مسیر سبز عاشقی
روایت سفر میلیونی زائران اربعین از 8 مرز زمینی کشور
فاطمه عباسی| روزنامهنگار
این یک تکرار نیست؛ تکاملی است که هر سال شکوهمندتر از پیش، خود را بر پهنه جادهها به نمایش میگذارد. پدیده اربعین دیگر نه یک سفر زیارتی، که به یک جنبش اجتماعی و یک مکتب سیار بدل شده است. اینجا «فرد» معنای خود را از دست میدهد و در یک «ما»ی عظیم حل میشود؛ «ما»یی که در کولهپشتیهای ساده، در پاهای تاولزده اما مصمم و در چشمهایی که به افقی واحد خیره شدهاند، تبلور مییابد. این جریان انسانی که آمارها از رشد سالانه آن حکایت دارند، تنها با نیروی ایمان پیش میرود و زیرساخت اصلی آن نه آسفالت و بتن، که قلبهای مردمی است که مسیر را به خانه خود بدل کردهاند.یکی از زیباترین و برجستهترین جلوههای این مکتب سیار، فرهنگ خدمت خالصانه است؛ درسی که در سفرههای بیپیرایه موکبها میتوان آن را مشق کرد. یک استکان چای داغ در دل شب، یک وعده غذای گرم که با لبخند تعارف میشود و دستانی که بیمنت، شانههای خسته زائری ناشناس را میفشارند؛ همین جزئیات ساده، حلقههای پیوند در زنجیره عظیم انسانیت و ایثار است که این مسیر را از یک جاده، به خانهای امن برای همه بدل میکند.
این اقیانوس انسانی از سرچشمههای متعدد میجوشد و از 8شریان اصلی به خاک عراق سرازیر میشود. موج بیکران جمعیت، مرزهای قراردادی را به نقاط تپنده یک اشتیاق مشترک بدل کرده است؛ از گرمای سوزان جنوب در شلمچه و چزابه تا هوای کوهستانی غرب در مهران، خسروی، تمرچین و باشماق، همه یک مقصد را فریاد میزنند. امسال اما 2نام جدید به این منظومه حرکت اضافه شده است: سومار و چیلات؛ 2مسیری که هرچند با ظرفیت محدود، اما به منزله گشایشی نو برای تسهیل این سفر عظیم و توزیع ترافیک انسانی عمل میکنند. با این همه، این سفر تنها یک جابهجایی فیزیکی از نقطهای به نقطه دیگر نیست؛ بلکه یک مهاجرت درونی و یک بیعت عملی است که در آن هر قدم، معنایی فراتر از مسافت دارد. گزارش پیش رو، برشی است از این حماسه بیبدیل؛ روایتی از ایمانی که جاده میسازد و عشقی که مرز نمیشناسد.
