جنگ برای وحدت
علی مهدیان؛ استاد حوزه و دانشگاه
حتما زیاد شنیدهاید که وقتی به عدهای درباره وحدت تذکر داده میشود، میگویند همین تذکر شما اختلافآفرین است. وقتی تشری به برخی زده میشود که دوقطبی نسازند، میگویند همین تشر، دوقطبیساختن است.
سخنرانی استاد جوادی آملی از این جهت مهم است. ایشان با تمسک به خطبه۱۲۷ نهجالبلاغه از قول امیرالمومنین(ع) توضیح میدهد که «و الزموا سواد الاعظم فان یدالله مع الجماعه»؛ با توده مردم همراه باشید، قدرت بینهایت خدا آنجاست.
«و ایاکم و الفرقه، فان الشاذ من الناس للشیطان، کما ان الشاذ من الغنم للذئب»؛ مراقب اختلاف و جدایی و دوقطبی باشید، کسانی که از مردم متحد جدا میشوند برای شیطان مثل گوسفندی هستند که از گله جدا میشود برای گرگ.
«الا من دعا الی هذا الشعار فاقتلوه و لو کان تحت عمامتی هذه»؛ هرکس اختلاف ایجاد کند، با او بجنگید ولو عمامه من بر سرش باشد.
نسبت ظاهری به امیرالمومنین(ع) را کنار باید گذاشت وقتی شخص در حال ایجاد اختلاف و وحدتشکنی است؛ یعنی قطعا نسبت حقیقی با امیرالمومنین(ع) و مسیر او ندارد.
دقت کنیم دعوا و مبارزه با اختلافسازها در این بیان امیرالمومنین(ع) با کسی است که ظاهرش حتی ظاهر امیرالمومنین(ع) باشد ولی پازل دشمن را پر میکند و به او کمک میدهد.
این بیان عجیب در آیات قرآن نیز اشاره شده. در آیه ۹ سوره حجرات قرآن میفرماید در جبهه حق سعی کنید اختلافات از بین برود و تبدیل به انسجام شود. «فاصلحوا بینهما»، اما اگر یکی از دو گروه بر اختلاف و جنگ و دوقطبی پا فشاری کرد، مقابلش بایستید و با او بجنگید. «فان بغت احداهما علی الاخری، فقاتلوا التی تبغی حتی تفئ الی امرالله»؛ با او بجنگید تا دست از اختلاف بردارد.
مسئله وحدت، یک امر ذهنی نیست که خودش عامل اختلاف فکری شود بلکه یک اتفاق حقیقی واقعی است، والا عوامل وحدتساز در جامعه مثل جهت و امام و کتاب و همه امور دیگر خودشان در ذهن امری اختلافیاند؛ حال آنکه وحدتسازند در واقع. خود وحدت هم همین است. یادتان هست در بحث وحدت مذاهب برخی همین راهبرد وحدت را تبدیل کردند به امری مایه اختلاف و رهبری آنها را شیعه انگلیسی یا سنی آمریکایی میدانستند. ایشان در جایی به خبرگان فرمودند اگر هر تکلیف شرعی را احساس کردید و دیدید اختلاف میسازد بین مذاهب، حتما اهم این است که رهایش کنید؛ اختلاف نسازید.
وحدت اما حول چهکسی و چه چیزی است؟ قطعا حول رهبر و ولی جامعه و راهبری او در مقابله با دشمن است، والا وحدت معاویهای هم داریم که قرآن سر نیزه کردند به نام وحدت و با این بازی طرحشان را پیش بردند. ملاک در وحدت رهبری جبهه حق است، والا برخی وحدتها ظاهرش وحدت است، واقعیتش دشمنی است و اختلاف. امروز در بینالملل اسلامی برخی ایران را متهم به وحدتشکنی میکنند؛ حالآنکه ایران دست آمریکا که پنهان شده پشت این وحدتبازی را میبرد و وحدت واقعی بین مسلمین را دنبال میکند. این چیزی است که رهبری عزیز بارها در پیامهایشان توضیح دادهاند.
در میان ما نیز همینطور ملاک وحدت، راهبرد رهبری است. حالا ببینید در این چند سال اخیر و بلکه چندماه اخیر بیشترین تأکید رهبران ایران بر چه موضوعی بوده. رهبری شهید تمرکز بر اتحاد مقدس میکردند. پیامهای رهبری عزیز فعلی نیز بیشترین تأکیدش بر مقوله وحدت است. در پیام علیالاصول ایشان که دستمایه اختلافات بسیاری شد، ایشان رسما به مسئولان اعتماد میکند، تعهد آنها و نظارت خود و مردم را به شروط تفاهمنامه اضافه میکند و آن را انتخاب اصلی خود قرار میدهد نه نظریه علیالاصولشان را. با این حال، برخی با این تصمیم وحدتآفرین ایشان همراهی نکردند. پیام قبل از این پیام به مجلس تأکید جدی دارد بر مقوله وحدت و مراقبت از نزاع. پیامهای بعدی ایشان نیز تأکید اصلیاش بر مقوله وحدت است. ایشان میفرماید عنایات الهی را پیشروان بصیرت که اهل اخلاص هم هستند، از دست میدهند وقتی به برخی مسئولان ظلم کنند و وحدت بسازند. تأکید پیامهای ایشان بر وحدت بهقدری جدی است که هیچ شبههای نمیگذارد که سبک رفتار بسیاری از افراد با ظاهر انقلابی (به تعبیر امیرالمومنین(ع)، ولو کان تحت عمامتی هذه) مورد نهی جدی ایشان است.
کدام جریان حقیقی روی زمین مورد نقد ایشان است؟ چرا باید چندباره در پیامهای ایشان به انقلابیون تذکر داده شود؟ چرا آنها عمل نمیکنند؟ اما یک نقطه و نکته مهم است. قتال در این بستر را باید بلد بود. اینجا کشتار با شمشیر لازم نیست. چرا؟
چون علت اصلی فراگیری دوقطبیسازی، یک عده بلندگوهای دشمن با ظاهر انقلابیاند که جنگ شناختی و جنگ نرم دشمن را پیش میبرند. مبارزه با آنها نیاز به تبیین و روشنگری دارد. «جهاد» تبیین امروز برای ایجاد این وحدت ضروری است.