فلسفه و جوهره اجتماعات شبانه مردم ایران
اجتماعات شبانه مردم، تجلی وحدت ملی، ایستادگی تاریخی و دفاع آگاهانه از میهن در برابر تهدیدهاست
امین توکلیزاده
معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران| بیش از ۹۰شب از شروع اجتماعات خیابانی پس از شهادت امام امت در ایران میگذرد. براساس نظرسنجی مرکز تحقیقات صداوسیما در پایان فروردینماه بیش از ۵۹درصد مردم حداقل یکنوبت در این اجتماعات شرکت کردهاند و ۲۹درصد مردم هرشب یا اکثر شبها در میدانها حضور داشتهاند؛ یعنی قریب به 20میلیون نفر جز کودکان هرشب و قریب به ۴۰میلیوننفر حداقل چندشب تا پایان فروردینماه به خیابان آمدهاند. رمز این استقامت و پایداری و استمرار چیست؟ برای رسیدن به جواب باید به 2سؤال پاسخ بدهیم.
جوهره اجتماعات شبانه مردم چیست؟
جوهره مردمی و حماسی وانقلابی وکثرتگرابودن اجتماعات بسیار در شکلگیری و تداوم آن مؤثر بوده است. زندهبودن و پویایی اجتماعات در کنار مطالبهگربودن و کنشگری اجتماعی و حس مشارکت و تأثیرگذاری نیز جزو جوهره اجتماعات شبانه مردم ایران است.بخشی از جوهره این اجتماعات احساس اثرگذاری است.اگر در روزهای اول مردم با حس ضرورت و نیاز وارد خیابان شدند در ادامه حس مؤثربودن یکی دیگر از دلایل استمرار این حضور شد.اینکه دشمن دیگر نتوانست فراخوانی بدهد یا اینکه جریان سازشکار از این اجتماعات حساب میبرد باعث شده حس مشارکت مردم در اداره کشور بیشتر شود؛ امری که رهبر شهید از آن با مردم مبعوثشده که کار را تمام میکنند یاد کردند.زنده، پویا و مردمیبودن، جوهره اصلی این اجتماعات است؛ اجتماعات انقلابی و حماسی و مطالبهگر که تکثر را هم به رسمیت میشمارد، ذات پرسشگری دارد و آرمانهای انقلاب را در عمل مسئولان جستوجو میکند و در کنار تریبون رسمی دهها مناظره و گفتوگو در اجتماعات شبانه تجربه میشود.تفاوت و اختلاف نظر و تکثر را بهرسمیت شمرده ولی محکماتی را برای حفظ وحدت و انسجام مقرر کرده که عموم شرکتکنندگان قبولش دارند.
رهبری و ایران محکمات اصلی اجتماعات هستند که بنمایه حل تفاوتها و اختلاف میشود و موجب تداوم و گسترش و تحمل و صبوری میشود.این اجتماعات یک فناوری جدید جامعهپردازی است که جامعه نوین ایرانی از دل آن متولد خواهد شد.لذا بسیاری که متوجه این مهم شدهاند برای جانماندن از آینده سعی میکنند با نقشآفرینی در آینده ایران سهیم شوند.تلاش برای اثرگذاری روی اجتماعات از طرف جریانهای مختلف هم نکته مثبتی است که به پویایی و زندهبودن اجتماعات کمک میکند و میتواند تهدیداتی هم داشته باشد که با تحمیل و جهتدهی قبیلههای حزبی و جناحی فلسفه وجودی و جوهره اجتماعات لطمه بخورد و ایجاد دوقطبیهای غیرمفید به وحدت و انسجام بزرگ مردم ایران لطمه بزند.حضور در این اجتماعات باعث رشد و آگاهی جدی نسلهای جدید شده که با هیچ آموزشی امکانپذیر نبود.جنگ و فتنه، مردم ایران را رشد داده و به سطح جدیدی از آگاهی و تابآوری رسانده است.رانتیخواندن اجتماعات و مخالفت با اجتماعات نشاندهنده مؤثربودن اجتماعات است و همین مخالفتها انگیزه شرکتکنندگان را بیشتر خواهد کرد.
