100روز جنگ، 100روز شکست آمریکا
نیوزویک: غافلگیری بزرگ جنگ برای آمریکا، دوام آوردن ساختار سیاسی ایران بود
علیرضا احمدی | روزنامهنگار
رسانه آمریکایی «نیوزویک» روز یکشنبه در گزارشی به قلم «تام اوکانر»، تحلیلگر ارشد حوزه سیاستخارجی و امنیت ملی، به ارزیابی 100روز جنگ علیه ایران پرداخته؛ گزارشی که محور اصلی آن، «آشکار شدن آسیبپذیریهای آمریکا» دراین جنگ است. مهمترین محورهای این گزارش را در ادامه میخوانید:
خطاهای محاسباتی آمریکا و اسرائیل
گزاره: «نیوزویک» در گفتوگو با کارشناسان، به بررسی خطاهای محاسباتی واشنگتن و تلآویو پرداخته است:
محورها:
1- جغرافیای ایران: موقعیت استراتژیک ایران، بهویژه کنترل بر تنگه هرمز، ابزار مهمی برای اعمال فشار بر اقتصاد جهانی فراهم کردهاست.
2- جمعیت و ظرفیت اجتماعی: ایران با جمعیت چنددهمیلیونی، توانایی بیشتری برای تحمل فشارها و بسیج منابع در مقایسه با بسیاری از کشورهای منطقه دارد.
3- تحول دکترین نظامی: ایران از یک رویکرد صرفاً دفاعی فاصله گرفته و به سمت راهبردی حرکت کرده که هدف آن تحمیل هزینه مستقیم به دشمنان است.
تحول در میدان جنگ
گزاره: جنگ اکنون وارد مرحله جدیدی شده است.
ارزیابی:
درحالیکه درگیریهای نظامی همچنان ادامه دارد، تمرکز اصلی به سمت مذاکرات سیاسی، فشارهای اقتصادی و جنگ روانی تغییر کرده است.
مخالفان ایران احتمالاً به این نتیجه رسیدهاند که شکست نظامی مستقیم این کشور بسیار پرهزینهتر از برآوردهای اولیه است.
نتیجه: در آینده تمرکز محور مقابل ایران بیشتر بر ابزارهای زیر خواهد بود:
1- تحریمهای اقتصادی
2- فشارهای دیپلماتیک
3- عملیات رسانهای و روانی
4- تلاش برای ایجاد نارضایتی داخلی
محورهای 100روز جنگ
1- ضعف آمریکا: قدرت نظامی آمریکا نمیتواند به تنهایی اهداف سیاسی بلندپروازانه مانند تغییر رژیم یا حذف کامل توان راهبردی ایران را تضمین کند.
2- قدرت ایران: بقای حکومت ایران، تداوم ظرفیتهای نظامی و توانایی ایجاد هزینه برای دشمنان نشان میدهد این جنگ بیش از آنکه نمایش قدرت مطلق آمریکا باشد، محدودیتهای قدرت آن را آشکار کرد.
3- چشمانداز پیشرو: سرنوشت نهایی جنگ، بیش از آنکه در میدان نبرد تعیین شود، به عملکرد اقتصادی، انسجام داخلی و تحولات سیاسی سالهای آینده وابسته است.
از ادعای پیروزی سریع تا بنبست فرسایشی
گزاره: جنگ ۱۰۰ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، برخلاف انتظارات اولیه، به یک «پیروزی قاطع» منجر نشده است.
دلیل: با اینکه ایران در آغاز جنگ، متحمل ضربات سنگینی در ساختار سیاسی و نظامی خود شد، اما ادامه درگیری نشان داد این کشور نهتنها توانسته انسجام خود را حفظ کند، بلکه هزینههای قابلتوجهی نیز به طرف مقابل تحمیل کرد.
نتیجه: این وضعیت سبب شده متحدان و رقبای آمریکا برداشت جدیدی از محدودیتهای قدرت نظامی واشنگتن پیدا کنند.
آمریکا به اهداف خود دست یافت؟
گزاره: یکی از مشکلات اصلی در ارزیابی جنگ 40روزه، نامشخص بودن اهداف واقعی آمریکاست.
اهداف آمریکا: دولت ترامپ اهداف مختلفی ازجمله جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، تضعیف توان موشکی، کاهش نفوذ منطقهای ایران و حتی تغییر رژیم را مطرح کرد.
نتیجه: گزارشهای منتشرشده نشان میدهد:
1- برنامه هستهای ایران از بین نرفته است.
2- توان موشکی ایران در حال بازسازی است.
3- حکومت ایران همچنان پابرجاست.
4- انسجام نهادهای امنیتی و نظامی ایران افزایش
یافته است.
5- برخی کارشناسان معتقدند آمریکا نتوانسته به اهداف حداکثری خود دست یابد.
ایران با عراق و افغانستان چه تفاوتی دارد؟
گزاره: مقایسه ایران با عراق و افغانستان
محور: در جنگهای افغانستان (۲۰۰۱) و عراق (۲۰۰۳)، آمریکا توانست در مدت کوتاهی دولتهای حاکم را سرنگون کنداما درباره ایران، چنین اتفاقی رخ نداد.
دلایل:
1- وسعت جغرافیایی بسیار بیشتر ایران
2- جمعیت زیاد
3- توان بالای بسیج نیرو
4- تجربه تاریخی طولانی در مواجهه با بحرانها و جنگها
5- ساختار سیاسی و امنیتی پیچیدهتر
نتیجه: هرگونه تلاش برای اشغال نظامی ایران نیازمند هزینههای بسیار سنگین انسانی، اقتصادی و سیاسی است.
استفاده راهبردی از تنگه هرمز
گزاره: مؤثرترین ابزار ایران در این جنگ، نه موشکها یا عملیات نظامی مستقیم، بلکه بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود و بهویژه تنگه هرمز بوده است.
محورها:
اختلال در عبور نفت و گاز از این آبراه حیاتی، سبب افزایش قیمت انرژی در جهان شد.
این وضعیت، فشار اقتصادی قابلتوجهی به کشورهای مصرفکننده وارد کرد.
این موضوع همچنین سبب افزایش نارضایتی عمومی در آمریکا نسبت به ادامه جنگ شد.
نتیجه: برخی تحلیلگران آمریکایی هشدار دادهاند ممکن است کشورهایی مانند چین از این تجربه درس بگیرند و در آینده به جای جنگهای گسترده، از کنترل گلوگاههای حیاتی دریایی برای اعمال فشار راهبردی استفاده کنند.
بزرگترین غافلگیری جنگ چه بود؟
گزاره: یکی از مهمترین نتایج جنگ، دوام آوردن ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بود.
دلیل: با وجود ترور رهبر ایران، تعدادی از فرماندهان ارشد و وارد آمدن خسارات سنگین نظامی و اقتصادی، حکومت ایران فرونپاشید.
ارزیابی راهبردی:
بخشهای اصلی حاکمیت به سرعت حول رهبری جدید متحد شدند.
انتظار آمریکا و اسرائیل مبنی بر ایجاد شکاف داخلی یا فروپاشی سریع نظام سیاسی ایران محقق نشد.
حتی ممکن است نسل جدید رهبران ایران، مواضعی سختتر از گذشته داشته باشند.