معمای یک انتخاب
تارتار به جای اسکوچیچ سرمربی پرسپولیس شد
پس از هفتهها گمانهزنی و بهراهافتادن بازی تکراری «اسموفامیل» در راهروهای باشگاه پرسپولیس برای انتخاب سرمربی، سرانجام دود سفید از دودکش ساختمان مدیریت بلند شد اما این دود، چشمان هواداران سرخپوش را بدجوری میسوزاند. پس از مذاکرات طولانی و بینتیجه با دراگان اسکوچیچ، مردی که با تراکتور قهرمان ایران شده بود و سابقه نشستن روی نیمکت تیم ملی را در کارنامه داشت، سکان هدایت پرسپولیس رسما به مهدی تارتار سپرده شد؛ انتخابی که به جای ایجاد موج امید، توفانی از اعتراضات را در پی داشته است.
سکوهای ملتهب پرسپولیس حق دارند نگران باشند. برای هوادارانی که به جامگرفتن و اقتدار عادت کرده بودند و فصلی کابوسوار را پشت سر گذاشتهاند، تارتار گزینهای در حد و اندازههای نیمکت سنگین سرخها نیست. بسیاری از هواداران با حسرتی آمیخته به خشم، پیشبینی میکنند که او بهزودی مسیر تلخ حمید استیلی و وحید هاشمیان را در این باشگاه طی خواهد کرد. این بدبینی چندان هم دور از منطق نیست؛ تارتار در سطح اول فوتبال ایران افتخار دندانگیری در ویترین خود ندارد. هنوز زمان زیادی از شکست تلخ او با گلگهر مقابل چادرملو و از دست رفتن سهمیه آسیایی نگذشته است. چگونه مربیای که در یک قدمی سهمیه کم میآورد، قرار است پرسپولیس را به ساحل آرامش برساند؟
سؤالات بیپاسخ در ذهن هواداران رژه میروند. اگر قرار بر انتخاب تارتار بود، اصلا چرا رشته همکاری با اوسمار پاره شد؟ نزول از نامی چون اسکوچیچ با آن کارنامه پربار به گزینهای چون تارتار، با کدام منطق مدیریتی سازگار است؟ از سوی دیگر، اگر مدیریت باشگاه تا این حد به تواناییهای سرمربی جدید خود ایمان دارد، چرا با او تنها یک قرارداد یکساله امضا کرده است؟ این قرارداد بیشتر شبیه به یک زنگ خطر است تا یک پشتوانه محکم برای ساختن تیمی قدرتمند.
تناقضات مدیریت به همین جا ختم نمیشود. افکار عمومی هنوز فراموش نکردهاند که جناب مدیرعامل، پس از شکست مقابل چادرملو و از دست رفتن سهمیه، انگشت اتهام را بهسوی بازیکنان نشانه رفت و مدعی شد مربیان چند فصل اخیر نظیر هاشمیان، گاریدو و کارتال بیجهت قربانی و اخراج شدهاند. اگر واقعا مشکل از بازیکنان بود، پس چرا قید اوسمار زده شد تا تارتار بیاید؟