روایت خبر
چرا ایران به سوخترسانهای آمریکا در بن گوریون حمله نمیکند؟
بسیاری این پرسش را مطرح میکنند که چرا تهران به تأسیسات حیاتی بنگوریون یا سوخترسانهای آمریکایی در خاک فلسطین اشغالی حمله نمیکند. پاسخ در یک راهبرد ظریف اما قاطع نهفته است: ایران در این مرحله قصد ندارد جبهه نبرد را از آمریکا به رژیم اسرائیل گسترش دهد. یعنی در شرایط کنونی، تقابل عمدتا با آمریکا تعریف شده و تهران بنا ندارد با گشودن جبههای تازه اسرائیل را نیز به میدان بکشاند. این تدبیری هوشمندانه برای کنترل مرزهای درگیری و جلوگیری از شعلهورتر شدن آتش جنگ است.
تمرکز اصلی جمهوری اسلامی ایران در 3ماه آینده قاعدتا باید بر ممانعت از انتخاب مجدد بنیامین نتانیاهو قرار گیرد. هر کسی جز او در تلآویو بر کرسی قدرت بنشیند تهدید کمتری برای ایران به شمار میآید. نه اینکه بهتر باشد، بلکه تهدیدش بهمراتب کمتر است، چراکه نتانیاهو تواناییهای نظامی و سیاسی منحصربهفردی در اجماعسازی و تأثیرگذاری بر ترامپ دارد. کنار رفتن هر یک از دوطرف این اتحاد (نتانیاهو یا ترامپ) برای ایران بهمعنای کاهش محسوس تهدید است.
هر گزینهای غیر از نتانیاهو ناگزیر نخستین اولویت خود را به ترمیم انسجام داخلی درهمشکسته رژیم صهیونیستی اختصاص خواهد داد و ایران از دایره اولویتهای فوری او خارج میشود. گادی آیزنکوت، رئیس اسبق ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی و رقیب اصلی نتانیاهو نیز رسما اذعان کرده که سرنگونی نظام ایران هدفی واقعبینانه نیست. این اذعان برای ایران یعنی کاهش تهدید. پرداختن رژیم صهیونیستی به بحرانهای داخلی و غفلت نسبی از ایران فرصتی گرانبها برای ترمیم و بازسازی توانمندیهای تهران فراهم میآورد.
حذف نتانیاهو از کرسی قدرت اتفاقی است که خودبهخود میتواند زمینه حذف فیزیکی او را نیز فراهم کند. این نبردی هوشمندانه در تراز راهبردهای بزرگ است که میکوشد با تغییر معادلات سیاسی تهدید را بدون گشودن جبههای تازه کاهش دهد.
4آسیب راهبردی نابودی مراکز داده غولهای فناوری آمریکا
ژئوپلیتیک: کاهش قدرت نرم و جایگزینی نفوذ آمریکا با چین در منطقه
اقتصادی: از دست رفتن بازار پررشد خدمات ابری و کاهش درآمدها
امنیتی: از دست دادن کنترل اطلاعاتی و انتقال دادههای منطقه به زیرساختهای رقبا
تکنولوژیک: جایگزینی استانداردهای فنی آمریکا با رقبای جهانی و مختل شدن مسیرهای حیاتی انتقال داده
روایت رویترز از خالی شدن ذخایر موشکی آمریکا
قرار بود جنگ کوتاه باشد، اما 5ماه بعد، حالا حتی منابع آمریکایی از کاهش کمسابقه ذخایر موشکی واشنگتن خبر میدهند. خبرگزاری رویترز به نقل از چند منبع آگاه گزارش داده ارتش آمریکا تقریبا تمام موشکهای دوربرد و نقطهزن زمینی خود، ازجمله ATACMS و PrSM را در جریان جنگ با ایران مصرف کرده است؛ موشکهایی که هر فروند آنها بیش از یک میلیون دلار ارزش دارد و ستون اصلی توان تهاجمی آمریکا محسوب میشوند.
