پز عالی، سالن خالی
فیلم «خط نجات» در مردادماه فقط روزی یک بلیت فروخته است
ناصر احدی| روزنامه نگار
وضع سینمای ایران امسال تحتتأثیر جنگ و مشکلات اقتصادی شبیه بعضی از بخشهای تجاری و تولیدی کشور است؛ کمرونق و کمبازده. تازه باید این را هم درنظر گرفت که خرید و مصرف کالاهای اساسی را نمیشود حذف کرد، اما سینما رفتن را چرا. با این حال، فروش بعضی فیلمهای امسال، خصوصا فیلمهایی که با سرمایه دولتی ساخته شدهاند، چنان در گیشه پایین بوده که بهطور طبیعی این پرسش را پیش روی مخاطب آگاه میگذارد که این فیلمها را برای چه و برای که میسازند؟ یکی از فیلمهای کمفروش امسال «خط نجات» ساخته وحید موسائیان است که 25اسفند سال پیش به روی پرده رفته و تا امروز تنها یک میلیارد و 156میلیون تومان فروخته و فقط 11هزار و 452نفر تماشاگر آن بودهاند. طبق آمار «سمفا» (سامانه مدیریت فروش و اکران سینما)، این فیلم از اول مرداد تا امروز تنها روزی یک بلیت فروخته است. ترکیب بازیگران اصلی «خط نجات» ـ مصطفی زمانی، امیر آقایی و لادن مستوفی ـ نشان میدهد که این فیلم به مثابه فیلمی تجاری به قصد فروش ساخته شده، اما مثل اغلب آثار دولتی سرنوشتی بهتر از شکست در گیشه پیدا نکرده است.
خط شکست
«خط نجات» از ابتدای مرداد تا زمان نگارش این گزارش در عصر یکشنبه 25مرداد، مطابق آمار «سمفا»، فقط 25بلیت در 7سالن و 11سانس فروخته است. اینکه چه کسانی در این مدت به تماشای این فیلم رفتهاند خود نکته جالبی است. فیلمی که با هدف تنظیم درک و دریافت تماشاگران از مقطعی تاریخی ساخته شده و بهاصطلاح در میان آثار استراتژیک جای میگیرد، طبیعتا باید بتواند با طیف وسیعی از تماشاگران ارتباط برقرار کند تا به هدف خود برسد. اما اگر چنین اثری مخاطب زیادی نداشته باشد، چطور میتواند به نیت خود برسد؟ از طرف دیگر، چرا وحید موسائیان برای ساخت چنین فیلمی انتخاب شده است؟ موسائیان اساسا بهعنوان کارگردان فیلمهای پرفروش جریان اصلی شناخته نمیشود و فیلمهای قبلیاش نیز در گیشه موفقیتی نداشته، پس چرا فارابی باید چنین پروژهای را به وی بسپارد؟ شکستهای پیاپی پروژههای دولتی چه درسی دربردارد و چرا کسانی که مسئول سیاستگذاری سینمایی و تولید چنین پروژههایی هستند، در سیاستهای خود بازنگری نمیکنند؟ اصرار بر ادامه روالی که نتیجه آن مدتهاست مشخص شده چه سودی دارد جز برای سازندگان فیلمهایی که پیش از شکست در گیشه دستمزد خود را گرفته و از قِبَل تولید دولتی منتفع شدهاند؟ این را هم بگوییم این فیلم دستپخت مدیر کنونی فارابی نیست و شاید بهدلیل همین روال نادرست است که این بنیاد در حال حاضر بر فرایند «پیچینگ» (ارائه و معرفی کوتاه و قانعکننده ایده یا فیلمنامه به سرمایهگذار برای تامین سرمایه) اصرار دارد. البته مهمتر از این فرایند، خروجیهای آن است که امسال در جشنواره فجر نمایش داده میشوند.
37برابر ضرر
بر طبق گزارشی که در بخش شفافسازی وبسایت بنیاد سینمایی فارابی در دسترس است، «خط نجات» در سه مقطع از این بنیاد بودجه گرفته است. بار نخست در سال1400، در قالب قرارداد «متمم پیشخرید مالکیت و حقوق»، فارابی با میزان مشارکت 55درصد به طرف قرارداد که آزیتا موگویی بوده 4میلیارد و 300میلیون تومان پرداخت کرده است. فارابی بار دیگر در سال 1401در قراردادی با عنوان «متمم افزایش سهام پیشخرید مالکیت و حقوق» که در آن سهمش به 60درصد افزایش پیدا کرده، یک میلیارد و 310میلیونتومان دیگر به این پروژه اختصاص داده است. فارابی در سال 1402نیز برای بار سوم در قراردادی با عنوان «متمم خرید مالکیت و حقوق (حسابرسی)» به این پروژه 540میلیون تومان دیگر پرداخت کرده است. مجموع این پرداختها میشود 6میلیارد و 150میلیون تومان. حالا اگر به یاد بیاوریم که در سالهای 1400، 1401و 1402 قیمت دلار بهترتیب 28هزار، 34هزار و 59هزار تومان بوده است، نتیجه میگیریم که در کل حدود 201هزار دلار به پروژه «خط نجات» اختصاص یافته است که به قیمت دلار امروز میشود چیزی در حدود 37میلیارد و اندی.
با توجه به حضور چند بازیگر سرشناس در فیلم، میشود گفت که «خط نجات» نسبتا پروژه گرانی نبوده، اما میزان بازدهی آنکه فقط یک میلیارد و 156میلیون تومان فروخته، سرمایهگذاری روی این فیلم را زیر سؤال میبرد. درضمن سهم فارابی از این یک میلیارد، پس از کسر سود سینمادار و پخشکننده، چیزی در حدود 350میلیون تومان است.
«خط نجات» از ابتدای مرداد تا زمان نگارش این گزارش در عصر یکشنبه 25مرداد، مطابق آمار «سمفا»، فقط 25بلیت در 7سالن و 11سانس فروخته است