بازگشت پرستوها
مرور روزهای بازگشت آزادگان به کشور در گفتوگو با عضو کمیته مذاکرات تبادل اسرا در دوران دفاع مقدس
رابعه تیموری | روزنامهنگار
بعدازظهر 26مرداد سال69 لحظات نفسگیری را در مورد تاریخ 8سال دفاعمقدس در خود جای داده است؛ لحظاتی که نخستین کاروان اسرای ایرانی از مرز خسروی به وطن بازگشتند تا پریشانی خانوادههای چشم انتظار به پایان برسد. آن روزها تمام شهر را ولوله شادی تسخیر کرده بود و خبر دهانبهدهان میگشت که هر شهر و محله میزبان یک آزاده است؛ یک جوان که با قد رشید از خانه رفت و با چهرهای تکیده بازگشت. روند آزادی اسرای ایرانی 2سال پس از قبول آتشبس میان ایران و عراق با وجود گذشت 36سال هنوز پر از روایتهای ناگفته است؛ درست مانند صحبتهای مجید شاهحسینی، معاون اجرایی وقت کمیسیون اسرا و مفقودین ایرانی و عضو کمیته مذاکرات تبادل اسرا در جنگ تحمیلی که هر بار گفتن و شنیدن خاطرات آن روزها را تبدیل به دریچهای میکند برای زنده نگهداشتن یاد آنها که با تمام مشقتها پای وطن ماندند.
گمشدههایی که اسیر بودند
عضویت شاهحسینی در کمیته مذاکرات تبادل اسرای جنگ تحمیلی سبب شده او نظارهگر اشکهای شوقی باشد که در چشمهای ناباور آزادگان کشورمان بعد از پاگذاشتن به خاک وطن حلقه میزد، اما آن روزها برایش خالی از اتفاقات و صحنههای تلخ و ناگوار هم نبود. او در گفتوگو با همشهری از معجزه شناسایی اسرا و افزایش آمار اولیه 18هزار نفر به 37هزار و 532نفر در تبادل بزرگ گفت؛ آماری که هنوز با هیجان از آن حرف میزند؛ «رژیم بعث اسرای ما را در ٢١اردوگاه نگهداری میکرد که فقط اردوگاههای رومادیه، موصل و یک اردوگاه در تکریت ثبت شده بودند و صلیب سرخ به اطلاعات آنها دسترسی داشت. ١١اردوگاه دیگر رژیم بعث مانند اردوگاههای مخوف تکریت، نهروان و بعقوبه، اردوگاههای سری و دور از دسترس نمایندگان کمیته بینالمللی صلیب سرخ بودند و کسی به هویت اسرای آنها دسترسی نداشت. درزمان تبادل فقط حدود ١٨هزار نفر از اسرای ما ثبتنام شده بودند و تعداد زیادی از اسرای ایرانی که در اردوگاههای ثبتنشده نگهداری میشدند، جزو مفقودین به شمار میآمدند. آزادشدن این مفقودین و افزایش شمار آزادههای ما از ١٨هزار نفر به ٣٧هزار و ۵٣٢نفر معجزهای بود که در آن روزها اتفاق افتاد.»
اولین شاهد
مجید شاهحسینی در مورد نخستین لحظه شروع تبادل اسرا میگوید: «اولین گروه از اسرای ما را صبح روز ٢٦مرداد1369 برای تبادل به مرز منذریه عراق آورده بودند. آنها را در آن گرمای سوزان چله تابستان، داخل چادرهایی پاره و کثیف بهسختی جا داده بودند. ١٠٠٠اسیر تشنه و بدون آب داخل چند چادر بودند. آنقدر شرایطشان بد بود که برای نفسکشیدن سرهایشان را از چادر بیرون میآوردند. قبل از اینکه هر اسیر آزاد شود و به کشورش بازگردد، ملاقات بدون شاهد با حضور نماینده کمیته صلیب سرخ انجام میشود. یعنی نماینده صلیب سرخ بدون حضور مقام بازداشتکننده فرد اسیر با او صحبت میکند که آیا دلش میخواهد به کشورش بازگردد یا خیر. این مسیر طی شد و حدود ساعت ٢ظهر بود که ١٠٠٠اسیر ما بیکموکاست آماده بودند تا با اتوبوس و زمینی وارد خاک کشورمان شوند، اما هنوز هم بسیاری از آنها باور نمیکردند که سالهای سخت و تلخ اسارت تمام شده و در تمام طول مسیر اشک میریختند. تعدادی از آنها هم در همان شرایط خفقان اردوگاهها شعارهایی را روی کاغذ و مقوا نوشته بودند.»
