اینفلوئنسرها جای مستندسازان را گرفتهاند
بررسی دلایلکمرنگشدن ساخت مستند درباره اربعین در گفتوگو با مدیر خانه مستند
گروه 24
تا همین چند سال پیش، مستندهای بسیاری با موضوع راهپیمایی اربعین ساخته میشد؛ مستندهایی که گاهی تعدادشان آنقدر زیاد بود که میشد مثلا بخشی از جشنواره سینماحقیقت را به آنها اختصاص داد. اما در سالهای اخیر، ساخت چنین مستندهایی بسیار کم شده است. آیا چالشهای فیلمسازان در کار با چنین سوژههایی بیشتر شده یا موانع دیگری در این مسیر قرار دارد؟ نکته دیگر این است که چرا در سطحی کلانتر تولید مستند مذهبی در ایران کم شده است، در این زمینه با مصطفی شوقی، مدیر خانه مستند گفتوگو کردهایم که گزیده گفتههای او را پیش رو دارید.
3سال است درباره اربعین فیلمی نساختهایم
راستش را بخواهم بگویم، ما تقریبا 3سال است که در «خانه مستند» درباره اربعین کاری نساختهایم. آخرین فیلم ما که اتفاقا فیلم شاخصی هم هست، «ایام الممنوعه» است؛ مستندی 5قسمتی درباره اربعین در دوران صدام. هنوز هم برای خود من عجیب است که چرا این مجموعه از تلویزیون یا جاهای دیگر پخش نشده است. این آخرین کار ما درباره اربعین بود و بعد از آن دیگر هیچ فیلمی در این زمینه نساختیم.
اربعین، سرزمین روایتها
از همان سالهای اول که پیادهروی اربعین شکل گرفت، همراه دوستان مستندساز، فعالان فرهنگی و رسانهای ما جزو نخستین گروههایی بودیم که اوایل دهه۹۰ به اربعین میرفتیم. فضای آن سالها فضای شور و شوق و تازگی بود. روایت راه و روایت رسیدن چیزی بود که پیش از آن یا وجود نداشت یا بسیار کم بود و هنوز جنبه عمومی پیدا نکرده بود. ما آن زمان اسم این نوع آثار را «روایت راه» گذاشته بودیم؛ یعنی در طول این مسیر، هر بار به ماجرا و قصهای میرسیدیم. اولین مستندهایی که در آن سالها ساخته شد ریشه در همین روایتها داشت. در خانه مستند آثار زیادی درباره زائران ایرانی، لبنانی، افغانستانی، پاکستانی و حتی اندونزیایی ساخته شد.
روایتهای لحظهای بهجای ماندگاری
در سهچهار سال اخیر، روایت اربعین را سپردیم به اینفلوئنسرها و انسانرسانهها. نه اینکه آنها نباید باشند؛ حتما باید باشند و کار خودشان را انجام بدهند، اما راوی اصلی اربعین شدند. من اسم این را «روایت گذر» میگذارم. در همین امسال، چندین ماجرا وجود داشت که میتوانست سوژه مستندهای درخشانی باشد. تلاشهایی هم شد، اما وزن اصلی روایت بر دوش انسانرسانهها بود، درحالیکه مستند ماندگار است. شما هنوز هم آثار وحید چاوش را که ببینید، اصالت و ارزش خودشان را حفظ کردهاند یا بسیاری از مستندهای مذهبی دهههای گذشته هنوز ماندگارند، برخلاف روایتهای لحظهای و کوتاهی که خیلی زود
فراموش میشوند.
ضرورت توجه به مستند مذهبی
اگر بخواهیم از زاویهای کلانتر نگاه کنیم، مسئله مستندسازی مذهبی است که واقعا ضرورت به شمار میرود، اما متأسفانه با بیتوجهی بسیاری از نهادهای مسئول روبهروست. درباره زندگی ائمه(ع)، درباره امیرالمؤمنین(ع)، مسیر کاروان امام حسین(ع)، حضرت رضا(ع) و حتی موضوعات مربوط به صدر اسلام، ظرفیتهای فراوانی وجود دارد. در ایران و جهان اسلام مکانها و موقعیتهای بسیاری هست که میتوان درباره آنها مستند ساخت. اگر به مسیحیت نگاه کنید، ژانر مستندسازی مذهبی در آنجا بسیار پررونق است. حتی جشنوارههای تخصصی با حمایت واتیکان برگزار میشود و بهطور جدی روی تصویرسازی موضوعات مذهبی خود کار میکنند. ما مفاهیم عمیق اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی فراوانی داریم که متأسفانه به آنها بیتوجهی شده است. این یک نیاز جدی برای نسل جدید است و مستند میتواند ابزار مهمی برای انتقال این مفاهیم باشد.
ما اساسامستند مذهبی نداریم
درد بزرگ این است که ما اساسا مستند مذهبی نداریم.

به نظر من، مانع خاصی هم بر سر راه مستندسازان وجود ندارد؛ بیشتر زمانه تغییر کرده و سبک و سیاقها عوض شده است. سالها در همان فضا زندگی کردهام و کار کردهام. عراق سرزمین قصهها و روایتهاست. در هر قدم آنجا میشود یک سوژه پیدا کرد، حتی برای یک مستند کوتاه یا مینیمال. لازم نیست همیشه آثار پرهزینه و بلند ساخته شود. اما اگر بخواهم جمعبندی کنم، همان 2عاملی که گفتم باعث شده مستندسازی درباره اربعین فروکش کند.