• چهار شنبه 22 مهر 1405
  • ٣ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 14
چهار شنبه 22 مهر 1405
کد مطلب : 283162
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/E9W6m
+
-

روایت خبر

برنامه ترامپ برای فردای بعد از انتخابات کنگره
دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر ۲۰۲۶، به‌جای تعدیل سیاست‌های نامحبوب دولت، در حال آماده‌سازی ابزارهایی برای مقابله با پیامدهای شکست جمهوری‌خواهان است. ترامپ می‌خواهد حتی درصورت از دست دادن اکثریت کنگره، مانع تبدیل این شکست انتخاباتی به محدودیت واقعی قدرت کاخ سفید شود.
پیروزی دمکرات‌ها در مجلس نمایندگان می‌تواند مسیر تحقیقات درباره عملکرد دولت، احضار مقام‌های اجرایی و بررسی هزینه‌های سیاست خارجی را بازکند. تسلط بر سنا نیز به دمکرات‌ها امکان می‌دهد روند تأیید نامزدهای دولت برای مناصب مهم را محدود کنند؛ به همین دلیل، دولت ترامپ همزمان با ادامه سیاست‌های مناقشه‌برانگیز خود، سازوکارهایی را دنبال می‌کند که می‌توانند آثار پیروزی رقیب را خنثی کنند.
فشار حقوقی بر مسئولان انتخاباتی ایالت‌ها، زیر سؤال بردن دستگاه‌های شمارش آرا، تلاش برای دسترسی به اطلاعات ثبت‌نام رأی‌دهندگان و برنامه وزارت دادگستری برای استقرار حدود هزار ناظر انتخاباتی، بخشی از این روند است. تکرار ادعاهای تأییدنشده درباره تقلب و دخالت خارجی نیز می‌تواند زمینه اعتراض به نتایج انتخابات و تضعیف اعتماد عمومی را فراهم کند.
ابزار دیگر، استفاده از اختلافات حقوقی برای به تأخیر انداختن پذیرش نمایندگان منتخب است. اگر جمهوری‌خواهان کنترل مجلس نمایندگان را حفظ کنند، رسیدگی طولانی به اعتراض‌های انتخاباتی می‌تواند بر ترکیب عملی مجلس و آغاز تحقیقات نظارتی اثر بگذارد؛ هرچند اختیار کنگره برای رد نمایندگان منتخب نامحدود نیست.
ترامپ حتی برای مقابله با کنگره‌ای مخالف، ابزارهای اجرایی دیگری نیز در اختیار دارد؛ از مقاومت در برابر احضاریه‌ها و محدود کردن دسترسی نمایندگان به اطلاعات دولتی تا گسترش اختیارات ریاست‌جمهوری در حوزه تعرفه‌ها و تحریم‌ها. تلاش برای لغو نزدیک به یک میلیارد دلار از اعتبارات مصوب کنگره نیز نمونه‌ای از این کشمکش است.
در هر صورت ترامپ نشان داده که در عصر فریادهای دمکراسی‌خواهانه، پشیزی برای رأی و نظر نمایندگان مردم آمریکا در کنگره قائل نیست.

نکته‌ای از سخنرانی روبیو که دیده نشد
توهین مارکو روبیو به ایرانیان در آتن، توجه افکار عمومی ایران را به‌خود جلب کرد اما مهم‌ترین بخش سخنرانی وزیر خارجه آمریکا، هشدار او درباره احتمال افول تمدن غرب بود. روبیو هفتم اکتبر ۲۰۲۶ اعلام کرد غرب در نقطه عطفی تاریخی قرار دارد و انتخاب‌های پیش‌رو، سرنوشت جایگاه جهانی آن را تعیین می‌کند؛ اعترافی که نشان می‌دهد نگرانی از آینده قدرت غرب، به درون بالاترین سطوح دولت آمریکا راه یافته است.
روبیو ریشه بحران را در تحولات درونی غرب جست‌وجو می‌کند؛ تضعیف ملی‌گرایی، انتقال صنایع به خارج، واگذاری بخشی از حاکمیت به نهادهای فراملی و فاصله گرفتن جوامع غربی از میراث تاریخی خود. نسخه دولت ترامپ نیز روشن است: بازسازی صنایع، کنترل مرزها، تقویت ارتش و تسلط بر فناوری‌های آینده. به این ترتیب، ترامپ نه فقط مخالف جریان چپ، بلکه مدعی نجات تمدن غرب معرفی می‌شود.
اما این روایت یک اشتباه کلیدی دارد. دولتی که وعده احیای عظمت آمریکا را می‌دهد، همزمان با سیاست‌های مداخله‌جویانه، جنگ، فشارهای اقتصادی و افزایش هزینه‌های انرژی، خود در تشدید بحران‌های جهانی نقش دارد. ملی‌گرایی نیز هنگامی که با برتری‌طلبی و نژادپرستی درآمیزد، به‌جای ترمیم شکاف‌های اجتماعی، می‌تواند اختلافات داخلی غرب را عمیق‌تر کند.
او مدعی نجات نظمی است که سیاست‌های خودش به بی‌ثباتی آن دامن می‌زند. غرب با تحقیر ملت‌ها و تحمیل اراده خود احیا نمی‌شود. قدرتی که برای حفظ جایگاهش به جنگ و زور متوسل می‌شود، بیش از رقبایش، بنیان‌های سلطه خود را فرسوده می‌کند. این همان افول آمریکاست که رهبر شهید سال‌ها قبل پیش‌بینی کرده بود.

این‌بار، معادله مذاکره را  ایران تعریف می‌کند، نه واشنگتن
ایران مدتی پیش، شروط هفت‌گانه خود را درباره موضوعات مختلف، ازجمله تنگه هرمز، از طریق واسطه‌ها به طرف آمریکایی اعلام کرد. اکنون خبر رسیده که پاسخ واشنگتن دریافت شده، اما به‌گفته سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای‌عالی امنیت ملی کشورمان، این پاسخ هنوز کافی نیست. برخی روایت‌ها حتی از گستاخانه بودن پاسخ آمریکا به شروط ایران حکایت دارد.
ایران 3 دور مذاکره با آمریکا را تجربه کرده، اما هر بار این مذاکرات با تجاوز نظامی آمریکا نیمه‌تمام مانده است. با چنین سابقه‌ای، طبیعی است که تهران دیگر به الگوی پیشین دیپلماسی بازنگردد.
پیام ایران این است که دیپلماسی همچنان روی میز قرار دارد، اما نه به بهای نادیده گرفتن حقوق و منافع ملی کشور.
از سوی دیگر، پذیرش آتش‌بس از سوی ایران در ابتدای امسال نشانه ضعف نبود؛ ایران درخواست‌کننده آتش‌بس نبود و پایان جنگ را از موضع یک کشور مستقل پذیرفت. اکنون نیز اگر واشنگتن تصور می‌کند با پاسخ‌های مبهم یا فشار سیاسی می‌تواند تهران را از مواضعش عقب براند، سخت در اشتباه است. واقعیت این است که ایران برای سناریوهای مختلف آمادگی دارد؛ چه توافق، چه تداوم فشار و چه حتی احتمال جنگ.
این آمریکاست که باید تصمیم بگیرد چگونه از بن‌بستی که خود ساخته است، خارج شود. توپ اکنون در زمین آمریکاست.

این خبر را به اشتراک بگذارید