علیرضا شریفییزدی، روانشناس و جامعهشناس معتقد است برای تحلیل چنین رفتارهایی باید هم به ویژگیهای فردی و هم به تحولات اجتماعی توجه کرد. او با اشاره به جنبه روانشناختی این پدیده میگوید: «برخی افراد دارای اختلالات شخصیتی مانند اختلال شخصیت ضداجتماعی یا اختلال شخصیت نمایشی هستند. افراد دارای شخصیت ضداجتماعی برای رسیدن به خواستههای خود بهراحتی به دیگران آسیب میزنند و احساس همدلی محدودی دارند. در مقابل، افراد دارای شخصیت نمایشی حاضرند برای دیدهشدن دست به هر رفتاری بزنند. بسیاری از این افراد در کودکی احساس کردهاند به اندازه کافی دیده نشدهاند و اکنون تلاش میکنند این خلأ را با جلب توجه دیگران جبران کنند.»
دوپامینی که از صفحه موبایل میآید
این جامعهشناس فضای مجازی را نیز یکی از عوامل تقویتکننده این رفتارها میداند. بهگفته او، شبکههای اجتماعی نوعی پاداش فوری ایجاد میکنند؛ هرچه تعداد دنبالکنندگان، بازدیدها و واکنشها بیشتر باشد، فرد احساس موفقیت و اهمیت بیشتری میکند.
او میگوید: «برای بخشی از نوجوانان و جوانان مشهورشدن به یک هدف تبدیل شده است؛ هدفی که گاهی از محبوببودن هم مهمتر است. شهرت امتیاز اجتماعی و حتی منافع مالی به همراه دارد و همین موضوع باعث میشود برخی افراد برای رسیدن به آن راههای میانبر را انتخاب کنند؛ حتی اگر این مسیر از مرزهای اخلاق و قانون عبور کند.»
وقتی ارزشها تغییر میکنند
به اعتقاد شریفییزدی، مسئله فقط رفتار یک فرد نیست، بلکه تکرار چنین محتواهایی میتواند به مرور بر هنجارهای اجتماعی اثر بگذارد.
او توضیح میدهد: «اگر تولید و مصرف این نوع محتوا عادی شود، ارزشهای مبتنی بر احترام، قانونمداری و مسئولیتپذیری به حاشیه میروند و جای خود را به الگوهایی میدهند که در آنها شهرت، حتی از مسیر خشونت، به یک ارزش تبدیل میشود. این روند در بلندمدت میتواند پیامدهای فرهنگی و اجتماعی قابل توجهی داشته باشد.»
سواد رسانهای؛ حلقه مفقوده
این روانشناس و جامعهشناس یکی از ریشههای گسترش چنین پدیدههایی را ضعف سواد رسانهای میداند. او معتقد است بسیاری از نوجوانان و حتی بزرگسالان هنوز نمیدانند چگونه با محتوای فضای مجازی مواجه شوند و بازنشر هر ویدئو ناخواسته به گسترش آن کمک میکند. بهگفته شریفییزدی، هر زمان که کاربران از بازنشر و استقبال از محتوای خشونتآمیز خودداری کنند، انگیزه تولیدکنندگان این محتوا نیز کاهش خواهد یافت؛ زیرا بخش مهمی از فعالیت آنها بر پایه دیدهشدن و دریافت واکنش از مخاطبان است.
مرجعیت از مدرسه
به صفحه موبایل منتقل شده است
شریفییزدی هشدار میدهد که در سالهای اخیر بخشی از مرجعیت تربیتی از نهادهایی مانند خانواده، مدرسه و رسانههای رسمی به بلاگرها و چهرههای فضای مجازی منتقل شده است؛ «نوجوانان امروز بیش از گذشته با اینفلوئنسرها همذاتپنداری میکنند و رفتار آنها را الگو قرار میدهند. اگر این الگوها بر پایه شهرت به هر قیمت شکل بگیرد، نمیتوان انتظار داشت که هنجارهای اجتماعی بدون آسیب باقی بمانند.»
دوپامین موبایلی
در همینه زمینه :