار نیست. بانکوک تا چند هفته دیگر، صحنه رویارویی معجزههای انفرادی ایران با ساختارهای مدرن آسیاست؛ شبی که دستهای پینهبسته بیرانوند و افکار بلندپروازانه مرضیه جعفری، باید یکتنه جور تمام بیبرنامگیهای فوتبال ما را بکشند. آیا این معجزهها برای فتح آسیا کافی است؟