نگرانی تنها به این موشکها محدود نیست. برآورد مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) نشان میدهد بین فوریه تا ژوئیه حدود ۶۵درصد از رهگیرهای پاتریوت و دستکم ۳۸درصد از رهگیرهای تاد مصرف شده و همچنین نزدیک به نیمی از ذخایر جهانی موشکهای کروز تاماهاوک آمریکا نیز به کار رفته است.
3منبع به رویترز گفتهاند فرماندهان نظامی هفتهها درباره کاهش ذخایر به کاخ سفید هشدار داده بودند؛ موضوعی که برخی رسانهها آن را یکی از دلایل انصراف واشنگتن از آغاز دور جدید حملات گسترده به ایران دانستهاند. در مقابل، کاخ سفید و پنتاگون این ارزیابیها را کماهمیت جلوه داده و تأکید کردهاند آمریکا همچنان مهمات کافی و بزرگترین زرادخانه جهان را در اختیار دارد.
صرفنظر از گزارش رویترز، واقعیت را میتوان از اتفاقات میدانی هم برداشت کرد. کارشناسان نظامی میگویند علت اصابت موشکهای ایرانی به پایگاههای آمریکا در بحرین و اردن تمام شدن موشکهای رهگیر آمریکایی است که بارها فرماندهان نظامی اسبق این کشور هم به آن اعتراف کرده بودند.
ترامپ: ما 3تا را کجا میبرید؟
توافق میشود، نمیشود، مذاکره هست، نیست؛ این همه حرف ترامپ برای چیست؟یکبار ماجرا را از اول مرور کنیم.
یکم. آمریکا توافق و تنگه هرمز را دور زد. چطور؟ از طریق عمان.
چرا؟ چون عمان بیطرف بود. بیطرفی کافی است تا ابزار آمریکا شوی.ایران چه کرد؟ اول تنگه را بست.
دوم آمریکاییها را با موشک ادب کرد.
سوم، مذاکره با عمان را شروع کرد تا عمان را از بیخاصیتی دربیاورد و همراه ایران کند تا راه دورزدن تنگه بسته شود؛ یعنی عمان را از «پیک پیام» تبدیل کند به «طرف پیام».
معلوم است که ترامپ به هم میریزد.یعنی اگر توافق ایران و عمان نهایی شود، هم تنگه باز نشده و هم بخش مهم توافق اجرا شده و هم موشک خورده.به قول قدما، هم چوب را میخورند هم پیاز را و هم پول را دادند.حالا مقصد حرفهای ترامپ این وسط روشن میشود.همان ماجرای ما 3تا را کجا میبرید!
دربهدری اسرائیل برایپیدا کردن متحد
هرچه منفورتر و منزویتر میشود برای یافتن متحد بیشتر دست و پا میزند. این توصیفی از حال و روز دولت اسرائیل و بنیامین نتانیاهو است. تارنمای آمریکایی میدل ایست آی نوشته که همزمان با افزایش انتقادها از جنایتهای اسرائیل، تلآویو با استفاده از ابزارهای جاسوسی شرکتهای اسرائیلی، مانند نرمافزار پگاسوس تلاش میکند تا با ردیابی تلفنهای همراه و جمعآوری اطلاعات از مقامهای خارجی آنان را وادار به همکاری یا دستکم ساکت کند.این نفوذ از حوزه جاسوسی هم فراتر رفته و به فضای سیاسی و انتخاباتی رسیده است و شرکتهای مرتبط با عملیات سایبری صهیونیستی با استفاده از شبکههای اجتماعی، انتشار اطلاعات نادرست و عملیات رسانهای تلاش میکنند بر افکار عمومی و انتخابات کشورها اثر بگذارند.یکی از مناطق مهم این رقابت آمریکای لاتین است؛ جایی که اسرائیل و متحدان سیاسیاش تلاش کردهاند روابط خود را با جریانهای راستگرا تقویت و دولتهای منتقد ضداسرائیلی را تضعیف یا ساکت کنند.
