پرواز پروانههای زرین؛ برداشت ۳۸
«عموی بچهها» منتخب بچهها شد و «شوتینگا» برگزیده داوران
گروه 24
جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان که اختتامیه سی و هشتمین دوره آن روز پنجشنبه برگزار شد، بهوضوح رونق و اثرگذاری دوران طلاییاش را ندارد، اما همچنان برگزار میشود. جشنواره سالهای متمادی است که در سودای تجدید خاطره دور و محوی است از روزهایی که فیلمهای تجاریاش باب میل بچههای دهههای1360 و 1370 بود و فیلمهای کانونیاش به راه افتادن بحثهای انتقادی در میان منتقدان مجلات سینمایی دامن میزد. از اواخر دهه1370، با تغییرات اجتماعی و سیاسی و البته سهلالوصولتر شدن تکنولوژیهای مرتبط با تماشای فیلمهای روز جهان مثل رواج سیدی و دیویدی، جشنواره ذرهذره از دایره توجه بیرون افتاد و دیگر نه فیلمهایش مورد توجه قرار میگرفت و نه بحثی راه میانداخت.
همهچیزش خلاصه شد به همان چند روز برگزاری که حتی همهگیری کرونا هم نمیتوانست جلویش را بگیرد. این جشنواره امسال بعد از جنگ 40روزه برگزار شد و حامد جعفری در مقام دبیر این رویداد کوشید با وجود همه مشکلات به جشنواره رونق دهد، اما واقعیت این است که اعتبار و پیشرفت هیچ جشنوارهای از وضعیت کلی سینما و جامعه منفک نیست. سخت است که بپذیریم کودکان و نوجوانانی که عمده وقت خود را در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی میگذرانند با فیلمهای جشنواره ارتباط بگیرند و راغب به تماشای آنها باشند. پس چرا جشنواره هنوز برگزار میشود؟
جشنواره و تلویزیون و مدارس
جدا از جوابهای معمولی که میشود به سؤالی که مطرح کردیم داد، اول بهتر است وضعیت جشنوارههای فیلم کودک در جهان را بررسی کنیم. نوئل براون در کتاب «فیلم کودک؛ ژانر، ملیت و روایت» مینویسد: «امروزه، برنامههای ویژه نمایش فیلم برای کودکان در سینماها کمتر از گذشته رواج دارند. سینمای کودک در خالصترین شکل کودکمحور خود، یعنی شکل غیرتجاری آن، اکنون عمدتا بهواسطه جشنوارههای فیلم کودکان تداوم مییابد. جشنوارهها از طریق نمایش فیلمها و همچنین تبلیغات و جوایز مرتبط با آنها به تولید و تماشای فیلمهای تخصصی برای کودکان کمک میکنند. در بیشتر موارد، این فیلمها - بهاستثنای آثاری که عمدتا در گروه نوجوانان و جوانان قرار میگیرند - فرصت اکران تجاری پیدا نمیکنند، اما ممکن است از طریق مدارس، باشگاهها و در برخی موارد خوشایند، از طریق برنامههای تلویزیونی ویژه کودکان، به مخاطبان بیشتری دسترسی پیدا کنند.» به گفته وی، «تلویزیون در ماهها و سالهای پس از اکران سینمایی فیلمها، نقشی اساسی در چگونگی معرفی و بازنمایی آنها برای عموم مردم ایفا میکند. بهویژه در کشورهای غربی، ساعات روز در جدول پخش تلویزیونی به برنامههایی اختصاص مییابد که برای طیف گستردهای از مخاطبان مناسب باشند.» مشکلی که اینجا داریم این است که تلویزیون مثل گذشته مخاطب ندارد و نمیتواند از این نظر باری از دوش جشنواره بردارد. مدارس هم بیشتر از پرورش، بر آموزش متمرکزند و نمیشود انتظار داشت در پرورش ذائقه سینمایی نقشی داشته باشند.
درک تغییرات فرهنگ مصرف بصری
در سینمای ایران، سینمادارها کمتر به نمایش فیلم کودک و نوجوان تمایل دارند، مگر در موارد استثنایی. «کلاه قرمزی و پسرخاله» از 1373تا 1378 طی 5سال حدود 6میلیون و 200هزار مخاطب داشت. این دیگر فقط یک فیلم کودک نبود، بلکه محصول تجاری سودآوری بود که فارغ از ژانر و مضمونش سینماداران مشتاق نمایشش روی پرده بودند. وقتی هزینه تولید فیلم سر به فلک میزند، باید به امکان توزیع آن هم فکر کرد. به گفته نوئل براون، «تداوم اتکای سینمای کودک به جشنوارهها بازتابی از ماهیت انحصار چندجانبه در عرصه توزیع بینالمللی محصولات چندرسانهای است؛ انحصاری که گسترش ارتباطات دیجیتال در سطح جهان نیز نتوانسته است آن را از میان بردارد. یکی از راهکارهای جایگزین تولید فیلمهای مستقل با بودجه بسیار محدود است؛ فیلمهایی که معمولا با سرمایهگذاری خصوصی ساخته میشوند، با تجهیزات ابتدایی فیلمبرداری میشوند و از طریق اینترنت به نمایش درمیآیند.» جشنواره فیلم کودک و نوجوان امسال کوشید در این زمینه گامهایی بردارد، هرچند لرزان و نامطمئن اما ضروری و با درک تغییراتی که در فرهنگ مصرف بصری کودکان و نوجوانان ایجاد شده است. جشنواره باید از خاطرهبازی دست بکشد و به راههای جایگزینی بیندیشد که میتواند با نسل زد و نسلهای بعدی ارتباط بگیرد.

«بیشتر فیلمهایی که در جشنوارههای فیلم کودکان به نمایش درمیآیند هرگز اکران سینمایی عمومی را تجربه نمیکنند...» این را براون در توضیح وضعیت کلی جشنوارههای فیلم کودک در جهان مینویسد و شاید با استناد به آن بتوان نقد منطقیتری به جشنواره کودک و گسستها و پیوندهایش با جامعه مخاطبانش داشت