امامحسین ع قصه بیپایان است
علی کردانی؛ پژوهشگر و نویسنده
شلوغی جادهها و عظمت اربعین به جمعیت نیست؛ ازدحام جادهها جوشش چشمههای خون خدا از چهار سوی عالَم است. اربعین دیگر یک واژه نیست، بلکه کتابی پر از ماجراهای خواندنی و ماندنی است. ویزا، پاسپورت، دینار و مرز چندسالی است که جزو سبد کالای اساسی عاشقان شمرده میشود. چشمهای منتظران بیحد و مرز به مرزها خیره است و دلهای عاشقانی که منتظر مِهرِ مُهرهایی است که ویزا صادر میکند و قدمهایی که تاول را انتظار میکشد و دفترهایی که به انتظار نشستهاند تا قصهها و غصهها را به تصویر بکشند و قلمهایی که قدم میخواهد، تا شروع به نوشتن کند. حکایت آنجا جالبتر میشود که یک مقصد همه مبدأها را میخواند؛ مبدأهای مختلفی که بهسوی یک مقصد روانهاند و هدفی بیش ندارند؛ توفانی در کار نیست، اما توفان به پا میکنند. گامهای مستمر از استمرار گریهها بود؛ با گریهها اربعین جریان گرفت؛ گریههایی که نگذاشت خون امامحسین(ع) فراموش شود.
امامحسین(ع) قصه بیپایانی است که ظالمان و یزیدیان را پایان میدهد و قدمهایی که بهسویش میآید و دلهایی که ندای عدالت سر میدهند، چنان کاخ ظالم را میفشارند که قبض روحش میکند. امام حسین(ع) «حالا حالاها» با ظالمان کار دارد؛ چرا که گامهای خسته، ظالمان را خستهتر کرده و اشکهای در مسیر، فرعونیان را غرق دریا کرده است. زیباتر از فاصله نجف تا کربلا فاصلهای نیست؛ فاصلهای که مأموریتش وصلکردن است؛ دلها را به هم و اشکها را به دریا میرساند؛ اربعین روایتی از شروع امامحسین(ع) است؛ امامحسین(ع) تازه شروع شده است.