• دو شنبه 20 مهر 1405
  • ١ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 12
شنبه 28 شهریور 1405
کد مطلب : 281809
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/rRBlw
+
-

خبر را بنرها رساندند

امان از صدای گوشی تلفن که سکوت شب 7فروردین را در خانه بیاتی می‌شکند. پدر شهید از چشم ‌انتظاری آمدن محمد به خانه برای مرخصی می‌گوید؛ «نوبت مرخصی محمد، نیمه دوم تعطیلات نوروزی بود. به همین‌خاطر تا آخر شب ششم فروردین در خانه چشم به راهش بودیم. با او تماس گرفتم، گفت: فردا حتماً می‌آیم؛ چون فردا دیگر نوبت مرخصی ماست، اما امشب عملیات داریم و بعد ان‌شاءالله می‌آیم. محمد و هم‌رزمانش به اصفهان رفتند و از آنجا برای عملیات به خوزستان اعزام شدند. چند شب پشت‌سرهم باران شدیدی می‌بارید و زمین‌های خاکی منطقه را گل‌آلود و غیرقابل استفاده کرده بود. جایی جز یک باند فرودگاه متروکه، برای استقرار پهپادها مناسب نبود. دشمن یا همانجا را زیرنظر داشت یا موقعیتشان لو رفته بود؛ 
خدا می‌داند. 
همان شب که بچه‌ها پهپادها را آماده پرواز کردند و دستگاه کنترل را راه انداختند ، مقرشان بمباران شد. یازده نفر با هم به شهادت رسیدند و چند نفر نیز زخمی شدند. تا حدود ساعت یک و نیم بعدازظهر، ما خبر نداشتیم که چه اتفاقی افتاده است. خبر رسید که اهواز بمباران شده و گویا محمد هم زخمی شده است. به اهواز بروید. به گوشی یکی از همکارانش که زنگ زدم او هم زخمی شده بود؛ شخص دیگری گوشی را برداشت و گفت: همگی شهید شدند. راهی اهواز شدیم و پیکرش را تحویل گرفتیم. مادر و خواهرش تهران بودند و به آنها هم خبر دادیم که محمد مجروح است و به کوهدشت برگردید. آنها هم در مسیر کلی نذر و نیاز کرده بودند که محمد شفا پیدا کند، اما وقتی داخل شهر شدند، قبل از رسیدن به خانه، با دیدن بنرهای نصب شده در شهر، از شهادت محمد باخبر شدند.»  برای هر ماموریتی پیشقدم و داوطلب بود؛ همین موضوع در پرونده‌ نظامی شهید محمد بیاتی پیردوستی بیش از همه نظر فرماندهان را جلب کرد. درحالی‌که بسیاری از مأموریت‌های دشوار از انتقال پهپادها از اصفهان به کرمانشاه و اهواز گرفته تا جابه‌جایی تجهیزات در جنگ ۱۲روزه، از چشم‌ها پنهان می‌ماند. این حجم از مسئولیت‌پذیری در مدت کوتاه تحصیل و خدمتش باعث شد که با ۸ مورد تقدیر و تشویق، پرونده درخشان نظامی داشته باشد و نزد فرماندهان جایگاه ویژه داشته باشد.»

 

این خبر را به اشتراک بگذارید