نصیبه سجادیان؛ خبرنگار
به نظر شما، بچه ناف تهران به چه کسانی گفته میشود و تهرانی اصیل کیست؟
تا پایان عصر قجر تهرانیها داخل حصار بودند. حصار ناصری در زمان پهلوی خراب شد و با روند افزایش ناگهانی جمعیت در پی تحولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور، محلههایی در حاشیه شهر بنا و باروی قدیم، مرز جغرافیایی آشکاری میان مهاجران جدید و تهرانیان شد. داریوش شهبازی، تهرانشناس، میگوید: «حاشیهنشینان در سلسبیل، نظامآباد، اطراف دولاب، امامزاده معصوم، بریانک و... روستاییانی کوچیده به پایتخت بودند. همنشینی این گروه کثیر و اختلاط ایشان برای ساکنان قدیم تهران بسیار برخورنده بود؛ بهویژه آنکه شتاب پیشرفت و رشد مالی و توسعه علمی و فنی این جمع پرکار و مصمم سربهزیر بر تهرانیان مرکزنشین کمکار خردهگیر پیشی داشت و این، تحمل تهرانیها را طاق کرده و صبرشان را برده بود.»
این تهرانشناس با اشاره به اینکه تهرانیها به هر دری میزدند تا درد این ننگ را بر خود هموار کنند، میگوید:
«بچه ناف تهرانبودن وجه تمایز ساکنان محلههای چالمیدان، صابونپزخانه، سنگلج و... با این مهاجران بود. آنها اشعار و هجویاتی از این دست ساخته بودند و در کوچه و بازار میخواندند و مهاجران تازهوارد به تهران را که انسانهای موفقی هم بودند، به سخره میگرفتند.» بنابراین به گفته شهبازی، «بچه ناف تهران» عبارتی است ساخته تهرانیهای مرکزنشین (ناف تهران) که اواسط دوره رضاشاه در فرهنگ عامه پیدا شد.
وقتی لهجهها رنگ باخت
به گفته شهبازی تا پیش از دورهپهلوی، مهاجران روستایی و دیگر شهرها در تهران با ساکنان اولیه خیلی تفاوت نداشتند، زیرا قومها و جمعیتهای بسیاری مانند باجمانلوها، قمیها، تفرشیها، آذربایجانیها، لرها، کردها و... هرکدام به لهجه و زبان خود سخن میگفتند و تهرانیها هم بیش و کم با زبان خود (مانند پول بهجای پل در سرپولک) که نزدیک به لهجه آبادیهای قصران بود گفتوگو میکردند. رفتهرفته لهجهها در پایتخت رو به نابودی گذاشت و لهجهای آفریده شد که به هیچیک از دیگر لهجهها شبیه نبود و آن شد استاندارد لهجه پایتختنشینان و از آن روز دیگر لهجهها و زبانها به حاشیه رفتند و مظلومانه عزلت گزیدند. از این زمان تهرانیان که متکلم به لهجه تازه شده بودند بر حاشیهنشینان روستایی تفوق یافتند و فرصت کردند برتریشان را به دیگران تحمیل کنند.
«بچه ناف تهران» از کجا آمد؟
در همینه زمینه :