حس اثرگذاری مردم در کنار ترس مسئولین از افکار عمومی شکل گرفته در اجتماعات و حرکت کنترلشده آنها میان آرمان و واقعیت یک تعادلبخشی حسابشده را شکل میدهد که مدرنترین جوامع برای رسیدن به این آرزو سالهاست دست وپا میزنند.خانوادهمحوربودن و اکثریتداشتن حضور زنان هم ازجمله موارد مهمی است که میتوان به آن اشاره کرد اینکه جامعه ایرانی پس از فتنه زن ، زندگی، آزادی با محوریت کنشگری زنان، بیش از ۹۰روز است خیابان را تبدیل به عرصهای اثرگذار در تصمیمسازی و مشارکت مدنی کرده که خود پدیدهای منحصربهفرد است و قابلیت دهها پژوهش و تحقیق دارد.غیبت طولانی اندیشمندان علوم انسانی بهویژه جامعهشناسان موجب فاصلهای سخت میان واقعیت جامعه و حال امروز اندیشه خواهد شد و مقدمشدن عمل اجتماعی مردم ایران بر اندیشه نخبگان کار را برای صاحبان کرسیهای نظریهپردازی دشوارتر خواهدکرد؛ هرچند حضور برخی از اندیشمندان در میان اجتماعات و حسکردن واقعیت میدان بدون واسطه و تجربهنگاری آن تا حدی جبران این ضایعه را خواهد کرد.
جامعه ایرانی تصمیم خود را برای دگرگونی گرفته ؛ جامعهای سرشار از حس غرور و پیروزی و جامعه زخمخورده از غرب وحشی و برخاسته علیه نفوذ و فتنهها و کودتاها و متنفر از سازش و ظلمپذیری، جامعهای بسیار قوی است.شاید برخی ایراد بیاورند که این احساسات ناشی از تهدید خارجی است و پایدار نخواهد بود و با واقعیت تحریم و محاصره و تبعات آن فروخواهد ریخت. بله این تهدید وجود دارد اگر از این رستاخیز اجتماعی صیانت نشود نمیتوانیم میوه آنرا که ایران قوی است بچینیم.
در تاریخ کم شاهد این غفلتها نبودهایم که فرصتهای بزرگ یک ملت با ندانمکاریها از دست رفته لذا این یک مسئولیت تاریخی برای ماست که با قدرشناسی از مردم در کنارشان قرار بگیریم.مردم تبعات جنگ را میدانند ولی محکم ایستادهاند تا به برکات مقاومت دست پیدا کنند. ایران هزینه جنگ با ابرقدرتها را داده و حالا میتواند بهعنوان پیروز میدان بهعنوان یک ابرقدرت سربرآورد و یا با روحیه ضعف عبرت بگیرد که دیگر مزاحم غارتگری استعمارگران نباشد.بهنظر جریان غالب با پیروزی و قدرتمندشدن است نه ضعیف و مستعمرهشدن.برای عبور از تبعات جنگ مهمترین عنصر تابآوری اجتماعی است که یکی از الزامات آن عدماختلاف و خدمت صادقانه مسئولان است. در ظاهر امر مردم جلوتر هستند و مسئولان باید خودشان را به مردم برسانند.
فلسفه وجودی اجتماعات چیست؟
اصلیترین فلسفه وجودی این اجتماعات خونخواهی است. مردم ایران درپی شهادت رهبرشان و جنایت جنگی حمله به مدرسه ابتدایی میناب و دیگر جنایتها به میدان آمدند.
پس از جنگ ۱۲روزه و اغتشاشهای ۱۸ و ۱۹ دیماه،اجتماعات زیادی در کشور شکل گرفت که معظمترین آنها در۲۲دیماه و ۲۲بهمنماه ۱۴۰۴ بود؛ اجتماعاتی که دربرابر تهدیدات خارجی و بهخطرافتادن ماممیهن و جمهوری اسلامی شکل گرفت و کمر فتنه را شکست و توطئه جدایی ایران از جمهوری اسلامی ایران را با شکست مواجه کرد.فلسفه این مشارکت مدنی و حضور میدانی، حس تهدید است و این همانی بود که با سرانجام عبرتآموز کشورهایی مانند ونزوئلا و سوریه و عراق و ... مقایسه میشد.
آمریکا و رژیم جعلی اسرائیل برای تحقق اهداف خود دنبال تجزیه کشورهای بزرگ منطقه حتی عربستان هستند و با نابودی ارتشها و زیرساختهای دفاعی منطقه راه را برای تحکم و استیلای طولانیمدت خود هموار میکنند تا بتوانند منابع طبیعی این منطقه را ببلعند و هژمونی خود را کامل کنند. مانند دوره استعمار اول که غرب با غارت منابع کشورهایی مانند هند و ایران، کشورهای عربی و آفریقایی توانست یک جهش تاریخی در صنعت، تجارت و فناوری داشته باشد آمریکا برای رهایی از مشکلات داخلی و اسرائیل برای بقا نیاز به تجزیه کشورهای منطقه و تسلط بر منابع آنها دارند و به نوعی به هدف و منافع مشترک رسیدهاند.
