۱. اقتصاد و بستر سیاسی
سانچز نخستوزیر اسپانیا با رشد 2/9٪ (۲۰۲۵) سریعترین اقتصاد اروپا؛ ثبات سیاسی پسادیکتاتوری با میانگین ۶سال حکومت برای هر رهبر
استارمر نخستوزیر بریتانیا با رشد ضعیف 1/3 ٪؛ بیثباتی پسابرگزیت با ۶نخستوزیر در ۱۰سال (از جمله نخستوزیری ۴۹روزه)
۲. انسجام ایدئولوژیک و مدیریت جناحها
سانچز ائتلاف چپ متحد بر سر مهاجرت، اتحادیه اروپا و مخالفت با جنگ ایران؛ بدون شکاف جدی داخلی
استارمر حزب کارگر دچار تفرقه بر سر مهاجرت (اظهارنظر جنجالی «جزیره غریبهها») و جنگ ایران (موضع مردد در قبال استفاده آمریکا از پایگاهها)
۳. جسارت و سبک رهبری
سانچز با یک انتخاب پارلمانی تاریخی در ۲۰۱۸ به قدرت رسید؛ سیاستهای جسورانه: افزایش ۶۰٪ حداقل دستمزد، عفو 500000 کارگر بیسند، به رسمیت شناختن فلسطین و مخالفت آشکار با آمریکا
استارمر فاقد «چشمانداز و جسارت» در بحرانها (مهاجرت و جنگ) موضعی محتاطانه و مردد اتخاذ کرد که پایگاه چپ حزب را ناامید ساخت.
۴. بازگشت سیاسی و بقا
سانچز رهبری که از خاکستر شکست سیاسی (استعفا در ۲۰۱۶) بازگشت و با جسارت، قدرت را تصاحب و تثبیت کرد.
استارمر رهبری که با وجود اکثریت عظیم پارلمانی، نتوانست از فرصت استفاده کند و در کمتر از 2سال سقوط کرد.
چرا سانچز ماند و استارمر رفت؟
در همینه زمینه :