• دو شنبه 20 مهر 1405
  • ١ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 12
چهار شنبه 8 مهر 1405
کد مطلب : 282459
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/APWBl
+
-

روایت خبر

۴۶سال انتظار برای فروپاشی ایران؛ از کارتر تا بسنت
ماجرا یک عدد دارد: ۴۶سال. میخائیل اولیانوف، دیپلمات روس می‌گوید آمریکا از سال ۱۹۸۰ منتظر فروپاشی اقتصاد ایران است؛ یعنی درست از همان سال‌هایی که تحریم و فشار اقتصادی به یکی از ابزارهای ثابت سیاست واشنگتن در قبال تهران تبدیل شد.
حالا، 4دهه بعد، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، با انتشار نموداری درباره سقوط ارزش ریال، از فشار اقتصادی آمریکا بر ایران سخن گفته و مدعی شده که رقم ۳۰۰هزار تومان قیمت بعدی دلار است.
اما درست در نقطه‌ای که واشنگتن از اثرگذاری فشار اقتصادی حرف می‌زند، مرکز اطلاعات مالی کشورمان اعلام کرده ۴۵نفر دیگر به‌دلیل تراکنش‌های مشکوک در بازار غیررسمی ارز و طلا شناسایی شده‌اند؛ افرادی که با معاملات غیرشفاف، ایجاد تقاضای کاذب و جابه‌جایی مشکوک منابع، در نوسان قیمت‌ها نقش داشته‌اند.
این عدد البته تنها عدد ماجرا نیست. هفته گذشته ۵۷ نفر شناسایی شده بودند و حالا مجموع افراد شناسایی‌شده به ۲۱۴نفر رسیده است.
دولت اول ترامپ به خیال فروپاشی اقتصاد ایران، از برجام خارج شد و سیاست فشار حداکثری را درپیش گرفت. در دولت دوم او، جنگ 40روزه با هدف تغییر  2هفته‌ای رژیم به شکست کامل رسید و حالا دست از پا درازتر به خانه اول، یعنی تحریم‌ها برگشته اما گویا فراموش کرده که آزموده را آزمودن خطاست. ایرانی تسلیم‌شدنی نیست!

شروط عجیب آمریکابرای پروازهای عراق به ایران 
دیروز خبر آمد که وزارت خزانه‌داری آمریکا اجازه داده پروازهای هواپیمایی عراق میان عراق و ایران انجام شود، اما مجوز آن‌قدر شرط و محدودیت دارد که بیشتر شبیه یک فهرست کنترل است تا مجوز پرواز.
طبق این تصمیم، فقط شرکت‌های هواپیمایی عراق حق جابه‌جایی مسافر دارند و هواپیماهای ایرانی همچنان اجازه ورود به آسمان عراق را ندارند. پروازها نیز باید فقط از فرودگاه نجف انجام شوند و دوباره به همین فرودگاه بازگردند، آن هم صرفا برای انتقال اتباع ایرانی با هدف زیارت.
اعتبار مجوز تا ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶ است، اما واشنگتن هر زمان بخواهد می‌تواند آن را لغو یا اصلاح کند.
محدودیت‌ها به همین‌جا ختم نمی‌شود. انتقال پول نقد در حجم بالا، محموله‌های مرتبط با نهادهای اطلاعاتی، نظامی و انتظامی ایران و همچنین افراد تحت تحریم ممنوع شده است؛ یعنی حتی برخی مقام‌ها و شخصیت‌های تحریم‌شده ایرانی نمی‌توانند از این مسیر برای زیارت عتبات استفاده کنند.
بار مسافران هم محدود شده و هواپیمایی عراق موظف است اطلاعات کامل مسافران، شماره گذرنامه و حتی هزینه‌های سوخت، تعمیرات و خدمات فرودگاهی در ایران را به آمریکا ارائه کند.
این تصمیم در شرایطی صادر شده که از جمعه گذشته، فرودگاه نجف اعلام کرده بود به مسافران ایرانی خدمات نمی‌دهد و پذیرش هواپیماهای ایرانی متوقف شده است.
حالا اعتراض‌ها بالا گرفته؛ صدها نفر مقابل فرودگاه نجف تجمع کرده‌اند و در شبکه‌های اجتماعی عراق نیز انتقادها با موجی از خشم و شگفتی متوجه دولت فالح الزیدی شده است؛ جایی که کاربران می‌پرسند چرا زائران کشور همسایه و وفادار ایران باید با اجازه واشنگتن در هزاران کیلومتر دورتر به عراق سفر کنند؟ زیبنده دولت شیعی نیست که ولایت آمریکا و ترامپ را بپذیرد.

