«پوست شیر» بر تن «یل»
برادران محمودی در سریال تازهشان دنبال تکرار موفقیت کار قبلیشان هستند
شقایقعرفینژاد | روزنامهنگار
اولین قسمت از سریال «یل» روز جمعه 17مهر منتشر شد و بازخوردهای فراوانی هم داشت. دومین ساخته برادران محمودی بعد از «پوست شیر»، در یک روستا و در دهه1350 شمسی روایت میشود و ماجرای چند دختر جوان است که یکی پس از دیگری به قتل میرسند. این قتلها پای یک کارآگاه را به روستا میکشد تا حقیقت و عاملان این جنایتها را کشف کند. سریال در نخستین قسمت چندان قصهگو نیست. داستانی را هم که روایت میکند برای مخاطب کاملا قابل حدس و پیشبینی است. تأکید و تمرکز روی 2دختر 7-8 ساله و مهری که عمویشان به آنها دارد برای تماشاگر مسجل میکند که حتما فاجعهای برای این دو دختر رقم خواهد خورد و رقم هم میخورد. این حدسها البته لاجرم است و برای هر فیلم و سریالی در این ژانر اتفاق میافتد، اما مهم این است که بعد از این قسمت سازندگان چه برداشتی از آنچه کاشتهاند میکنند. اگر در موفقیت این سریال و محبوبیتش نمیتوان از حالا حرفی زد و اطمینان داشت، اما یک نکته مشخص است. در همین یک قسمت روی فضاسازی خوب کار شده و در این زمینه موفق بوده است.
پوست شیر و یل
همین یک قسمت پخششده مقایسههای فراوانی بین این سریال و ساخته قبلی سازندگانش ایجاد کرده است. هرچند سریال تلاش کرده هم از نظر فضاسازی و هم موقعیت زمانی با «پوست شیر» تفاوت داشته باشد، اما به هر حال شباهتها آنقدر زیاد است که مخاطبان به آن واکنش نشان دادهاند. «یل» در دهه50 و در یک روستا میگذرد و برعکس،
«پوست شیر» یک درام معمایی شهری بود، اما فرمول همان فرمول «پوست شیر» است. دختری گم میشود و همه بهدنبال او هستند. 2دوست و رفیق در این کار در کنار همند. در «پوست شیر» رضا پروانه و نعیم را داشتیم و در «یل» سهراب و محسن این نقش را دارند. یک شباهت دیگر این است که باز هم پدر در جریان اتفاقی که رخ داده مقصر است. سکانس گندمزار که در آن شخصیت کارآگاه با بازی شهاب حسینی جنازه دخترش را در آغوش میگیرد و سکانسی که شخصیت سهراب برای دختر برادرش با گندم در گندمزار تاج درست میکند هم از سوی مخاطبان به شکل پرتکراری در کنار هم قرار گرفتهاند. حضور بازیگران مشترک 2سریال، ازجمله پردیس احمدیه، رویا جاویدنیا، مجتبی پیرزاده و علی اوسیوند هم به این شباهتها دامن زده است.
آیا «یل» اسپنآف «پوست شیر» است؟
در سریالسازی اسپینآف به روایتی گفته میشود که براساس داستان یا مفهوم یک اثر دیگر باشد. روایت فرعی ممکن است جزئیات بیشتری از آن را روایت کند یا روایتگر داستان متفاوتی باشد. حتی گاه یکی از شخصیتهای فرعی محبوب یک سریال شخصیت اصلی سریال دیگری میشود. مثل سریال «بهتر است با سول تماس بگیری» که شخصیت سول یکی از شخصیتهای محبوب سریال «برکینگ بد» بود. اما «یل» اسپینآف «پوست شیر» نیست و داستان مستقلی دارد. اگر شباهتی وجود دارد، در ژانر جنایی و سازندگان مشترک است و نه در پیوستگی داستانی آنها. تفاوت مهم دیگر فضای روایت است. همانطور که گفته شد، «پوست شیر» در یک فضای شهری و در جامعه معاصر شکل میگرفت، اما «یل» در روستایی در دهه۱۳۵۰ میگذرد. درباره این شباهتها و اینکه «یل» فصل دوم «پوست شیر» است یا نه جمشید محمودی در صفحه اینستاگرامش نوشته: اگر در «یل» هم کودکان به همان شکل کشته شوند، قربانیها شمارهگذاری و اجساد سوزانده شوند، پس میتوان گفت قاتل همان «درختی» است. در آخر هم نوشت: سریال «یل» اسپینآف «پوست شیر»!
ماجرای سرقت ادبی
بعد از پخش سریال «پوست شیر»، مهدی نادری، فیلمنامهنویس و کارگردان مدعی شد که این سریال رونوشتی نعلبهنعل از فیلمنامه و طرحی به نام «دندان گرگ» است که او پیشتر نوشته و بهشکل رسمی ثبت کرده بود. با طرح این ادعا شکایتی تنظیم شد و کار عوامل سریال «پوست شیر» به دادگاه کشیده شد.
نادری طی نامهای به جشن حافظ جایزههای تعلقگرفته به عوامل سریال «پوست شیر» را ناعادلانه دانست و به این ترتیب، بار دیگر ادعایش را مطرح کرد. بههرحال کار نادری و سازندگان سریال «پوست شیر» به دادگاه کشید و روند این پرونده با دقت بررسی شد.
در دی سال1404 مشخص شد که دادگاه پس از مدتها رأی نهاییاش را صادر کرده و جمشید محمودی، کارگردان سریال و رضا بهداروند و جواد نوروزبیگی، نویسنده و تهیهکننده اثر به سرقت هنری محکوم شدهاند.