البته در بیش از 150سال گذشته و بهخصوص بعد از اعلامیه استقلال آمریکا تلاش غرب این بود که این خوی استعماری را با لایههایی از قوانین و سازمانهای بینالمللی و پیمانهای کنترلکننده پنهان کند ولی یکباره روح استعماری آمریکا عیان شده و لخت و عور همه آنچه در پس پرده است را بیرون ریخته؛ از نسلکشی و کودککشی در غزه تا ربایش رئیسجمهور ونزوئلا تا موضوع گرینلند و مخالفت با انتخاب نخستوزیر مورد علاقه مردم در عراق تا ترور رهبر شجاع و روسای قوا و فرماندهان ایران و جبهه مقاومت همه بیانگر آن است که افکار عمومی برای ترامپ و نتانیاهو ارزشی ندارد و با موافقان اندک خود در جهان نقشه بلعیدن منابع طبیعی دنیا و نابودی قدرت دفاعی کشورهای مقابل را دنبال میکنند و هیچ قید، قانون و حقوقی را محترم نمیشمارند. اما موضوع اجتماعات بعد از شهادت رهبر شجاع انقلاب اسلامی وجوه متفاوتی با پیش از آن دارد.فلسفه وجودی اجتماعات بیش از ۹۰روزه حاکی از اجماعی جدید در جامعه ایرانی است.
حضور اقشار مختلف از لحاظ دیدگاه سیاسی و سبک زندگی متفاوت و سطوح اقتصادی گوناگون در تنوع اقوام و مذاهب و سنین مختلف بیانگر انگیزههای جدیدی برای مشارکت در دفاع از میهن است.
بعد از ترور رهبر انقلاب برخلاف تصور دشمن که منتظر فروپاشی اجتماعی از درون بود موجی از بیداری و وحدت و همبستگی در کشور پدید آمد و البته با دایرهای جدید و وسیعتر.ترور رهبر انقلاب یک تهدید وجودی برای ایرانیان تولید کرد که موجب شد اقشار بیتفاوت و بعضا مخالف هم متوجه این تهدید وجودی بشوند و سیگنالهای فریب و عملیات روانی دشمن را دیگر باور نکنند.
البته بخشی از جامعه همچنان مسحور فضای اغواکننده رسانههای آمریکایی و صهیونیستی که با پولهای شیوخ عرب اداره میشوند هستند و تغییر چندانی در آنها رخ نداده و با باور دروغ کشتهسازیهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در مقابل مردم حاضر در خیابان قرار دارند.اما با این تفاوت که بهشدت ریزش کردهاند.البته باید این محاصره رسانهای شکسته شود و جامعه ایزوله شده را نجات داد و چشم آنها را بر واقعیت میدان باز کرد. اینکه جامعه ایرانی در جنگ سوم تحمیلی رفتاری بسیار فعالانهتر و مستمرتر از خود نشان میدهد و فارغ از همه تفاوتها ذیل هویت تمدنی ایران برای گرفتن انتقام از دشمن و دفاع از میهن گردهم میآیند مرحله جدیدی در توسعه ایران است.این مهم در کنار دستاوردهای نظامی اهمیت بیشتری پیدا میکند و تولید قدرت میکند. ایران ۴۷سال محاصره شده در برابر غولهای تکنولوژی نظامی ایستاد و از کیان خود دفاع کرد و توانست بر بسیاری از سلاحهای مدرن غلبه پیدا کند.
فلسفه وجودی این اجتماعات با خونخواهی رهبر شهید آغاز شد و پس از آن با حمایت از نیروهای مسلح و حفظ وحدت و انسجام ملی و ایستادن پای تمامیت ارضی هویت پیدا کرد.
مطالبه از مسئولان کشور برای ایستادگی و مخالفت با وادادگی ازجمله دیگر موضوعات مهم اجتماعات خیابانی است.
میلیونها ایرانی در یکی از طولانیترین موجهای حضور مردمی سالهای اخیر، خیابان را به عرصهای برای دفاع از ایران، حفظ انسجام ملی و اعلام مخالفت با هرگونه تهدید علیه موجودیت کشور تبدیل کردند؛ پدیدهای که بسیاری آن را نشانه شکلگیری یک اجماع اجتماعی جدید میدانند.
بیش از ۹۰ شب حضور مستمر میلیونها ایرانی در اجتماعات خیابانی، تنها واکنشی احساسی به یک حادثه نبود؛ این اجتماعات به نمادی از خونخواهی، دفاع از تمامیت ارضی، حمایت از نیروهای مسلح، مطالبهگری اجتماعی و بازتولید وحدت ملی تبدیل شد. پدیدهای که از دل تهدیدهای خارجی، نوعی همبستگی نوین و مشارکت فعال مدنی را در جامعه ایرانی شکل داد.