چرا امارات این‌بار پای دادگاه بین‌المللی را وسط کشید؟
امارات در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل، علاوه بر تکرار ادعای حاکمیت بر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، صریحا از «مذاکره مستقیم یا مراجعه به دیوان بین‌المللی دادگستری» سخن گفت.
همین ادعا، واکنش تهران را به‌دنبال داشت. ناصر اسدی، نماینده ایران در مجمع عمومی در پاسخ تأکید کرد که حاکمیت ایران بر 3جزیره قطعی و غیرقابل مذاکره است و این جزایر «همیشه ایرانی بوده‌اند، هستند و خواهند بود» و بخشی جدایی‌ناپذیر از خاک ایران محسوب می‌شوند.
کاظم غریب‌آبادی، معاون عراقچی نیز یک نکته دیگر را مطرح کرد و گفت: حتی تکرار این ادعا از تریبون سازمان ملل، واقعیت حاکمیت ایران را تغییر نمی‌دهد. او از مقام‌های امارات خواست به جای تکرار ادعاها، به واقعیت‌های تاریخی و حقوقی منطقه و الزامات حسن همجواری پایبند باشند.

اما چرا 3جزیره کوچک دوباره مهم شده‌اند؟
چون این 3نقطه فقط چند قطعه خاک در خلیج‌فارس نیستند؛ در نزدیکی ورودی تنگه هرمز قرار دارند؛ گذرگاهی که ترامپ هر روز خواب بازگشایی آن را می‌بیند.
نکته جدید ماجرا اینجاست که امارات موضوعی را که سال‌ها در سطح بیانیه‌های سیاسی تکرار می‌کرد، بار دیگر با طرح یک مسیر حقوقی بین‌المللی مطرح کرده؛ و ایران در پاسخ، اساسا اصل مذاکره بر سر حاکمیت را رد کرده است.
اختلاف، قدیمی است؛ اما شکل طرح آن در این مقطع، نکته جدید ماجراست.

سال تحصیلی شروع نشده دانشگاه علامه طباطبایی به‌هم ریخت؟
در سال‌های گذشته برخی رویکردهای اشتباه نسبت به موضوع مطالبه‌گری و اعتراض باعث شده که دانشگاه در ایران بیشتر محل رادیکالیسم و امنیت‌سازی جامعه باشد تا محل مطالبه‌گری صحیح.
در وقایع پیش از آشوب‌های دی‌ماه ابتدا دانشگاه‌ها به بهانه اعتراض به گرانی شلوغ شد، بازار به آن واکنش نشان داد و عدم‌کنترل این مسئله، بحران و فاجعه دی‌ماه را رقم زد. بعد از آن نیز دانشگاه‌ها عرصه درگیری و خشونت شد که به عقیده بسیاری همان التهابات تسریع‌کننده‌ جنگ تحمیلی سوم بود.
این بار در ابتدای سال تحصیلی سال 1405اخباری در فضای رسانه مخابره شد که دانشگاه علامه طباطبایی ناآرام شده و دانشجویان در پی اعتراض و مبارزه سیاسی هستند!‌ اما طبق برخی گزارش‌ها و پیگیری‌های همشهری مشخص شد که تجمع روز دوشنبه در دانشگاه علامه طباطبایی ماهیتی صنفی و در اعتراض به افزایش قیمت‌های غذا داشته است که در روند آن برخی از دانشجویان نیز از حدود خارج شده و شعارهای ساختارشکنانه داده‌اند.
این اتفاق در حدی نبود که فضای دانشگاه ملتهب شود، به همین دلیل رسانه‌های برانداز شامل ایران اینترنشنال تلاش کردند با روایت‌سازی‌های غیراصیل، تصویری دروغین از جامعه دانشگاهی ارائه دهند و کوشیدند تصاویری از اعتراضات سال 1401را به‌عنوان اعتراضات روزهای اخیر جا بزنند.
تکلیف هم معلوم است. دانشگاه جای درس و دانشجو و مطالبات بحق است، نه شعارهای ساختارشکنانه و توهین به نمادهای ملی و مذهبی.


دانی خواب‌آلود؛ این بار نوبت ترامپ شد!
دوربین‌ها روشن بودند و کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، در حال توضیح برنامه دولت برای احداث کارخانه فولاد در آیووا بود اما برای لحظاتی، چشمان دونالد ترامپ بسته شد و سرش به جلو افتاد.
همین چند ثانیه کافی بود تا تصاویر این صحنه در شبکه اجتماعی ایکس دست‌به‌دست شود و کاربران با میم‌ها و کنایه‌ها، دوباره لقب دانی خواب‌آلود را زنده کنند.
بخشی از واکنش‌ها هم به سابقه ترامپ در تمسخر جو بایدن با لقب جو خوابالو بازمی‌گشت؛ حالا کاربران می‌گفتند تصویری که ترامپ زمانی برای رقیبش ساخته بود، این‌بار مقابل دوربین‌ها به‌خودش بازگشته است. واکنش کاربران را بخوانید:
  بی‌صبرانه منتظرم از روی صندلی بیفتد.
  اگر بایدن فقط یک‌بار خوابش می‌برد، یک واترگیت دیگر بود!
  این همان دانی خواب‌آلودِ پیر خودمان است!
  دانی خواب‌آلود و بی‌حال؛ رهبر جهان آزاد!
  منتظر روزی هستم که دیگر از خواب بیدار نشود.
  لطفاً کاری کنید از آخرین چرتش بیدار نشود.
  حالا کی خوابالوئه، عوضی؟
  او پیرمردی خسته است؛ یکی او را به خانه سالمندان ببرد.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید