اگر پاریس تهران بود!
وقتی پاریس همان چیزهایی را تجربه میکند که خودش درباره تهران میگفت
گروه بینالملل
اعتراضات دانشآموزی فرانسه به آزمونی برای سنجش ادعاهای پاریس درباره آزادی، حقوق بشر و حق اعتراض تبدیل شده است. درحالیکه دولتهای غربی همواره خود را مدافع حقوق معترضان در کشورهای دیگر معرفی میکنند، تصاویر برخورد بسیار خشن پلیس فرانسه با نوجوانان، معلولیت و نقص عضوهای معترضان بحث درباره استانداردهای دوگانه غرب را دوباره داغ کرده است. اگر صحنههای برخورد با دانشآموزان معترض بهجای پاریس در تهران اتفاق افتاده بود، فکر کنید چه هیاهو و غوغایی بر پا میشد.
فرار از پاسخگویی با حافظخوانی
پیر کوشار، سفیر فرانسه در تهران با دیوان حافظ به میدان آمد تا از قضاوت ناحق درباره کشورش بگوید، اما تصاویر برخورد پلیس فرانسه با دانشآموزان و نوجوانان معترض روایت دیگری از پاریس به نمایش گذاشته است.
«ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم/جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم»؛ این غزلی است که پیر کوشار، سفیر فرانسه در تهران در ویدئویی با گرفتن فال حافظ خواند؛ نمایشی که با انتقادهای گستردهای روبهرو شد.
سفیر فرانسه میگوید نباید درباره دیگران ناعادلانه قضاوت کرد، اما پرسش منتقدان این است: آیا میتوان پشت شعر و ادبیات پناه گرفت و درباره رفتار خشونتآمیز پلیس فرانسه با نوجوانان معترض پاسخگو نبود؟
وقتی پاریس همان چیزهایی را تجربه میکند که خودش درباره تهران میگفت
قاب اول | دانشآموز عزیز، اعتراض داری؟ اول با پلیس صحبت کن
قصه از دبیرستانها شروع شد؛ دانشآموزانی که به کمبود معلم، کلاسهای شلوغ و وضعیت نامناسب مدارس معترض بودند. اما خیلی زود ماجرا خشن شد: پلیس ضدشورش کنار مدرسه.
تا روز اول اکتبر، بیش از ۱۰۰۰دبیرستان درگیر اعتراض یا اعتصاب شده بودند و نزدیک به 250مدرسه بهطور کامل بلوکه شده بود.
همان چیزی که در بعضی رسانههای غربی وقتی در ایران اتفاق میافتد، با عبارتهایی مثل «برخورد امنیتی با دانشآموزان» توصیف میشود اینبار در قلب فرانسه اتفاق افتاد.
قاب دوم | گاز اشکآور، محصول صادراتی دمکراسی
دوربین نزدیکتر میشود. دانشآموزان جلوی مدرسهاند؛ طرف دیگر ماجرا نیروهای پلیس.
و ناگهان... گاز اشکآور.
عفو بینالملل درباره استفاده خطرناک از گاز اشکآور، باتوم و گلولههای پلاستیکی در جریان اعتراضات هشدار داده و خواستار رعایت اصل تناسب در استفاده از زور شده است.
قاب سوم | یک تیر، یک چشم کمتر
ماجرا جدیتر میشود. در شهر تور، یک دانشآموز ۱۶ساله در جریان اعتراضات از ناحیه چشم آسیب دید و استفاده از LBD(سلاح پرتابکننده گلوله پلاستیکی) بهعنوان علت احتمالی تحت تحقیق قرار گرفت.
نتیجه چه شد؟ از دست رفتن بینایی یک چشم. پرونده به بازرسی کل پلیس فرانسه، IGPN سپرده شد.
اگر همین اتفاق در تهران رخ دهد، احتمالا عبارتهایی مانند «شلیک مستقیم به چشم معترضان» خیلی سریع در تیتر رسانههای بینالمللی ظاهر میشود.
قاب چهارم | این بار گلوله پلاستیکی به فک خورد
یک نوجوان ۱۴ساله در جریان درگیری با پلیس از ناحیه صورت بهشدت مجروح شد.
طبق گزارش لوموند، یک مأمور پلیس با لانچر کوگار از فاصله نزدیک بهصورتش شلیک کرد و نوجوان دچار شکستگی دو فک، از دست دادن چند دندان و شکستگی دندانهای دیگر شد. استفاده از این نوع شلیک در چنین فاصلهای برخلاف قواعد اعلامشده برای استفاده از این سلاح است.
یعنی اگر در ایران بگوییم «یک نوجوان در جریان اعتراضات با گلوله کنترل شورش از ناحیه صورت مجروح شد»، دقیقا درباره چه چیزی حرف میزنیم؟ حالا همین تصویر را در پاریس تصور کنید.
قاب پنجم | دستی که دیگر نیست
۵ اکتبر، شهر لانس.
یک دانشآموز ۱۵ساله در جریان برخورد پلیس با معترضان بر اثر انفجار یک نارنجک دستش را از دست داد.
یک دست. یک نوجوان. یک اعتراض دانشآموزی.
درباره چگونگی وقوع حادثه هنوز اختلاف روایت وجود دارد و تحقیقات پلیس فرانسه در جریان است، اما اصل آسیب شدید تأیید شده است.
در همین پرونده، پلیس فرانسه با یک پرسش ساده مواجه است: اگر این صحنه در تهران اتفاق میافتاد، رسانههای اروپایی آن را چه مینامیدند؟
قاب ششم | مدرسه تعطیل؛ پلیس وارد قاب میشود
ماجرا فقط خیابان نیست.
تا اول اکتبر بیش از ۱۰۰۰مدرسه تحتتأثیر اعتراضات قرار گرفتند و در نقاط مختلف، نیروهای پلیس در اطراف مدارس مستقر شدند.
دولت فرانسه برای کنترل اوضاع حتی از CRS و ژاندارمری متحرک استفاده کرد؛ یعنی نیروهای تخصصی کنترل ناآرامی به میدان آمدند.
قاب هفتم | عدد جادویی 6500
حالا ماشینحساب را روشن میکنیم.
وزارت دادگستری فرانسه تا ۵اکتبر اعلام کرده:
6500نفر در خشونتهای حاشیه اعتراضات در بازداشت پلیس قرار گرفتهاند.
۸۷درصد از این افراد زیر ۱۸سال بودهاند.
بیش از 2هزار نفر نیز تحت پیگرد قضایی قرار گرفتهاند.
در قاب کناری تصویر، میشود یک خبرنگار را کشید که با تعجب میپرسد:
«صبر کنید... ۸۷درصد؟!»
و پلیس فرانسه جواب میدهد:
«بله. اینجا فرانسه است.»
قاب هشتم | همان متر، دو اندازه؟
حالا دوربین عقب میرود.
پاریس، لیون، تور، لانس، مدارس، دانشآموزان، گاز اشکآور، گلوله پلاستیکی، بازداشت و تحقیقات درباره رفتار پلیس.
از یک طرف، مقامهای فرانسوی تأکید میکنند که بخشی از اعتراضات به خشونت، تخریب اموال و حمله به نیروهای پلیس کشیده شده است. ۶۵۰نیروی امنیتی نیز تا ۵اکتبر مجروح اعلام شدهاند.
از طرف دیگر، عفو بینالملل و گزارشهای رسانهای درباره مواردی از استفاده نامتناسب از زور و آسیب شدید به نوجوانان هشدار دادهاند.
قاب نهم | ضرب و شتم معلول و دختر جوان
پلیس بهصورت فرد معلولی که روی ویلچر نشسته است ضربه میزند و در قابی دیگر یک دختر معترض به داخل ون پلیس منتقل میشود و همانجا پلیس بهصورت او مشت میزند.
6500 دستگیری در 3 هفته
براساس آمار ارائهشده در گزارش مربوط به اعتراضات، بیش از ۲۶۶هزار نفر تنها در یک روز به خیابان آمدهاند و مجموع بازداشتها از ۶۵۰۰نفر گذشته است.
در همین گزارش، از مجروح شدن ۱۹۰دانشآموز خبر داده شده است؛ آماری که در کنار قطع دست یک نوجوان و جراحات شدید دیگر معترضان، ابعاد خشونت در این اعتراضات را نشان میدهد.
با وجود این حجم از اعتراض و درگیری، پرسش دیگری در فضای مجازی مطرح شده است: چرا تاکنون گزارشی از کشته شدن معترضان در این اعتراضات منتشر نشده است؟
پاسخ را باید در تفاوت شرایط اعتراضات جستوجو کرد، نه اینکه صرفا از روی تعداد بازداشتها یا شدت برخورد پلیس درباره ماهیت اعتراضات نتیجهگیری شود.
10دلیل برای کشته نداشتن اعتراضات فرانسه
1. معترضان از سلاح گرم استفاده نکردهاند.
2. عملیات سازمانیافته و گسترده برای تخریب اماکن عمومی و اموال مردم شکل نگرفته است.
3. نیروهای پلیس هدف تیراندازی افراد مسلح قرار نگرفتهاند.
4. رسانههای داخل و خارج فرانسه به آموزش ساخت بمب دستی و کوکتل مولوتف برای مقابله با پلیس نپرداختهاند.
5. سلبریتیها به حمایت از آشوبطلبان یا جلوگیری از دستگیری و مجازات عاملان تخریب نپرداختهاند.
6. کشورهای دیگر مسئولیت آشوب را نپذیرفتهاند و از ارسال سلاح برای معترضان خودداری کردهاند.
7. مطالبات آموزشی و اعتراض به کمبود معلم، به مطالبه براندازی نظام سیاسی یا فروپاشی ملی تبدیل نشده است.
8. هدایت اعتراضات در داخل فرانسه قرار دارد، نه در اختیار جریانهای برانداز مستقر در خارج از کشور.
9. دستگاههای امنیتی و انتظامی از ابتدای اعتراضات در صحنه حضور داشتهاند و مواجهه با ناآرامیها را به تأخیر نینداختهاند.
10. حاکمیت فرانسه بر پلتفرمهای شبکههای اجتماعی نظارت دارد و رسانههای اجتماعی یله و رها نیست.