روندی که ٨سال طول کشید
فرایند تبادل اسرا زمانبر بود و در چندین مرحله انجام شد. نخستین مرحله آن هم در بحبوحه جنگ اتفاق افتاد؛ «تلاش ما برای آزادسازی رزمندهها و غیرنظامیان ایرانی اسیرشده در دوران جنگ تحمیلی از همان سالهای اول جنگ شروع شد و ما از ٢٦ خرداد سال ١٣٦٠ تا 28دی سال1368 توانستیم ٩٦٩نفر از این اسرا را که جانباز یا بیمار بودند، با نظارت نمایندگان کمیته صلیبسرخ به کشور برگردانیم. اینروند تا ٢٨دیماه١٣٦٨ ادامه داشت. 26مرداد1369 بزرگترین مرحله تبادل بعد از آتشبس اتفاق افتاد و در تبادل بزرگ ٣٧هزار و ۵٣٢نفر آزاده را از رژیم بعث تحویل گرفتیم. آخرین مرحله تبادل اسرا هم از ١٣مهر سال١٣٦٩ آغاز شد و تا ٢٦اسفند سال١٣٨١ ادامه داشت و طی آن ٦٣٩نفر از اسرای ما که بهدلیل مواردی مانند نگهداشتن رادیو و وسایل ممنوعه یا درگیری با منافقین محکوم شده و به زندانهای کیفری رژیم بعث افتاده بودند، آزاد شدند. حمله آمریکا و متحدانش به عراق باعث شد رژیم بعث با آزادی این محکومان موافقت کند و تلاشهای چندینساله ما برای آزادی آنها بهطور غیرمنتظرهای به نتیجه برسد. با احتساب همه این مراحل، تعداد آزادگان کشور ٣٩هزار و ١٤٠نفر بود.»
آزادی خلبان لشگری
خاصترین لحظهای که شاهحسینی در جریان تبادل اسرا شاهد، زمان بازگشت خلبان حسین لشگری است: «یکیاز شیرینترین اتفاقات لحظهای بود که شهید خلبان حسین لشگری بعد از تحمل 18 سال اسارت سال1377 به وطن برگشت. آزادی و بازگشت ٢ نفر از خلبانان مان و تعدادی از ایرانیانی که در حال تفحص پیکر شهدا اسیر شده بودند، فرایند دشواری داشت که به ثمر رسیدن آن شیرین و خوشحال کننده بود. » مرز خسروی- منذریه تنها مرز زمینی تبادل اسرا بوده است: «اکثر اسرا از مرز زمینی به کشور برگشتند و فقط اسرای آزاد شده مرحله اول و تعداد کمی از اسرای آزاد شده در تبادل بزرگ که از نظر جسمی امکان انتقال از طریق مرز زمینی را نداشتند، از مرز هوایی مهرآباد برگشتند. »

راز شناسایی اسرایی که مفقود بودند

شاهحسینی رسیدن به رقم ٣٩هزار و ١٤٠آزاده و آزادی شمار زیادی از اسرای کشورمان را به معجزه تعبیر میکند؛ «در تبادل بزرگ که از ٢٦/۵/١٣٦٩ تا ٢٤/٦/١٣٦٩ در ٤٢مرحله انجام شد، ما برای رژیم بعث شرط گذاشتیم که فقط در ازای آزادی اسیر ایرانی، اسیر عراقی به آنها را تحویل میدهیم. درحالیکه بیشاز ۵٦هزار اسیر عراقی در ایران داشتیم، تعداد اسرای ثبتنام شده ایرانی فقط ١٨هزار نفر بود. گذاشتن این شرط باعث شد آنها تعداد زیادی از اسرایی را که حتی صلیب سرخ هم از وجود آنها اطلاعی نداشت با ما مبادله کنند و ٣٧هزار و ۵٣٢نفر را در تبادل بزرگ به ما تحویل دهند. از کل آزادگانی که به کشور بازگشتند،٢٣ نفر بانوانی بودند که اکثرا از شهروندان غیرنظامی بودند و فقط 5 نفر بهعنوان امدادگر در جبهه حضور داشتند. آنها در سالهای ٦٠ و ٦٢ برگشتند. »
اتفاقی باعث شد که رژیم بعث به جدیت هیأت مبادلهکننده ایرانی در اجرای شرطش پی ببرد؛ «ما هر روز هزار اسیر را از بعثیها تحویل میگرفتیم. در روز چهارم یا پنجم مبادله بود که دیدیم تعداد اسرای ما 999نفر است.
ما هم فورا یکی از اسرای آنها را از میان اسرای آماده تبادل جدا کردیم و تحویل او را مشروط به تحویل اسیر خود کردیم. آنها که انتظار این برخورد و اصرار ما را نداشتند، او را به ما تحویل دادند و تا آخرین مرحله تبادل این رفتار را تکرار نکردند.»