طرح خندق پر از تمساح در زندانهای اسرائیل به کجا رسید؟
تازهترین جنجال در اسرائیل نه بر سر جنگ، بلکه بر سر طرحی است که ایتامار بنگویر، وزیر امنیت داخلی برای زندان فوقامنیتی کتزیعوت پیشنهاد داده است؛ ایجاد خندقی با طول حدود ۱۷۰متر در اطراف یکی از بندهای امنیتی و پرکردن آن از تمساح برای افزایش بازدارندگی و کاهش نیاز به نیروی انسانی. برای این طرح آزمایشی نیز ۲۱میلیون شِکل بودجه در نظر گرفته شده است.رسانههای عبری گزارش دادهاند که عملیات حفاری آغاز شده و حتی دفتر بنگویر تأکید کرده این طرح صرفا «نمایش تبلیغاتی» نیست. پیش از این نیز مقامهای سازمان زندانهای اسرائیل از مزرعه تمساح «حمات گادر» بازدید کرده بودند تا امکان اجرای پروژه را بررسی کنند. برای هموار شدن مسیر اجرای طرح، وزیر محیطزیست اسرائیل طبقهبندی تمساحها را تغییر داد تا بتوان از آنها برای اهداف امنیتی استفاده کرد؛ اقدامی که با مخالفت مشاوران حقوقی و سازمان طبیعت و پارکهای اسرائیل روبهرو شد.اما این پرونده به دادگاه کشیده شد. پس از شکایت یک سازمان مدافع حقوق حیوانات، دادگاه قدس اجرای طرح را بهطور موقت متوقف کرد و از دولت خواست که درباره مبانی قانونی، زیستمحیطی و رفاهی آن توضیح دهد. مخالفان میگویند هیچ مطالعه امکانسنجی معتبری برای نگهداری تمساحها در محیط زندان انجام نشده و زیرساخت لازم نیز وجود ندارد.مهمتر از این، تمساحصفتی خوی اسرائیلیهاست که مالیخولیای آزار و اذیت فلسطینیهای زندانی را در سطح فیلمهای تخیلی در معرض دید جهانیان قرار دادهاند.
دلایل بینظیر بودن شکست آمریکا در برابر ایران
امروز بسیاری از کارشناسان نظامی و سیاسی باور دارند که جنگ آمریکا تا اینجا یک شکست راهبردی بیش نبود. مانند نظر رابین نیبلت، مدیر پیشین اندیشکده «چتم هاوس» لندن، در گزارش روزنامه نیویورکتایمز که باور دارد «احتمال تغییر روند جنگ وجود دارد ولی تااینجا چیزی جز یک شکست راهبردی و رسوایی نبوده است.» متحدان هم بعداز 6ماه جنگ ایران و آمریکا باور دارند آمریکا در مقابل ایران، بهسوی یک شکست راهبردی پیش میرود. هنوز بسیاری در آمریکا تجربه تلخ ویتنام را فراموش نکردهاند؛ اما نکتهای که تجربه شکست آمریکا در ایران را نسبت به مورد ویتنام ممتاز میکند این است که برخلاف آن، جنگ آمریکا علیه ایران در فضای دوره جنگ سرد اتفاق نیفتاده و ایران برخلاف ویتنام که از حمایت شوروی و چین برخوردار بود، بهتنهایی توانست با اتکا به ظرفیتهای بومی و مزیتهای راهبردیاش، درمقابل آمریکا تاب بیاورد و اسطوره برتری نظامی و شکستناپذیری آن را به چالش بکشاند.ایران حتی طی چند روز اخیر علاوه بر دست بالا در مذاکرات، ابتکار حملات علیه پایگاههای آمریکایی در منطقه را بهدست گرفت تا امتیازات پیروزی خود در مقابل بدعهدیهای آمریکا را تثبیت کند. از سوی دیگر، ترامپ برای بارچندم از تهدیدات ویرانگرش علیه حوزههای غیرنظامی که خود نشان استیصال او هستند، جا زد.
اینجاست که بیم متحدان آمریکا چندبرابر هم میشود، چرا که چنین وضعیتی میتواند برای چین و روسیه کاملا به شرایط الهامبخش و قابل بهرهبرداری تبدیل شود.