• دو شنبه 20 مهر 1405
  • ١ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 12
پنج شنبه 9 مهر 1405
کد مطلب : 282513
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/yr70E
+
-

زندگی مخفیانه عاملان قتل چوپان در میان علوفه‌ها پایان یافت

بازداشت عاملان قتل چوپان در گاوداری

گزارش
بازداشت عاملان قتل چوپان در گاوداری

الهه فراهانی | روزنامه‌نگار

عاملان قتل مرد چوپان که در میان علوفه‌های گاوداری مخفی شده بودند، پس از گذشت 2ماه فرار، دستگیر شدند.

به گزارش همشهری، شروع این پرونده به اواسط مرداد امسال برمی‌گردد. در آن زمان گزارش قتل مردی حدودا 40ساله در یکی از طویله‌های جنوب غرب تهران به تیم جنایی اعلام شد. با حضور کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران در صحنه جرم، بررسی‌های تخصصی آغاز شد. مقتول، چوپانی بود که برای صاحب طویله به نام میلاد کار می‌کرد. تحقیقات میدانی حکایت از این داشت که آخرین بار میلاد و شریکش حسین، سراسیمه از طویله خارج شده بودند. آنها به‌عنوان مظنونان اصلی جنایت تحت تعقیب قرار گرفتند اما به طرز عجیبی ناپدید شده و سعی کرده بودند ردی از خود به جا نگذارند. با این حال تحقیقات به شکل ویژه برای شناسایی مخفیگاه آنها ادامه داشت.

2ماه بعد؛ سرنخ طلایی
2‌ماه از حادثه گذشته بود و پلیس همچنان به‌دنبال ردی از متهمان بود. سرانجام یک تماس تلفنی مرموز، مسیر پرونده را تغییر داد. یکی از بستگان مقتول که از ماجرا و مخفیگاه میلاد، صاحب طویله باخبر شده بود، با پلیس تماس گرفت و گفت: «میلاد که به جرم قتل چوپان تحت تعقیب است، در یک گاوداری در شهرستان رباط‌کریم مخفی شده است.» پلیس بی‌درنگ با دریافت این سرنخ، عملیات ضربتی را آغاز کرد. کارآگاهان به گاوداری مورد نظر در رباط‌کریم رفتند و در صحنه‌ای دور از انتظار، میلاد را درحالی‌که خود را میان توده‌های علوفه پنهان کرده بود، دستگیر کردند. او در همان بازجویی‌های اولیه به ارتکاب جنایت اعتراف کرد. در پی اعترافات او، همدستش حسین نیز شناسایی و درحالی‌که در یک طویله دورافتاده در منطقه فشافویه، میان انبوهی از علوفه پنهان شده بود، در عملیاتی همزمان بازداشت شد.

اعتراف
متهمان اعتراف کردند که چوپان، بیش از 17رأس گوسفند آنها را دزدیده و در بازار فروخته است و به همین دلیل از او کینه به دل گرفته بودند اما ناخواسته مرتکب جنایت شدند. متهمان برای انجام تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفتند.

گفت و گو
قصد قتل نداشتیم
میلاد، متهم ۴۴ ساله پرونده و صاحب طویله است. او می‌گوید که قصد قتل نداشته‌اند اما تصمیم آنها برای صحبت با چوپان به قتل منجر شده است.

تعریف کن که چرا با چوپان دچار اختلاف شدی؟
چوپان سال‌ها بود که برای ما کار می‌کرد. او گوسفندان ما را به چِرا می‌برد اما این اواخر فریبکاری‌اش را شروع کرد. هربار که از چرا برمی‌گشت، یک داستان جدید می‌بافت. یک‌بار می‌گفت گرگ به گله زده و تعدادی از گوسفندان را خورده است. بار دیگر می‌گفت گوسفندان گم شده‌اند. ابتدا حرف‌هایش را باور کردیم اما 
رفته‌رفته متوجه شدیم که او به ما دروغ گفته و فریبمان داده است.
چطور متوجه شدید که فریبتان داده است؟
 یکی از آشنایانمان به ما آمار داد که مقتول، گوسفندان زیادی در بازار فروخته است. بیش از 17رأس گوسفند بود که پول زیادی به جیب زده بود! می‌خواستم از او شکایت کنم اما چون مدرکی نداشتم، به پلیس شکایت نکردم. فکر کردیم اگر کمی او را بترسانیم و از خودش اعتراف بگیریم، می‌شود به پلیس ثابت کرد دزد است. نقشه ما این بود که اعترافش را ضبط کنیم و برویم کلانتری.
از جزئیات نقشه‌ای که کشیدید بگو؟ 
قصدمان قتل نبود؛ او را در همان طویله بستیم تا بترسد. شروع کردیم به کتک زدنش. می‌خواستیم اعتراف کند، اما کار از دستمان در رفت. انگار بدنش تاب نیاورد. وقتی دیدیم نفس نمی‌کشد و تمام کرده، وحشت کردیم. از ترس مجازات، جسد را رها و فرار کردیم؛ آن لحظه فکر کردیم تنها راه نجات، فرار است.
چرا در گاوداری مخفی شدید؟
احساس کردیم، جای امنی است؛ شاید پلیس فکرش به این نرسد که ما در گاوداری مخفی شده‌ایم. می‌خواستیم تا مدت‌ها در گاوداری زندگی کنیم تا آب‌ها از آسیاب بیفتد و بعد فکر کنیم که چه کار کنیم.
2ماه زندگی درمیان علوفه‌ها چطور بود؟
جهنم بود. 2‌ماه تمام در انبار علوفه، بین کثافت و بوی بد دام‌ها زندگی کردم؛ شب و روزم یکی بود. جرأت نداشتم حتی از انبار بیرون بیایم. من واقعا از دستگیری وحشت داشتم. هر صدایی که می‌آمد، فکر می‌کردم پلیس است. همدستم هم در فشافویه شرایط مشابهی داشت. فکر می‌کردیم اگر پنهان شویم، آب‌ها از آسیاب می‌افتد، اما دستمان رو شد. اشتباه کردیم، خودسرانه عمل کردیم و جانی را گرفتیم. حالا باید به زندان برویم و هر شب کابوس طناب دار ببینیم.



 

این خبر را به اشتراک بگذارید