نبرد بادها
روز جهانی باد
در باور ایرانیها، بادها فقط پدیدههای طبیعی نبودند؛ برخی مظهر خیر بودند و برخی نماد شر. اما در میان روایتهای عامیانه و باورهای کهن، 2 قصه بیش از همه جلب توجه میکند: داستان چَن و گرمیج در ساوالان و روایت کلو و زَلو در زاگرس. در این قصهها، بادها موجوداتی نامرئی اما زندهاند که برای چیرگی بر طبیعت، تغییر فصلها و سرنوشت آدمیان با یکدیگر به نبرد برمیخیزند.
نبرد بادها در قله ساوالان
باد گرم یا گرمیج، باد شدیدی است که در زمان حاکمیت جریان کمفشار روی کرانههای جنوبی دریایخزر و اردبیل در قسمت مرکزی استان میوزد و گاهی سرعتی بیش از 120کیلومتر بر ساعت دارد. قدیمیهای اردبیل معتقدند با توقف باد گرمیج موجی از جریان هوای سرد شمالی و ریزش برف منطقه را در بر میگیرد. چَن اما در مقابل گرمیج است و معمولا با سرد شدن ناگهانی هوا، ابرناکی و با افت دما میوزد. در باور اردبیلیها بهویژه مشکینشهریها، نبرد این دو باد تعیینکننده وضعیت آبوهوایی است؛ برمبنای یک باور قدیمی، برخی از باد چن و گرمیج در بالای قله ساوالان (سبلان) با هم گلاویز میشوند و زورآزمایی میکنند. جنگ آنها تا دامنههای ساوالان امتداد مییابد تا به مشکینشهر میرسد و هر یک، قدرتش بیشتر باشد، میماند و میوزد و دیگری بهناچار فرار میکند.
بادهای زندانی در زمستان و تابستان
باورهای کهن ایلامیها در نبرد بادها فراتر از خیر و شر رفتهاند و یک باد یا «کلو» را مسلمان و «زلو» را کافر تعبیر میکنند؛ اولی فرشته نگهبان هوایپاک و دومی دیوی مظهر هوای ناپاک و زیانآور. کلو و زلو یک باد خاص نیستند و ایلامیها بهطور کلی باد زمستان را زلو میدانند و معتقدند در این زمان، کلو زندانی است تا زمانی که 45روز بگذرد و کلو آزاد و به جایش زلو خانهنشین شود. زلو سرد است و همهچیز را فسرده میکند، خاکآلود است و بارانی باخود ندارد، اما کلو هم باران دارد و هم طراوت و با آن، زمین، نباتات و آدمیان جان تازه میگیرند. در این قصه ایلامیها تنها نبودند و اهالی استان همسایه یعنی لرستان نيزچنین اعتقادی داشتند.